برگردان به زبان ساده
پس آنگاه کمبوجیه شاه شد
ولیعهد شه بود و برگاه شد
هوش مصنوعی: پس از آن، کمبوجیه به عنوان ولیعهد شاه مشخص شد و به مقام سلطنت دست یافت.
بشاهی بر او خواندند آفرین
همه بوسه دادند روی زمین
هوش مصنوعی: به او که به مقام شاهی رسید، همه به شکرانهاش ستایش کردند و بر زمین بوسه زدند.
که کاموجیه شاه ما شاد باد
چو کورش همه ملکش آباد باد
هوش مصنوعی: باشد که شادی و خوشبختی به پادشاه ما برسد و مانند کورش، سرزمینش همیشه آباد و رونق داشته باشد.
اگر رفت کورش ز دار فنا
تو خود یادگاری از و بهر ما
هوش مصنوعی: اگر کورش از دنیا برود و نابود شود، تو خود همچنان نشانی از او و یادگاری برای ما خواهی بود.
بکوشیم بر حکم و فرمان تو
نخواهیم جز شادی جان تو
هوش مصنوعی: ما باید تلاش کنیم تا طبق دستورات تو عمل کنیم و چیزی جز خوشحالی تو از جانمان نخواهیم.
تو شاهی و ما کمترین بنده ایم
بفرمان و رایت سر افکنده ایم
هوش مصنوعی: تو پادشاهی و ما تنها خدمتگزاران تو هستیم که به امر تو تسلیم شدهایم و سر تعظیم به نشانه احترام فرود آوردهایم.
بفرمود کاموجیه با سران
که ای نام داران و هم افسران
هوش مصنوعی: کاموجیه به سران و همراهبردان خود فرمان داد که ای نامآوران و همپیمانان.
منم مهربان با شما چون پدر
نرانم یکی از شما را ز در
هوش مصنوعی: من با شما به نرمی و مهربانی رفتار میکنم، مثل پدری که هیچیک از شما را از خود دور نمیکند.
نه تغییر در کار کورش دهم
نه حکمی بجز حکم او برنهم
هوش مصنوعی: نه من میتوانم در کارهای کورش تغییری ایجاد کنم و نه میتوانم حکمی جز حکم او صادر کنم.
که او بود شاهنشه دادگر
پدر بود باما همه سر بسر
هوش مصنوعی: او همان شاهنشاه دادگر بود که پدر ما به حساب میآید و همه ما از نسل او هستیم.
بما روح کورش نظاره کند
چو بد بیند از ما کناره کند
هوش مصنوعی: اگر روح کورش به ما نگاه کند و ببیند که رفتار خوبی نداریم، از ما دور خواهد شد.
بگفتند ای شاه فرمان تراست
سر ما نه پیچد ز حکمت رواست
هوش مصنوعی: گفتند ای شاه، فرمان تو بر ما تسلط دارد و جایز است که از دانش و حکمت خود بهره بریم.
دگر پور کورش بدی بردیا
خردمند و باهوش و رای و ذکا
هوش مصنوعی: پسر کورش دیگر، انسانی زیرک و با دانش و عقل و فهم برتر است.
بسال ار چه کمتر ز کامبیز بود
ولی رأی و عقلش فزونیش بود
هوش مصنوعی: گرچه کامبیز سنش کمتر بود، اما از نظر فکر و عقل برتری داشت.
بملک خراسان و هم سیستان
بخوارزم و کرمان و هم خاوران
هوش مصنوعی: این جمله اشاره به مناطق مختلفی در ایران دارد و به نوعی به وسعت و زیبایی سرزمینهای خراسان، سیستان، خوارزم، کرمان و شرق اشاره میکند. به عبارتی دیگر، بر غنای فرهنگی و طبیعی این مناطق تأکید دارد.
بعهد پدر بود فرمانروا
رعیت از او شاد و از غم رها
هوش مصنوعی: فرمانروایی به عهد پدرش است و مردم از او خوشحالاند و از ناراحتیها آزاد.
رعیت از و شاد و او نیز شاد
ز بس آن جوان بود با عدل و داد
هوش مصنوعی: مردم از زندگی خوب و شاداب هستند، زیرا جوانی با انصاف و عدالت در میان آنها وجود دارد.
چو از قتل کورش خبردار شد
بزد بر سر خویش و بس زار شد
هوش مصنوعی: وقتی خبر قتل کوروش را شنید، به شدت ناراحت شد و به سر خود زد و خیلی گریه کرد.
ز پای اندر آمد برفت او ز هوش
برآمد ز درگه بزاری خروش
هوش مصنوعی: او از زمین برخاست و به سرعت از آنجا دور شد، به طوری که انگار از هوش رفته است و از جایی که در آن بود، صدایی بلند به گوش میرسد.
بگفتا دریغا از آن شهریار
که خاک سیه را بگیرد کنار
هوش مصنوعی: گفت دریغ از آن پادشاهی که باید خاک سیاه را کنار بزند.
پدر من چه سازم چه چاره کنم
تو در خاک من چون نظاره کنم
هوش مصنوعی: من چه کار میتوانم بکنم یا چه راه حلی برای این مشکل دارم، وقتی که تو در خاک وجود من هستی و من میتوانم فقط تو را تماشا کنم.
که رفت از برم تا بهشت برین
که عالم نباشد بجز درد و کین
هوش مصنوعی: کسی که از کنارم رفته، به بهشتی میرود که در آن هیچ چیز جز درد و کینه وجود ندارد.
شب و روز سوک پدر بر گرفت
همه شهر از زاریش در شگفت
هوش مصنوعی: شب و روز، مردم از سوگواری پدر در حیرت هستند و همهجا پر از غم و اندوه او شده است.
سراسر همه جامه نیلی چو دود
همه دیده گریان و رخ شد کبود
هوش مصنوعی: تمام تنم مانند جامهای نیلی شده است و چشمانم مانند دود، گریان و اشکآلود است؛ چهرهام نیز مانند آبی تاریک شده است.
سپس نامه ای از برادر رسید
بنامه بسی بود گفت و شنید
هوش مصنوعی: سپس نامهای از برادر رسید که شامل گفتگوهای زیادی بود.
ز کرمان سوی پارس آهنگ کن
بسوی من اکنون تو آهنگ کن
هوش مصنوعی: از کرمان به سمت پارس برو و حالا به سمت من بیایید.
چو قاصد بیامد بر بردیا
کمر بست و شادان بر آمد ز جا
هوش مصنوعی: وقتی پیامآور به بردیا رسید، با شجاعت آماده شد و خوشحال از جای خود برخاست.
بگفتا برادر بجای پدر
نباید که باشم ز حکمش بدر
هوش مصنوعی: او گفت برادر، نباید که به جای پدرم قرار بگیرم و حکم او را اجرا کنم.
خود و چندتن از سران سپاه
ز کرمان سوی پارس بنمود راه
هوش مصنوعی: به همراه تعدادی از سران سپاه، از کرمان به سمت فارس راهی شدند.
بیامد بدرگاه شه با نیاز
زمین بوسه کرد و ببردش نماز
هوش مصنوعی: کسی به درگاه پادشاه آمد و با نیاز و درخواست، زمین را بوسید و سپس نماز خواند.
بگفتا برادر که من کهترم
ز فرمان و رأی تو من نگذرم
هوش مصنوعی: برادر، من در مقام و رتبه حقیرتر از تو هستم و از تصمیم و نظر تو نمیگذرم.
بفرمود دانی که بعد از پدر
بسی شهر ها شد ز فرمان بدر
هوش مصنوعی: فرمود که میدانی پس از پدر، بسیاری از شهرها از فرمان او خارج شدند.
تو باید کمر را ببندی بجنگ
دهانشان بدوزی به تبر خدنگ
هوش مصنوعی: باید خودت را آماده کنی و برای دفاع از خودت با تمام قوا وارد میدان شوی؛ باید به دشمنان خود با شجاعت ضربه بزنی.
بلطف از برادر اطاعت نمود
بجای پدر او برادر ستود
هوش مصنوعی: با کمک برادر، همواره باید از او پیروی کرد، زیرا او به جای پدر، لایق ستایش است.
شه آنگه سران سپه را بخواست
بفرمود لشگر نمایید راست
هوش مصنوعی: پس از آن، شاه فرمان داد که سران سپاه را جمع کنند و به آنها دستور داد تا لشکر را صاف و منظم کنند.
سپهدارتان بردیای دلیر
که هم پور شاهست و هم شیر گیر
هوش مصنوعی: سپهدار (فرمانده یا سردار) پیش از دلیرترین فردی به نام بردیا آمده است که هم فرزند شاه است و هم شیر را دشوار میگیرد.
بگفتند یکسر که ما کمتریم
ز فرمان شه زادمان نگذریم
هوش مصنوعی: گفتند که ما به طور کامل تابع فرمان شاه هستیم و از نسل او خواهیم گذشت.
بفرمود حکام بی رأی و هوش
بفرمان و حکمم ندارند گوش
هوش مصنوعی: حاکمان بدون تفکر و عقل فرمان میدهند و به احکام من توجهی ندارند.
کنون بردیا باسپاهی گران
رود تا بکوبد سر سرکشان
هوش مصنوعی: اکنون بردیا با سپاهی بزرگ به راه میافتد تا سرکشان را نابود کند.
بگفتا ببر هر چه بایست زر
ز تیغ و ز کوپال و گرز و سپر
هوش مصنوعی: او گفت هر چیزی را که لازم است ببر، از طلا و شمشیر و سپر گرفته تا کلاهی که بر سر داری.
زمین بردیا پیش شه بوسه داد
بزین اندر آمد روان شد چو باد
هوش مصنوعی: زمین بر روی بردیا پیش شاه بوسهای نهاد و در آن لحظه، بادی به آرامی وزید و روحی تازه در فضا دمید.
بر اطراف ایران ز آشور و ماد
همه کرد آرام آن نیک زاد
هوش مصنوعی: در اطراف ایران، از سرزمینهای آشور و ماد، همه قوم کرد زندگی میکنند و در این دیار آرامش دارند.
ز بس خوبی و همت و رای او
همه سر نهادند بر پای او
هوش مصنوعی: همه به خاطر خوبی، اراده و خرد او، سرشان را به احترام او خم کردند و او را ارج نهادند.
چو برگشت در پارس نزدیک شاه
دلیران بر او برگشادند راه
هوش مصنوعی: وقتی به پارس بازگشت، در نزدیکی شاه دلیران، راه را برای او گشودند.