برگردان به زبان ساده
ای تاج خدایگان اعظم
دیهیم قباد و افسر جم
هوش مصنوعی: ای تاج و زینت بزرگترین پادشاهان، تو همانند دیهیم قباد و افسر جمشید هستی.
زیب سر کسری و فریدون
پیرایه تارک همایون
هوش مصنوعی: زیب و شکوه تاج کسری و فریدون بر سر پادشاهان میدرخشد.
کاوس پی تو درکه و دشت
با برق و سحاب هم سفر گشت
هوش مصنوعی: کاوس برای جستجوی تو به دشت و درهها رفت و همراه با آسمان ابری و رعد و برق شد.
سیروس پی تو ساخته رزم
با پادشهان چین و خوارزم
هوش مصنوعی: سیروس به خاطر تو به جنگ با پادشاهان چین و خوارزم رفته است.
در راه تو گشته تیر رستم
در چشم سپند یار مدغم
هوش مصنوعی: در مسیر تو، تیر رستم در چشم یار سپید پنهان شده است.
وز شوق تو برکشیده شاپور
کتف عربان بزخم ساطور
هوش مصنوعی: از شوق تو، شاپور کتف عربها را با ضربههای ساطور بریده است.
بهرام بعشق تخت ایران
بر بود ترا ز چنگ شیران
هوش مصنوعی: بهرام به خاطر عشق به تخت پادشاهی ایران، از چنگال شیران فرار کرده است.
وندر طلبت بدشنه تیز
شیرویه درید ناف پرویز
هوش مصنوعی: در جستجوی تو، تیز و شجاع مانند شیر، تیرگیها و دشواریها را کنار میزنم.
محمود سبکتکین به تاراج
در هند پی تو رفت ای تاج
هوش مصنوعی: محمود سبکتکین به سمت هند رفت تا آنجا را تسخیر کند، ای تاج!
وز تیشه غازیان اسلام
بشکست به سومنات اصنام
هوش مصنوعی: تیشههای مدافعان اسلام به بتهای سومنات ضربه زد و آنها را شکست.
اندر طلب تو شاه سلجوق
در روم و ختا فراشت منجوق
هوش مصنوعی: شاه سلجوق در جستجوی تو، در سرزمینهای روم و ختا، به دنبال نشانهای از تو میگردد.
وز آل زیاد و آل بویه
دشمن بغفان و سوگ و مویه
هوش مصنوعی: خاندان زیاد و خاندان بویه، دشمنی از بغدادیها را به همراه دارند و این موضوع باعث ایجاد اندوه و سوگواری میشود.
نادر ز پی تو تاخت در هند
ز آمویه فشاند گرد تا سند
هوش مصنوعی: نادر به دنبال تو در هند پیش رفت و از آمویه غبار به سمت سند پراکند.
تا بر سر جمشید بودی
چون کعبه در امید بودی
هوش مصنوعی: تا زمانی که جمشید بر سر قدرت بود، امیدها همچون کعبه در دلها وجود داشت.
سودند شهان چین و خلخ
پیش تو بخاک آستان رخ
هوش مصنوعی: پادشاهان چین و خلخ در برابر تو به خاک میافتند و سر فرود میآورند.
از بحر سیاه تا شط نیل
شد سجده گه تو میل در میل
هوش مصنوعی: از دریاهای آرام تا رود نیل، همه جا به خاطر تو به سجده افتادهاند و شوق تو در دلها جا دارد.
جیش تو بروم فوج در فوج
چون بحر مدیترانه در موج
هوش مصنوعی: شما نمیتوانید بیوقفه و بهطور مداوم به یک موضوع فکر کنید؛ همانطور که دریا به طور مداوم در حال موج زدن است.
از ساحل رودخانه کر
خرگه زده تا بغار بسفر
هوش مصنوعی: از کنار رودخانه، درختان کرگدن رو به سمت غار میروند تا سفر کنند.
افراشته موکبت مرادق
بر چرخ برین ز کوه طارق
هوش مصنوعی: قدرت و عظمت تو مانند نوری در آسمان است که از بلندی کوهها تابیده میشود.
افریقیه بر تو باج می داد
قسطنطینت خراج می داد
هوش مصنوعی: کشور افریقا به تو مالیات میداد و قسطنطنیه نیز برای تو خراج پرداخت میکرد.
وز نور و فروغت اندر ایوان
شرمنده شد آفتاب و کیوان
هوش مصنوعی: به خاطر نور و روشنی تو، آفتاب و ستارهها در مقابل زیباییات خجالت کشیده و شرم میکنند.
ای شمس قلاده ثریا
تقدیم رهت و شاح جوزا
هوش مصنوعی: ای شمس، من گردنبند ثریا را به راه تو تقدیم میکنم و به شکوفههای جوزا اشاره میکنم.
امروز هلال تاج داری است
بل غره شهر شهریاری است
هوش مصنوعی: امروز ماه تازهای در آسمان نمایان است و در حقیقت، در این روز، شهر به شکوه و زیبایی فرمانروایی میدرخشد.
تو ماهی و فرق شاه چرخت
مرغ ظفری و نسر فرخت
هوش مصنوعی: تو مانند ماه هستی و در میان زیباییهای خود، چهرهای سلطنتی و مانند پرندهای زیبا و دوستداشتنی به نظر میرسی.
چندی ز نظر نهفته بودی
در ستر محاق خفته بودی
هوش مصنوعی: مدتی در سایه و دور از چشم دیگران بودی و در خواب و آرامش به سر میبردی.
در آرزوی تو هر دقیقه
چون سال گذشته فی الحقیقة
هوش مصنوعی: هر دقیقه در انتظار تو به اندازهی یک سال حس میشود.
ای بس مه و سال و هفته و روز
بودیم ز حسرت تو در سوز
هوش مصنوعی: ما در طول زمان، از ماهها و سالها گرفته تا هفتهها و روزها، همیشه به خاطر حسرت تو در عذاب و ناراحتی بودیم.
با خفاشان به پرده شب
چون جغد سرود نوحه بر لب
هوش مصنوعی: با خفاشها در تاریکی شب مانند جغدی که آهنگ سوگواری بر زبان دارد، به سر میبرم.
حیرت زده چون کواکب خمس
جویای فتوح مطلع الشمس
هوش مصنوعی: عجیب و شگفتزده مانند ستارههای درخشان، در پی دستیابی به موفقیتها و پیروزیها، به دنبال روشنایی و درخشش خورشید هستم.
اورنگ شهی بخویش می گفت
با مقدم شاه کی شوم جفت
هوش مصنوعی: پادشاهی به تختش میگفت: با حضور شاه، کی میتوانم همساز و همردیف او شوم؟
ایوان گفتی بخویش تا کی
دورم ز قدوم وارث کی
هوش مصنوعی: ایوان به خود گفت: تا چه زمانی از حضور وارث دور خواهم بود؟
چشم تو ز شوق تارک شاه
نغنود و همیشه بود در راه
هوش مصنوعی: چشم تو به خاطر شوق و علاقه، مانند تاج یک شاه، همیشه به سمت او مینگرد.
جزعت ز جزع گهر نشان بود
رویت بسهیل و کهکشان بود
هوش مصنوعی: چهرهات چنان درخشان است که نشان از جواهر در وجودت دارد، و همچون ستارههای درخشان سهیل و کهکشان به نظر میرسد.
بی ناموسان بی حقیقت
جادومنشان کژ طریقت
هوش مصنوعی: این بیت به انتقاد از افرادی میپردازد که بدون صداقت و ارزشهای اخلاقی رفتار میکنند. آنها در مسیر زندگی به درستی قدم نمیگذارند و به طرز نادرستی عمل میکنند، در حالی که فاقد اصول و پایههای واقعی هستند.
ایام محاق ماه ما را
هم عزلت پادشاه ما را
هوش مصنوعی: ایام تاریکی و کم نوری ماه، به نوعی عزلت و دوری از ما را به یاد میآورد، مانند اینکه حکومتی که در دست ما بوده، در حال حاضر به نوعی بیکسی و انزوا رفته است.
دانسته بوقت خود مساعد
افراشته یال و کتف و ساعد
هوش مصنوعی: در زمان مناسب، با حالت آماده و با نیروی سرحال و قوی، به کار میپردازد.
در تاریکی ز هر کرانه
یک تیر زده بصد نشانه
هوش مصنوعی: در شب، از هر سوی تیرهایی پرتاب شده که به صد هدف نشانه رفتهاند.
همسایه ز بام و دشمن از در
گشتند درون خانه اندر
هوش مصنوعی: همسایه از پشت بام و دشمن از در ورود کردند و به درون خانه آمدند.
بیگانه و خویش بهر غارت
کردند هجوم در عمارت
هوش مصنوعی: غریبه و نزدیکان به خاطر غارت، به ساختمان هجوم آوردند.
چون شاه به تخت زر برآمد
از شام سیه سحر برآمد
هوش مصنوعی: زمانی که شاه بر روی تخت طلا نشسته و از شب تیره به صبح روشن و زیبا قدم گذاشته است.
خورشید دمید و سایه بگریخت
وز معجزه بند سحر بگسیخت
هوش مصنوعی: خورشید طلوع کرد و سایه ناپدید شد و جادوی سحر از بین رفت.
الحمد که حاسد بداندیش
شد کشته بزخم ناوک خویش
هوش مصنوعی: خوشحالم که حسود بداندیش، نتیجهی ناپاکیهای خود را میبیند و به دام رسیده است.
صد شکر که حسرتش به دل ماند
بارش بخر و خرش به گل ماند
هوش مصنوعی: بسیار خوب است که آرزوی آن بر دل باقی ماند، بارانش را بخر و اسبش در گل بماند.
آن ابر سیاه منقشع شد
وان دود غلیظ مرتفع شد
هوش مصنوعی: ابر سیاه کنار رفت و دود غلیظ از میان رفت.
می از خم و گل ز شاخ سر زد
خورشید درون کاخ سر زد
هوش مصنوعی: نوشیدنی از گلاب و گل به بیرون ریخته شد و نور خورشید از درون کاخ نمایان شد.
شاه آمد و برگرفت پرده
زین تازه عروس هفت کرده
هوش مصنوعی: پادشاه آمد و پردهای که بر روی عروس تازه عروسی کشیده شده بود، برداشت.
بیمار نوان درون بستر
چون دید طبیب مهرگستر
هوش مصنوعی: بیمار درون تخت خواب خود، وقتی پزشک مهربان را دید، احساس بهتری پیدا کرد.
اندر قدمش فتاد و زارید
خون از مژگان بدیده بارید
هوش مصنوعی: در زیر پای او افتاده و با حالتی پریشان از چشمهایم اشک میریزد.
از دیده فشاند گریه شوق
برداشت اجل ز گردنش طوق
هوش مصنوعی: چشمانش به شوق، اشک میریزند و سرنوشت با برداشتن طوق از گردنش، او را آزاد میکند.
از صبح امید تافت پرتو
در کاخ سعادت شه نو
هوش مصنوعی: از صبح امید، نور امید در کاخ خوشبختی پادشاه تابید.
ای تاج کیان براه باریک
در شام سیاه و روز تاریک
هوش مصنوعی: ای سردار بزرگ، در مسیر باریکی در طول شب تاریک و سیاهی در شام، گام برمیداری.
گر نایب سلطنت نمیبود
زین خاک شدی بر آسمان دود
هوش مصنوعی: اگر نیرویی در سلطنت نباشد، از این زمین به آسمان دود برمیخیزد.
از خلق نهفته نیست مانا
کاین صاحب کاردان دانا
هوش مصنوعی: این نکته برای مردم پنهان نیست که این فرد باهوش و کاردان است.
از راه وفا و حق پرستی
پرداخت بکار شه دو دستی
هوش مصنوعی: با پایبندی به وفا و حقیقت، به خوبی و با تمام وجود به کارهای پادشاه پرداخته است.
دستی و بزمام ملک می داشت
با دست دگر علم برافراشت
هوش مصنوعی: او با یک دست فرمانروایی را در دست داشت و با دست دیگر پرچم را برافراشت.
دست چپ و راست بود شه را
حافظ شده مسند و کله را
هوش مصنوعی: دست راست و چپ نشانههای قدرت و حمایت از شاه است، در حالی که اشاره به تخت و مقام او دارد.
عدلش خوانده است قرة العین
عقلش گفته ست ذوالیمینین
هوش مصنوعی: عدل او را "قره العین" نامیدهاند و عقلش او را "ذوالیمینین" میخواند.
یمن است و یسار در کنارش
چون کار یمین کند یارش
هوش مصنوعی: یمن و ثروت در کنار هم قرار دارند، چون یمن (خیر و برکت) برای کسی که کارهای نیک انجام میدهد، یاریگر خواهد بود.
ای افسر کیقباد و دارا
نور شرف از تو آشکارا
هوش مصنوعی: ای فرمانده کیقباد و دارا، نور و روشنی شرافت از تو نمایان است.
امروز بفرق این شهنشاه
پرتو فکنی بگنبد و ماه
هوش مصنوعی: امروز به خاطر این پادشاه پر زهرا، روشنایی او را از زمین تا آسمان میتوان دید.
پیش گهرت ز خاک افلاک
ذات الکرسی فتاده بر خاک
هوش مصنوعی: در مقابل ارزش و احترام تو، حتی بزرگترین چیزها و موجودات به خاک افتادهاند.
افکنده سنان سماک رامح
شمشیر نهاده سعد ذابح
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویر کشیده شده که شخصی با قدرت و شجاعت، شمشیری را در دست دارد و در حال نبرد است. او به طور محکم و با اراده به جلو میرود و نشانهای از قدرت و تسلط بر دشمنانش دارد. همچنین، از ستارهی سماک به عنوان نمادی برای راهنمایی و روشنایی در نبرد یاد میشود. در کل، این تصویر نمایانگر شجاعت و استقامت در مقابل چالشها است.
جبهه بره تو جبهه ساید
اکلیل به پیشبازت آید
هوش مصنوعی: در نبرد، بره تو در سوی دیگر جبهه با تاجی در مقابل تو ظاهر میشود.
غفره بر تو نهاده مغفر
نثره کندت نثار گوهر
هوش مصنوعی: برایت حفاظی گذاشتهاند که مانند قلادهای از جواهرات است.
تو افسر پادشاه شرقی
خورشید ملوک را بفرقی
هوش مصنوعی: تو فرمانده و سرپرست پادشاهی هستی که زیر نور خورشید سلطنت میکند و درخشان است.
تاج سر تاج ملک و دینی
دیهیم خدیو راستینی
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی اهمیت و مقام پادشاهی و رهبری را بیان میکند. تاجی که بر سر پادشاهان قرار میگیرد، نماد قدرت و مسئولیتهای آنان در حفظ ملک و اصول مذهبی است. همچنین نشان دهنده حقیقت و راستی در رهبری و هدایت جامعه است.
آن دره تاج تاجداران
غرق دل و دستش ابر و باران
هوش مصنوعی: این دره مانند تاجی برای پادشاهان است و عشق و محبت در آن موج میزند، در حالی که آسمانش پر از ابر و باران است.
احمد شه نام جوی دیندار
هفتم شه خاندان قاجار
هوش مصنوعی: احمد، بزرگنام و دیندار، هفتمین پادشاه از خاندان قاجار است.
شاهی که بصیر و قدردان است
عارف بمقام بخردان است
هوش مصنوعی: سلطانی که بینش و درک دارد، به بزرگانی که حکیم و دانا هستند، احترام میگذارد و به مقام آنها آگاه است.
احمد شاه از حساب ابجد
پنجاه و نه است بعد سیصد
هوش مصنوعی: احمد شاه به عدد مورد نظر در حساب ابجد، پنجاه و نه اشاره دارد که پس از افزودن سهصد به آن به دست میآید.
وین نام ز روی کنج کاوی
گردید بقدردان مساوی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نام و آوازه کسی در نتیجه تلاش و زحماتش به اندازه ارزش و قابلیتهایش در نظر دیگران اهمیت پیدا کرده و در واقع برابری میکند.
ای مجلس پایدار ملی
ای طور مقدس تجلی
هوش مصنوعی: ای مجلس دائمی و پایدار ملی، تو همانند کوه مقدس هستی که نور و تجلی را به ارمغان میآوری.
ای کعبه عدل و روضه فخر
ای سجده گه ملوک اسطخر
هوش مصنوعی: ای کعبهی عدالت و باغ فخر، ای مکانی که ملوک در آن سجده میکنند.
در جوی تو آب عدل جاری
وین هفت سفینه ات جواری
هوش مصنوعی: در رودخانه تو، آب عدالت در جریان است و این هفت کشتی تو در حال حرکت هستند.
تو باغی و شهریار سروت
تو سروی و پادشاه تذروت
هوش مصنوعی: تو مانند باغی هستی که در آن زیبایی و جوانی فراوان است و مانند شاهی هستی که در این باغ، نماد زیبایی و سرسبزی است.
تو چرخی و قهر تو مجره
مبعوثانت چو ماه و زهره
هوش مصنوعی: تو در حرکتی و خشم تو باعث میشود که فرستادگانت همچون ماه و زهره درخشان و تابناک شوند.
تابان چو نجوم در بروجند
دائم بصعود و در عروجند
هوش مصنوعی: ستارهها مانند آسمان در حال درخشش هستند و همواره در حال بالا رفتن و ترقی کردن هستند.
تو ثانی قبة الزمانی
ایوان سعادت و امانی
هوش مصنوعی: تو در اوج زمان و مکان، آرامش و خوشبختی را به ارمغان میآوری.
در بارگهت خدیو آفاق
با رأفت و داد بسته میثاق
هوش مصنوعی: در دشت گستردهی وجودت، با مهربانی و عدالت، پیمانی بسته شده است.
سوگند بدین و داد خورده
وز حلف فصول یاد کرده
هوش مصنوعی: به این عهد و پیمان قسم میخورم و از فراوانی فصول و نشانهها یادآور میشوم.
ای دار سلام و دین اسلام
ای قبله خاص و کعبه عام
هوش مصنوعی: ای سرزمین آرامش و دین اسلام، ای قبلهای که برای خاصان و عامه مردم مورد توجه است.
قانون تو احسن الفواعد
اقبال بساعدت مساعد
هوش مصنوعی: قانون تو بهترین اصول را دارد و اقبال به یاری تو خواهد آمد.
شه در تو نهاده از وفا گام
خورشید بقصرت آمد از بام
هوش مصنوعی: شاه در تو از وفا و صداقت گام میگذارد، و نور خورشید به خاطر تو از بام ساختمان تو سر میزند.
ما مشرقیان ملک پرستیم
در دامن شه فکنده دستیم
هوش مصنوعی: ما مردمان شرق، به میهن خود عشق میورزیم و در دامان پادشاه به سر میبریم.
خاک ره شاه دادخواهیم
فرمان برو حق گذار شاهیم
هوش مصنوعی: ما از خاک راه پادشاه برای اجرای حق و عدالت خواهش و درخواست داریم.
جمشید پرست و کی نوازیم
ضحاک کش و ستم گدازیم
هوش مصنوعی: ما جمشید را میپرستیم و در عوض، با کینهتوزی ضحاک میجنگیم و ظلم را از بین میبریم.
این گفت ز اهل خاورستان
فاش است به مسجد و دبستان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مردم خاور زمین به خوبی میدانند که در مسجد و مدرسه چه اتفاقاتی میافتد و چه چیزهایی آموزش داده میشود.
زنبور عسل بشاه نازد
مور از شه خویش سرفرازد
هوش مصنوعی: زنبور عسل به خاطر سلطنت و مقام خود به مور ناز میکند و از جایگاه خود احساس افتخار میکند.
تا راست شبی که مه ندارد
خوار است کسی که شه ندارد
هوش مصنوعی: در شبی که ماه وجود ندارد، کسی که مقام و ارزشی ندارد، خوار و بیمقدار است.
صد شکر که ما بنیروی بخت
داریم شهی ستوده بر تخت
هوش مصنوعی: بسیار سپاسگزاریم که ما شانس و اقبال خوبی داریم و کسی را که شایسته و مورد ستایش است بر تخت قدرت داریم.
ای افسر داد پیشدادی
پیرایه فرق کیقبادی
هوش مصنوعی: ای فرمانده و داور برتر، مانند تاج کیقباد به سر داری.
امروز شدی بتارک ماه
یعنی به سر مبارک شاه
هوش مصنوعی: امروز به زیبایی و نورانیت همچون ماه تبدیل شدی، یعنی بر روی سرت، مانند تاجی که بر سر شاهان است، زیبایی داری.
گشتند تو را درون مشکو
شاهان زمانه تهنیت گو
هوش مصنوعی: در زمانهای که شاهان وجود دارند، به تو تبریک میگویند و تو را شایسته میدانند.
بنشانده ادیب اندرین جشن
در گلشن طبع گلبنی گشن
هوش مصنوعی: در این جشن، نویسندهای فرزانه در محیطی خوشبو و زیبا قرار گرفته و شعری دلانگیز و پر میوه را ارائه میدهد.
بسروده برای سال تاریخ
بیتی روشن چو ماه و مریخ
هوش مصنوعی: در سالی که تاریخش به وضوح مانند ماه و مریخ است، شعری سروده شده است.
و آن بیت لطیف نغز این است
در پوست مبین که مغز این است
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، این جمله به این معناست که ظاهر یک چیز ممکن است زیبا و جذاب باشد، اما برای درک واقعی آن باید به عمق و محتوای درونی آن توجه کرد. در واقع، زیبایی ظاهری تنها یک پوست است و ارزش واقعی در باطن آن نهفته است.
نازد بلوای مهر و کیوان
«تاج ملک الملوک ایران »
هوش مصنوعی: در این بیت به زیباییهای ستارههای مهر و کیوان اشاره شده است و از این دو به عنوان نشانههای بزرگی و مقام عالی پادشاهی ایران یاد میشود. به طور کلی، این شعر بیانگر عظمت و شکوه تاج و تخت پادشاهی است.