برگردان به زبان ساده
که یارد برد زین فروهشته نام
به کیخسرو شاهرخ این پیام
هوش مصنوعی: دوست و یار، نامی که بر زمین افتاده است را به کیخسرو شاهرخ برساند.
که ای دانشی مرد یزدان پرست
دلت آگه از راز بالا و پست
هوش مصنوعی: ای مرد دانشمند و خداترس، آیا قلبت از رازهای بالا و پایین آگاه است؟
تو چشم مهانی سر بخردان
نگهبان جان تواند ایزدان
هوش مصنوعی: تو ای شخص با فهم و دانش، چشمانت مانند دُرّ و زیبایی چشم میباشد و نگهبان جان و حیات ناب و باارزشی مانند ایزدان هستی.
ز نیروی امشاسپندان پاک
بزی جاودان روشن و تابناک
هوش مصنوعی: با قدرت فرشتگان نیک، زندگیای جاودان و درخشان داشته باش.
نگهداردت اورمزد از گزند
شود یاورت بهمن امشاسپند
هوش مصنوعی: خداوند تو را از آسیبها محافظت کند و یاریگر تو باشد فرشتۀ نیکی.
توانائیت بخشد اردیبهشت
ز شهریورت تازه بستان و کشت
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی تو در اردیبهشت به شکوفایی میرسد و از شهر تو باغ و کشت تازهای میروید.
سپندارمذ پرتو از شید ناب
فشاند بران روی چون آفتاب
هوش مصنوعی: سپندارمذ، که نماد زمین و زایندگی است، نوری شفاف و خالص همچون آفتاب بر چهرهاش میتاباند.
به خرداد خرم کنی شاخ و برگ
ز مرداد بادت نگهبان و برگ
هوش مصنوعی: در ماه خرداد، با شادی و نشاط، میتوانی شکوفهها و برگهای تازهای را بپرورانی. از ماه مرداد، امیدواری و حمایت خود را به همراه داشته باش و از این برگها محافظت کن.
چه پیش آمد ای یار فرخ نژاد
که دیگر نکردی ازین بنده یاد
هوش مصنوعی: ای دوست خوشجنس، چه بر سرت آمده که دیگر به یاد من نیستی؟
ازان پیش کان خواجه آید به ری
بدم شاد هر هفته از مهر وی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه آن آقا به ری بیاید، من هر هفته به خاطر محبت او شاد بودم.
ز کرمان بسی نامه ها سوی طوس
فرستادی از کلک چون آبنوس
هوش مصنوعی: از کرمان نامههای زیادی به سوی طوس فرستادی، نامههایی که با قلمی زیبا و شبیه به چوب آبنوس نوشته شدهاند.
از آن نامه ها یافتم کام و نام
سراسر نگهداشتم چون پیام
هوش مصنوعی: از آن نامهها بهرهای بردم و نامشان را به دقت با خود نگهداشتم، مانند یک پیام مهم.
چو گسترد مهرت در این خاک رخت
مرا نیز از خواب برخاست بخت
هوش مصنوعی: وقتی محبت تو در این سرزمین منتشر شد، بخت من نیز از خواب بیدار شد.
به کاخی که والاتر از نه سپهر
ببستم همی با تو پیوند مهر
هوش مصنوعی: من با تو پیوندی را برقرار کردم که به کاخی شبیه است که از تمام آسمانها بالاتر است.
دلم شاد از آن آتش خویش تاب
تنم آشنا ور به دریای آب
هوش مصنوعی: دل من از حرارت درونم شاد است و گرمای وجودم به من آشناست، حتی اگر در دل دریا نیز فرو بروم.
شگفتا که بگسست پیوند ما
چو بشکست پیمان و سوگند ما
هوش مصنوعی: عجب است که رابطه ما از هم پاشیده شد، همانطور که پیمان و عهد ما شکسته شد.
برافروخت زان گوهر شب چراغ
شب تیره چون روزیم کرد باغ
هوش مصنوعی: از آن گوهر، روشنایی شب تار را چون روز بر افروخته است و باغ را زنده و شاداب کرده است.
همانا از این در شگفتی درم
کزان پس چرا تیره گشت اخترم
هوش مصنوعی: واقعاً از این موضوع حیرتزدهام که چرا ستارهام پس از این همه، تاریک شد.