برگردان به زبان ساده
آرم از قول بزرگان مه برون از زیر ابر
طاعت عالم کنم تا بشکنم بازار جبر
هوش مصنوعی: به دیگران بگو که من از بزرگان میشنوم و در زیر ابر، قصد دارم که به جهانیان فرمانبرداری کنم تا بتوانم زنجیرهای تقدیر را بشکنم و راهی برای آزادی پیدا کنم.
گرم گردم در تماشای پلنگ و شیر و ببر
منع نتوانم نمود از مردم بی تاب و صبر
هوش مصنوعی: اگر در تماشای پلنگ و شیر و ببر شوری در من ایجاد شود، نمیتوانم از مردم بیتاب و بیصبر جلوگیری کنم.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: به این صورت بوده و خواهد بود، ای دوستان.
روزگاری شد که من تقلید دنیا می کنم
سینه پرشور و فغان سر پر ز سودا می کنم
هوش مصنوعی: در این روزها، من به دنبال دنیای فریبنده هستم و در دلم حس هیجان و افسردگی وجود دارد.
اهل دنیا را درین دنیا تماشا می کنم
همچو موسی روی خود در طور سینا می کنم
هوش مصنوعی: دنیا را مانند موسی در لحظه دریافت وحی در کوه سینا، با دقت و تأمل مینگرم و به تماشای مردم مینشینم.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: اینگونه بوده، هست و خواهد بود، ای دوستان.
شعله آتش در ایران سخت ظاهر می شود
آشکارا حکم از سلطان قاهر می شود
هوش مصنوعی: شعله آتش در ایران به شدت نمایان میشود و این نشان از قدرت و فرمانروایی سلطانی قوی دارد.
هر زمان ظلم و ستم از خلق صادر می شود
دور دور شاه عالمگیر نادر می شود
هوش مصنوعی: هر وقت که مردم به ظلم و ستم روی میآورند، دیگر خبری از فرمانروایی بزرگ و با شخصیت چون نادر نیست.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این گونه بوده و خواهد بود، ای دوستان.
جمله خاصان دور از شهر و وطن خواهند شد
بلبلان آواره از طرف چمن خواهند شد
هوش مصنوعی: تمامی افراد خاص و ویژه از شهر و سرزمین خود دور خواهند شد و بلبلانی که آواره هستند، از سمت باغ و گلزار به دور خواهند رفت.
پادشاهان کشته بی غسل و کفن خواهند شد
خسروان زند کم روزی بزن خواهند شد
هوش مصنوعی: پادشاهان بدون غسل و کفن خواهند مرد و پس از مدتی، بزرگان و نیکان نیز به مرگ دچار خواهند شد.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: زندگی همیشه به همین شکل بوده و خواهد بود، ای دوستان.
آنزمان اسرار پنهان آشکار آید همی
زینت و آئین و زیور بیشمار آید همی
هوش مصنوعی: در آن زمان، رازهای نهفته نمایان خواهند شد و زیباییها و زیورآلات فراوانی آشکار خواهند گشت.
هر که مست از خواب غفلت هوشیار آید همی
هر که ناهموار شد هموار و خوار آید همی
هوش مصنوعی: هر کسی که از خواب غفلت بیدار شود، به هوشیاری میرسد و کسی که در زندگیاش دشواریها و مشکلاتی دارد، به آرامش و تواضع خواهد رسید.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: اینطور بوده و خواهد بود، ای دوستان.
دولت قاجار خواهد سکه زد بر سیم و زر
برجهد تیمور شاه از خواب و گردد باخبر
هوش مصنوعی: در دوران قاجار، قرار است سکههای جدیدی ضرب شود و همچنین خبرهایی از بیداری تیمور شاه خواهد رسید که به او اطلاع میدهد.
با سر آید در صف میدان و سازد ترک سر
هر طرف بینی شرار فتنه و آشوب و شر
هوش مصنوعی: او با شجاعت وارد میدان میشود و از هر سو نشانههای فتنه و آشوب را مشاهده میکند.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: دوستان، زندگی همیشه به همین شکل بوده و به همین روش ادامه خواهد یافت.
دسته چابکسواران بیدرنگ آید همی
روز صید شیر و نخجیر پلنگ آید همی
هوش مصنوعی: گروه سوارکاران زودتر از همیشه میآیند و روز شکار شیر و پلنگ نیز فرامیرسد.
یک گل از یک شاخ با صدگونه رنگ آید همی
عرصه گیتی بچشم خلق تنگ آید همی
هوش مصنوعی: یک گل از یک شاخه به هزار رنگ در میآید و همین باعث میشود که مردم جهان دچار حیرت شوند و نتوانند به راحتی از زیباییاش بگذرانند.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این چیزی است که همیشه به همین شکل بوده و همچنان ادامه خواهد داشت، ای دوستان.
مردی مردم مبدل بر گزاف اندر شود
راستی چون صارم کج در غلاف اندر شود
هوش مصنوعی: مردی که به طور ناگهانی به جمع مردم میپیوندد، گویی که راستگو و راسخ است، اما در واقع همچون شمشیری کج در غلاف، مظهر فریب و نادرستی است.
خلق را سرمایه از لاف و خلاف اندر شود
گفتگوی مردمان با تلگراف اندر شود
هوش مصنوعی: مردم به خاطر دروغگویی و فریب، به حرف زدن و گفتوگو با هم مشغول میشوند و این وضعیت به نوعی از ارتباطات سطحی و بیمحتوا تبدیل میشود.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: اینطور بوده و خواهد بود، ای دوستان.
شورش و غوغا عیان در ملک ایرانی شود
وز گرانی دردها بر خلق ارزانی شود
هوش مصنوعی: در کشور ایران، شور و هیجانی رخ خواهد داد و دردهایی که بر مردم تحمیل شده، به خاطر سنگینی زندگی، قابل تحملتر خواهد شد.
نیکمردی همچو مردان زایل و فانی شود
آنکه بودت یار جانی دشمن جانی شود
هوش مصنوعی: مرد نیک و خوبی که مانند دیگران از بین میرود و نابود میشود، همان کسی است که در زندگیات یار و همدم تو بوده، ولی حالا به دشمن جان تو تبدیل شده است.
اینچنین بوداست و خواهدشد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این نکته حاکی از آن است که اوضاع و احوال همیشه به همین شکل بوده و به همین صورت باقی خواهد ماند، دوستان.
ای دریغا کم غم دوران دلی دارم بتنگ
هر طرف سرباز بینم با قطار و با فشنگ
هوش مصنوعی: متن بیانگر احساسات عمیق غم و اندوه است. گوینده از درد و رنج خود سخن میگوید و به ناامیدی در زندگی اشاره میکند. او در اطراف خود نشانههای جنگ، ناآرامی و خشونت را مشاهده میکند که همه جا در حال حرکت هستند و این وضعیت برایش بسیار سنگین و طاقتفرساست. این تصویرسازی نشاندهندهی احساس بیپناهی و عدم آرامش در میان مشکلات است.
هر زمان در گوشم آید نعره توپ و تفنگ
کشور ایران بعینه گشت خواهد چون فرنگ
هوش مصنوعی: هر زمان صدای توپ و تفنگ در گوشم میپیچد، کشور ایران بهطور دقیق همانند اروپاییها خواهد شد.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این وضعیت اکنون اینگونه است و در آینده نیز به همین نحو ادامه خواهد یافت، ای دوستان.
قولشان یکسر خلاف و عهدشان یکباره سست
لاله هاشان خار و زر مس کارهاشان نادرست
هوش مصنوعی: قول آنها همیشه در تضاد است و پیمانشان به سادگی شکسته میشود. گلهای زیبا و لالههایشان به خاری تبدیل شده و ثروتشان به کارهایی بیارزش و نادرست میانجامد.
کس درین مردم درستی یا جوانمردی نجست
نصف ایران روس برد ایرانی از آن دست شست
هوش مصنوعی: در این متن به این موضوع اشاره میشود که در میان مردم، هیچکس به درستی و جوانمردی نپرداخته و به دلیل این بیتوجهی، نیمی از ایران به دست روسها افتاده و ایرانیان از آن موقعیت خود به شدت ناامید و متأسف شدهاند.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این وضعی که میبینید، همینطور بوده و در آینده نیز به همین منوال ادامه خواهد یافت، ای دوستان.
در بر مردم نمانده غیرت ناموس و ننگ
چون زنان پوشند مردان جامهای رنگ رنگ
هوش مصنوعی: امروزه حیا و غیرت در میان مردم به فراموشی سپرده شده است و حالا مردان مانند زنان، لباسهای رنگارنگ و زینتی میپوشند.
امردان بینی تو چون دوشیزگان شوخ و شنگ
دیده مست از خواب غفلت سرگران از چرس و بنگ
هوش مصنوعی: تو جوانان زیبا را میبینی که مانند دختران جوان و پرنشاط، نشسته و مست از خواب غفلت هستند و تحت تأثیر مواد مخدر قرار دارند.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این طور بوده است و همچنان اینگونه خواهد بود، ای دوستان.
ای برادر قتل و تاراج است در پی زینهار
کار گیتی هست یکسر صورت و نقش و نگار
هوش مصنوعی: ای برادر، در این دنیا فقط کشتن و غارت کردن وجود دارد. مراقب باش، چون تمام کارهای این جهان تنها به شکل و تصویر و ظواهر مربوط میشود.
می رسد هر دم بگوشم نعره چابکسوار
ساعتی صد رنگ در چشمم نماید روزگار
هوش مصنوعی: هر لحظه به گوشم صدای کسی میرسد که با شتاب و نشاط حرکت میکند و در این حینی که میبینمش، زندگی با هزار رنگ و زیبایی در چشمانم جلوهگر میشود.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این گونه بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود، ای دوستان.
خلق را بینم که از ره سوی بیراه اندرند
کمترک در حکم و فرمان شهنشاه اندرند
هوش مصنوعی: مردم را میبینم که بهجای درسترفتاری، به سمت بیراههها میروند و در بیشتر امور، تحت تأثیر حکم و فرمان شاه هستند.
ماده وارند این نران با عقل کوتاه اندرند
وز چراغ و چرخ با گردون و با ماه اندرند
هوش مصنوعی: این افراد مانند موجودات بیروح و بدون فکر هستند و تنها به دنبال لذایذ دنیویاند. آنها به نور چراغ و حرکت فلک و زیبایی ماه علاقهمندند و نمیتوانند به معنای عمیقتری از زندگی پی ببرند.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: اینطور بوده و خواهد بود، ای دوستان!
کار باطل در جهان از حد و حصر افزون شود
هر سری دنبال میلی از سرا بیرون شود
هوش مصنوعی: در دنیا، کارهای بیهوده و نادرست به اندازهای زیاد میشود که هر کس به دنبال خواستهها و آرزوهایش خارج از خود و زندگیاش میرود.
آه و واویلای مظلومان سوی گردون شود
ناقه لیلی روان در خرگه مجنون شود
هوش مصنوعی: نازنینان ضعیف با ناله و افسوس خود، آسمان را پر صدا میکنند، همچنان که شتر لیلی به سوی مسکن مجنون حرکت میکند.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این موضوع همیشه همینطور بوده و در آینده نیز همینطور خواهد بود، ای دوستان.
ناقه لیلی روان در مرغزار آید همی
رخش رستم در کنار جویبار آید همی
هوش مصنوعی: یال و کمر ناقه لیلی در دشت و بیابان به حرکت درآمده است و همزمان رخش، اسب قهرمان رستم، در کنار جوی بار میآید.
دلدل و شبدیز خسرو رهسپار آید همی
اسب آهن پای در تک راهوار آید همی
هوش مصنوعی: اسب دلیر و شبدیز خسرو به راه میافتد و اسب آهنی نیز با پاهای خود در راه سخت میآید.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این طور بوده و خواهد بود، دوستان.
اسب آهن پا که بینی آتشین دارد شکم
میبرد هر لحظه صد فرسنگ ره یا بیش و کم
هوش مصنوعی: اسب آهنی را تصور کن که پاهایش مانند آهن است و بسیار سریع و آتشین حرکت میکند. این اسب در هر لحظه میتواند مسیری طولانی را طی کند، حتی صد فرسنگ یا بیشتر و یا کمتر.
دود از گوشش رود بر چرخ گردون دمبدم
بی صدا چابکسواری تند بردارد قدم
هوش مصنوعی: زمانی که او عصبانی میشود، دودی که از گوشش بلند میشود به گردون آسمان میرود، و او به آرامی اما با سرعت و چابکی قدم برمیدارد.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این گونه بوده و خواهد بود، دوستان.
کار مردان اندرین موقع بنامردی رسد
گاه در بازارشان گرمی گهی سردی رسد
هوش مصنوعی: در این لحظه، کار مردان به خاطر نداشتن شجاعت و مردانگی به مشکلاتی دچار میشود؛ گاهی در فعالیتهایشان شور و هیجان وجود دارد و گاهی نیز بیتحرکی و رکود را تجربه میکنند.
لاله را زان قوم نیلی پیرهن زردی رسد
کی دوائی دردشان را به ز بیدردی رسد
هوش مصنوعی: لاله که نماد زیبایی و شادابی است، از گروهی که در لباس نیلی (آبی) هستند، پیراهن زردی دریافت میکند. این یعنی نمیتوان به افرادی که در درد و رنج هستند، با ظاهری زیبا یا شاد، هیچ کمکی کرد. هیچ دوا و درمانی برای دردهایشان به خاطر بیدردی افرادی که در اطرافشان هستند، نمیرسد.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این طور بوده و خواهد بود، ای دوستان.
مشکمویان پادشاهی ماهرویان دولتی
می فروشان اندرونی باده نوشان خلوتی
هوش مصنوعی: پادشاهان زیبا رویی که در خفا زندگی میکنند و دنیای خود را با نوشیدنیها و میسازی پر کردهاند، در ملک حکمرانی میکنند.
جامه کوتاه و برهنه سر غزال تبتی
رخت سیمین مخطط همچو حور جنتی
هوش مصنوعی: لباس کوتاه و سر برهنه غزال تبتی، لباس نقرهای خطدارش همچون حوری بهشتی است.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: اینطور بوده و خواهد بود، دوستان عزیز.
بانگ ساز هفت سر آید مدانش سرسری
گوش گردون کر شود ز آوای کوس حیدری
هوش مصنوعی: صدا و نواهایی که از ساز به گوش میرسد، نباید بیاهمیت تلقی شوند، زیرا این صداها میتوانند آسمان و جهان را تحت تأثیر قرار دهند و گوش زمین را کر کنند.
گلعذاران گرد بینی با دو زلف عنبری
باغها بی باغبان دردانها بی مشتری
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و جذابیت یک شخص اشاره شده است که مانند گلهای تازه و خوشبوست. با داشتن زلفهایی دلربا، او در باغی پر از گلها و رنگهای زیبا قرار دارد که به دلیل عدم حضور باغبان و کسی که از آن مراقبت کند، به حال خود رها شده است. در واقع، این تصویر نشاندهنده زیبایی طبیعی و خیرهکنندهای است که ممکن است بیتوجهی یا بیمشتری بودن را تجربه کند.
اینچنین بوداست و خواهدشد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این گونه بوده و خواهد بود، ای دوستان.
لشکر قاجار را یغما شود شمشیر و خود
سر بریده تن دریده دیده تر دل پر ز دود
هوش مصنوعی: لشکر قاجار با شمشیرها و سلاحهای خود در خطر است، و در این میان، فردی با سر بریده و تن زخمی و چشمان اشکبار، دلش پر از غم و دلتنگی است.
منکران را سیل خون جاری ز تن مانند رود
بگسلد از خرقه دستاربندان تار و پود
هوش مصنوعی: خونی که از بدن منکران میریزد مانند سیلی جاری است و میتواند پرده و لباس افرادی که به ظواهر دینی وابستهاند را پاره کند.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: این وضعیت هم اکنون اینگونه است و در آینده نیز به همین شکل خواهد بود، دوستان.
طاعت مردم در آن هنگام مجبوری شود
سینه بازار و برزن جمله بلوری شود
هوش مصنوعی: در آن زمان، مردم ناگزیر به اطاعت خواهند شد و همه جا شبیه به شفافیت و نورانیت بلور خواهد بود.
شهر پر ز آیینه چینی و فغفوری شود
روزگار پهلوانی و سلحشوری شود
هوش مصنوعی: در شهری که پر از زیباییهای درخشان و ظریف است، روزگاری خواهد آمد که پهلوانان و جنگجویان ظهور خواهند کرد.
اینچنین بود است و خواهد شد چنین ای دوستان
هوش مصنوعی: اینطور بوده و خواهد بود، ای دوستان.