برگردان به زبان ساده
چو شد سال تازه بیامد بهار
جهان گشت خرم چو نیکو نگار
هوش مصنوعی: به آغاز سال جدید، فصل بهار فرارسید و جهان را سرسبز و شاداب کرد، مانند یک زن زیبا که دلربایی میکند.
بفرمود کورش که سان سپاه
ببینند و جنبند زان جایگاه
هوش مصنوعی: کورش دستور داد که سپاه را ترتیب دهند و از آن مکان حرکت کنند.
به تسخیر بابل چو مامور گشت
بفرمود لشکر رود سوی دشت
هوش مصنوعی: وقتی مأمور تصرف بابل شد، به لشکر فرمان داد که به سمت دشت حرکت کنند.
چنین گفت شاهنشه نامدار
دگر باره داریم ما کار زار
هوش مصنوعی: شاهنشاه محترم دوباره میگوید که ما آمادهی ورود به جنگ هستیم.
کنون باید آهنگ بابل کنیم
ببابل یکی فتح قابل کنیم
هوش مصنوعی: حالا باید به سوی بابل حرکت کنیم و در آنجا به پیروزی دست پیدا کنیم.
بگفتند کای شاه فرمان تراست
فلک گر بحکمت نهد سر رواست
هوش مصنوعی: گفته شده است که ای شاه، فرمان تو بر جهان حاکم است و اگر آسمان با حکمت خود بر کسی تسلط یابد، آن شخص برتر خواهد بود.
گذر کرد از رود دجله سپاه
سوی ملک بابل گرفتند راه
هوش مصنوعی: سپاهیان از کنار رود دجله عبور کردند و به سوی سرزمین بابل حرکت کردند.
سوی کلده آمد سپهدار شاه
ابا صد هزاران گزیده سپاه
هوش مصنوعی: سردار شاه، با صد هزار نیروی منتخب، به سمت کلده حرکت کرد.
نبونید نام شه کلده بود
ز طغیان کورش بس آشفته بود
هوش مصنوعی: نام شاه کلده بر اثر طغیان کوروش بسیار آشفته و گیجکننده شده بود.
نه یارای جنگ و نه پای فرار
نه سردار جنگی نه خود هوشیار
هوش مصنوعی: در این مصراع، شاعر به جنگ و نبرد اشاره میکند و نشان میدهد که در این شرایط، نه یارانی برای کمک وجود دارند و نه کسی که بتواند به عنوان فرمانده به آنها فرماندهی کند، همچنین خود نیز در حال فرار نیست و نمیتواند به طور هوشیارانه تصمیم بگیرد. به طور کلی، وضعیتی نامطلوب و نابسامان را توصیف میکند که در آن، هیچکس قادر به ارائه کمک یا رهبری نیست.
بکورش بگفتند کای پادشاه
یکی ژرف رود است دربین راه
هوش مصنوعی: به کورش گفتند ای پادشاه، در مسیر شما یک رود عمیق وجود دارد.
بفرمود کورش ندارید باک
ببندید دل را به یزدان پاک
هوش مصنوعی: کورش به مردم دستور میدهد که نگران نباشند و دلهای خود را به خداوند بزرگ بسپارند.
چو حاضر شدند آن سپاه دلیر
کمر بسته بازو گشاده چو شیر
هوش مصنوعی: وقتی آن سپاه شجاع حاضر شدند، با عزم و اراده قوی و روحیهای شبیه شیر، آماده نبرد شدند.
بخوبی گذر کرد جمله سپاه
بیک حمله شد شهر بابل تباه
هوش مصنوعی: همه سپاه به خوبی از مسیر عبور کردند و با یک حمله، شهر بابل را ویران کردند.
نبونید تسلیم آن شاه شد
پیاده روان سوی در گاه شد
هوش مصنوعی: آن شاه به پیادهنظامی که تسلیم نشد، حمله کرد و به سوی درگاه حرکت کرد.
چو شاه جوان کوروش دادگر
نبونید را دید حال دگر
هوش مصنوعی: هنگامی که شاه جوان کوروش، دادگری را مشاهده کرد، حال او تغییر کرد.
بگفتا نبونید دل شاد دار
تن از رنج و غم یکسر آزاد دار
هوش مصنوعی: او گفت که دل را شاد نگهدار و بدن را از رنج و غم کاملاً آزاد کن.
سپاهم نه غارت نه ویران کند
نه ظلمی که دلها پریشان کند
هوش مصنوعی: سپاهم نه چیزی را غارت میکند، نه خراب میسازد و نه ظلمی به وجود میآورد که دلها را آشفته کند.
رعیت همه در پناه منند
سپاهت همه چون سپاه منند
هوش مصنوعی: رعیتها در حفاظت من هستند مانند سپاهیان تو که به نوعی شبیه به سپاه من به شمار میآیند.
یکی مرد باهوش و بارای و داد
بدو پادشاهی بابل بداد
هوش مصنوعی: یک مرد باهوش و توانا پیدا شد که پادشاه بابل به او پادشاهی را داد.
نشاید دلی از تو درغم شود
نه از ملک بابل دهی کم شود
هوش مصنوعی: نباید دل کسی به خاطر تو غمگین شود، چرا که این باعث نمیشود از ارزش بابل کاسته شود.
اگر بشنوم ظلم و عصیان تو
بر آرم دمار از سرو جان تو
هوش مصنوعی: اگر بشنوم که به ظلم و نافرمانی پرداختهای، بیدرنگ توان جانت را در طبق اخلاص خواهم گذاشت و نابودت میکنم.
بهرجا خرابی تو آباد کن
دل بابلی را ز خود شاد کن
هوش مصنوعی: هر جا که خرابی و مشکلاتی وجود دارد، آن را به آبادانی تبدیل کن و دل مردم بابل را با شادی خود خوشحال کن.
ز دهقان زیاده مخواهید باج
که ویران شود مملکت از خراج
هوش مصنوعی: بیش از آنچه که کشاورز میتواند ارائه دهد، از او طلب نکنید، زیرا این کار ممکن است باعث ویرانی کشور و زمینهای کشاورزی شود.
چو دستور داد آن شه دادگر
بفرمود لشکر بجنبد دگر
هوش مصنوعی: وقتی آن پادشاه دادگر فرمان داد، لشکر را به حرکت درآورد.