برگردان به زبان ساده
تا بدانی کاندرین سودا چه سود اندوختم
عقل و هوش و جان خریدم دین و دل بفروختم
هوش مصنوعی: تا بفهمی که در این معامله چه چیزی به دست آوردم، عقل و شعور و جان خود را فدای این کار کردم و دین و قلبم را عرضه نمودم.
غوره بودم عشق شهدم داد و غیرت چاشنی
خام بودم در محبت پختم از غم سوختم
هوش مصنوعی: در ابتدا مانند گلابی نارس و بیمزه بودم، اما عشق مرا به بلوغ و کمال رساند. در این مسیر، غیرت و احساس به عنوان چاشنی به من اضافه شد. در عشق و محبت، پخته و آماده شدم و از درد و رنجها سوختم.
راه دولت را در آئین گدائی یافتم
درس شاهی را ز لوح بندگی آموختم
هوش مصنوعی: راه رسیدن به موفقیت و ثروت را در فروتنی و خدمت به دیگران پیدا کردم و اصول سلطنت و رهبری را از آگاهی به وظایف و مسئولیتهای خود یاد گرفتم.
از کف عیسی شراب سلسبیل اندر زدم
در ره هرچه چراغ جبرئیل افروختم
هوش مصنوعی: من از دست عیسی شراب خوشمزهای نوشیدم و در راه، هر جا که نیاز بود، چراغ جبرئیل را روشن کردم.
گو بدوزد دیده با تیرم که بر روی خوشش
دیده بگشودم نظر از ماسوی بردوختم
هوش مصنوعی: اگر تیر عشق به چشمانم بزند، اشکالی ندارد چون به خاطر زیباییاش نگاه کردم و همه چیز دیگری را فراموش کردم.
چون امیری با اسیری ساختم تا عاقبت
رنجها از یاد شد وین گنجها اندوختم
هوش مصنوعی: من به مانند یک امیر، با یک اسیر زندگی را ادامه دادم تا اینکه نهایتاً مشکلات و رنجها از یادم رفت و همچنین گنجها و نعمتها را جمعآوری کردم.