برگردان به زبان ساده
سحرگاه چون اختر اورمزد
برون آمد از شبروی همچو دزد
هوش مصنوعی: صبحگاه، مانند ستارهی روشنی که از تاریکی شب بیرون میآید، به آرامی و با احتیاط نمایان میشود.
خور افتاد چون عابدی زرد چهر
پی سجده در خانقاه سپهر
هوش مصنوعی: خورشید مانند عابدی با چهرهای زرد به زمین افتاد، در حالی که در خانقاه آسمان به سجده رفته است.
زمانه بر اندام سیارگان
بپوشید دیبای بازارگان
هوش مصنوعی: زمانه بر ابداعات و زیباییهای جهان، زینت و جلوهای از دنیای فروشگاهها به ارمغان میآورد.
شه شرق ار که بر آهیخت تیغ
ستاره فروشد به تاریک میغ
هوش مصنوعی: اگر پادشاه شرق با شمشیر ستارهها را از آسمان پایین بیاورد، در دل ابرهای تاریک هم میتواند آن را شیری کند.
به رخت نبرد اندر آمد گروه
خروشان چو دریا و جوشان چو کوه
هوش مصنوعی: گروه زیادی همچون رودخانهای خروشان و کوهی پرجوش و خروش به سوی تو حملهور شدند.
دلیران به مردانگی تاختند
به قصد عدو تیغ کین آختند
هوش مصنوعی: شجاعان با دلیری و اراده به میدان نبرد رفتند و برای مقابله با دشمن، شمشیرهای خود را آماده کردند.
یکی سفله پست بدگوهری
سخن چین و بدبخت و شوم اختری
هوش مصنوعی: شخصی بیارزش و بدجنس وجود دارد که با سخنچینی و بدبختیهایش، حال و هوای بدی به دیگران میدهد.
که فیض اللهش نام منحوس بود
ز بانو در این عرصه جاسوس بود
هوش مصنوعی: در این شعر به شخصیتی اشاره میشود که به او لقب ناپسندی داده شده و به نوعی به نقش منفی او در ارتباط با بانوی موردنظر اشاره دارد. این فرد به عنوان یک خبرچین یا جاسوس در دنیای او عمل میکند و نقشی نامطلوب ایفا میکند.
چو دانست اوضاع دوشینه را
بینباشت زین داستان سینه را
هوش مصنوعی: وقتی او از وضعیت گذشته آگاه شد، با این داستان دلی پر از احساسات و یادها را در سینه خود جمع کرد.
شتابان در قلعه آمد چو باد
ندا زد که ای بانوی کج نهاد
هوش مصنوعی: به سرعت وارد قلعه شد و فریاد زد که ای بانوی کجنهاد!