برگردان به زبان ساده
خروشان و جوشان و گریان و زار
روان شد سوی درگه شهریار
هوش مصنوعی: جمعی سرشار از احساسات و هیجان، با اندوه و اشک، به سمت دربار پادشاه روانه شدند.
بغلطید بر خاک و نالید سخت
که ای در خور تاج و دارای تخت
هوش مصنوعی: به زمین بیفتید و با صدای بلند ناله کنید که ای کسی که شایستهی تاج و دارای مقام و قدرت هستی!
که ای شاه با عدل فرو نگین
به درگاه تو صد چون طغرل تگین
هوش مصنوعی: ای شاه، با عدل و انصاف خود، دروازهات را درخشان کن، زیرا در حضورت، مانند طغرل، افرادی با ارزش و شایسته زیادی حضور دارند.
بمردی ستان داد من از زنی
بخوان از بر افسون اهریمنی
هوش مصنوعی: از زنی که به من آسیب رسانده، به مردی که از او بدم میآید، شکایت کن و از جادو و فریب دنیای تاریک بگو.
من آنم که از عمر تنگ آمدم
گرفتار زندان ننگ آمدم
هوش مصنوعی: من کسی هستم که از عمر کوتاه و محدود خود به تنگ آمدهام و به خاطر این شرایط سخت و ناپسند، در زندگیام به زندانی از ننگ و عیب گرفتار شدهام.
مهیا کن امروز مرگ مرا
و یا خرمی بخش برگ مرا
هوش مصنوعی: امروز آماده باش که من بمیرم یا اینکه به من شادی و خوشی عطا کن.
نمانده است دیگر مرا آبروی
چه آب رخ من چه آن آب جوی
هوش مصنوعی: دیگر هیچ چیزی از اعتبار و آبروی من باقی نمانده است، نه زیبایی صورتم و نه آن آب جوی.
فرو خواند بر شاهزاده بسی
بسوزاند آهش دل هر کسی
هوش مصنوعی: درد دل و نالههای یک شخص موجب ناراحتی و اندوه دیگران شد و بر دل شاهزاده تأثیری عمیق گذاشت.