برگردان به زبان ساده
بشنو از من داستان مختصر
رو در آن مجلس بیفکن یک نظر
هوش مصنوعی: به من گوشفرام کن و داستانی کوتاه بشنو، آن را در آن جمع مورد توجه قرار بده.
فرقه ای گرم غزلخوانی شده
مست حق در بزم روحانی شده
هوش مصنوعی: گروهی مشغول خواندن غزل هستند و تحت تأثیر معنویات، در حال لذت بردن از یک مجلس روحانیاند.
رو بر آن در کن که هرگز بسته نیست
خسته آنجا شو که آنجا خسته نیست
هوش مصنوعی: به جایی برو که همیشه برایت باز است و آنجا بمان که احساس خستگی نمیکنی.
عالمی پروانه این شمع شد
دوست با دشمن در اینجا جمع شد
هوش مصنوعی: یک عالم مثل پروانهای در کنار این شمع وجود آمده و در این مکان، دوستان و دشمنان در کنار هم قرار گرفتهاند.
با خبر با بی خبر آمیخته
خاک با زر خار بر گل ریخته
هوش مصنوعی: به آگاه و ناآگاه پیوند خوردهاند، مانند اینکه خاک و طلا در هم آمیختهاند و خار روی گل نشسته است.
عاشق و معشوق گشته همقدم
کف زنان شاه و گدا در پیش هم
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق دست در دست هم قدم میزنند، در حالی که هم شاه و هم گدا با هم در کنارشان قرار دارند.
مهر و قهر و صلح و جنگ اینجا یکیست
شیر و نخجیر و پلنگ اینجا یکی است
هوش مصنوعی: در اینجا، حسن و خشونت، صلح و خشونت، همگی در یکجا جمع شدهاند. در این مکان، تفاوتها و تنوعها به یکدیگر پیوند خورده و همگی به شکل واحدی درآمدهاند.
مؤمن اینجا کافر اینجا آمده
عاشق اینجا دلبر اینجا آمده
هوش مصنوعی: در اینجا، فردی که به خدا ایمان دارد، و دیگری که کافر است، حضور دارند. همچنین عاشقی به اینجا آمده است و محبوبش نیز در همین مکان است.
ظالم و مظلوم سر مست غمند
عاقل و دیوانه همدست همند
هوش مصنوعی: ستمگر و ستمدیده هر دو در حال شادی و سرخوشی هستند و آدمهای عاقل و دیوانه نیز در کنار هم به انجام کارهای خود مشغولاند.
ریخته خلقی به روی همدگر
خام و پخته جمله از خود بیخبر
هوش مصنوعی: انسانها به طور ناگهانی و بدون توجه به یکدیگر با هم دیدار میکنند و هر کدام در دنیای خود غرق هستند.
مسجد و میخانه و دیر است این
پر ز یاران خالی از غیر است این
هوش مصنوعی: این مکانها، شامل مسجد، میخانه و دیر، به شدت پر از دوستان و همراهان است و هیچکسی جز خودشان در آنجا حضور ندارد.
می فروش و زاهد اینجا باهمند
قاتل و مقتول با هم محرمند
هوش مصنوعی: در این جا، میفروش و زاهد کنار هم هستند و هیچ تفاوتی بین آنها نیست. همچنین، قاتل و مقتول نیز به گونهای به هم نزدیک شدهاند که گویا رازهای مشترکی دارند. این وضعیت نشاندهندهی نزدیکی و وابستگی غیرمنتظره میان دوگانگیها و تضادها در زندگی است.
قطره و دریا یکی در پیششان
صد سلیمان آمده درویششان
هوش مصنوعی: در نظر آنها، قطره و دریا هیچ تفاوتی ندارند و هر دو به یک اندازه ارزشمندند؛ در برابر این دیدگاه، افراد بزرگ و معتبری مانند سلیمان هم به سادهزیستی و درویشی درآمدهاند.
مستی از جام اخوت یافته
مهر از مهر نبوت یافته
هوش مصنوعی: مستی از دوستی به دست آورده، و محبت را از محبت پیامبری کسب کرده است.
کی طبیب از دردشان یارد علاج
زانکه خو کرده است علت با مزاج
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند به درد و بیماری آنها کمک کند، چرا که خودشان با علت آن درد آشنا شده و به آن عادت کردهاند.
بلبل و گلزار و گل اینجا ببین
جز راهمدوش کل اینجا ببین
هوش مصنوعی: در باغ، بلبل و گلها را مشاهده کن، همه در کنار هم و همپای هم در اینجا هستند.
کافر از این در مسلمان آمده
قطره در این جوی عمان آمده
هوش مصنوعی: کافر از این در وارد شده و مسلمان شده است، همانطور که یک قطره به این جوی عمان پیوسته است.
خفتگان همراز با بیدارها
مست ها رقصنده با هوشیارها
هوش مصنوعی: کسانی که خوابیدهاند، با بیدارها همدل هستند و آدمهای مست با افرادی که هوشیارند، به رقص میپردازند.
شور محشر در جهان پیدا شده
زشت رویان جملگی زیبا شده
هوش مصنوعی: در جهان حالتی بسیار شگفت انگیز و هیجانانگیز به وجود آمده است، به طوری که همهی افرادی که تا پیش از این زشت به نظر میرسیدند، اکنون زیبا و دلنواز شدهاند.
ظلمت و تاریکی اینجا نور شد
اهرمن با چهره چون حور شد
هوش مصنوعی: در اینجا، تاریکی و ظلمت به روشنایی تبدیل شده است و موجودی خبیث با چهرهای زیبا و دلنشین مانند حوری ظاهر شده است.
کرد شیطان بر گل آدم سجود
زد عدم خرگه بصحرای وجود
هوش مصنوعی: شیطان به آدم احترام گذاشت و بر او سجده کرد، اما وجود آدم را از عدم و عدم را به وجود تبدیل کرد.
عشق بر بام استغنا لوا
گفت الرحمن علی العرش استوی
هوش مصنوعی: عشق بر اوج خود و در نقطه ای بلند قرار دارد، همانطور که خداوند بر عرش استقرار یافته است.
پیرها گشته جوان از یک نظر
غلغل اندر خاک افکند این خبر
هوش مصنوعی: پیران به یک نگاه جوان میشوند و این خبر شگفتی را در دل خاک پنهان و منتشر میسازد.
خضر زد پیش سکندر گام شوق
شیخ بگرفت از قلندر جام ذوق
هوش مصنوعی: خضر به سکندر نزدیک شد و با شوق و هیجان از شیخی که در حال مستی بود، جام لذت را گرفت.
هم رحیم اینجا برحمن یار شد
مور مسکین با سلیمان یار شد
هوش مصنوعی: در اینجا، رحمت و مهربانی به ملاقات سلیمان آمده و مور کوچک و بیچاره نیز با او به دوستی و یاری میپردازد. این نشاندهنده این است که در کنار قدرت و عظمت سلیمان، عشق و محبت نیز وجود دارد و حتی موجودات کوچک به او نزدیک میشوند.
سر در این جا نفرت از سامان گرفت
درد اینجا وحشت از درمان گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا، نفرت به اوج رسیده و درد به حدی است که از بهبود و درمان خود ترس دارد.