مثل زنند خری را که زیر بار گران
ز پا فتاد و از او خر خدای ناراضیست
حکایت من و دیوان داد و داد رئیس
نظیر آن شد و ایزد میان ما قاضیست
مرا تاسف ماضی بود به مستقبل
تو شاد باش که مستقبلت به از ماضیست
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مثل زنند خری را که زیر بار گران
ز پا فتاد و از او خر خدای ناراضیست
هوش مصنوعی: زنی در حال زدن به یک الاغ است که به خاطر بار سنگینی که بر دوش دارد، از پا افتاده است. اینجا نمایانگر این است که خدای الاغ از این رفتار ناراضی است.