برگردان به زبان ساده
ماه من بر برگ سوری ازغوان ساید همی
وز دل سیمین صدف یاقوت تر زاید همی
هوش مصنوعی: ماه من بر روی برگ گل سرخ میتابد و از دل صدف نقرهای، یاقوتی تازه و زیبا به وجود میآید.
بسدین درجش عقیق و لعل و مرجان پرورد
باده گلگون بسیمین جام بپیماید همی
هوش مصنوعی: در این شعر، اشاره شده است که در جام قرمز رنگ، شرابی که با عقیق، یاقوت و مرجان تزیین شده است، ریخته شده و کسی با لذت آن را مینوشد.
حریتم زان پسته خندان که ماهی چند روز
با دل خونین لب اندر خنده بگشاید همی
هوش مصنوعی: من از پوست خندان پستهای ناراحت هستم، چرا که ماهها با دل خونین لبخند میزنم و این وضعیت همچنان ادامه دارد.
حقه سیمش چو چشان منستی کز فراق
بر گل سوری عقیق سوده پالاید همی
هوش مصنوعی: حقه سیمش انگار که من حس میکنم، چون از دوری به گل سرخی نگاه میکند که بر روی عقیق نشسته و به زیبایی میدرخشد.
شکرستانی است الحق طوطی ما را سزد
برگشاید بال و از این خوان شکر خاید همی
هوش مصنوعی: به درستی که دنیای ما مانند باغ شیرینی است، و طوطی ما باید پرهای خود را باز کند و از این سفره لبریز از نعمتها و شیرینیها بهرهمند شود.
ز آن شراب ارغوانی اندر آن سیمین قدح
در کشد تا شعرهای تازه بسر آید همی
هوش مصنوعی: به خاطر آن شراب ارغوانی که در آن جام نقرهای است، حالتی ایجاد میشود که شعرهای تازه و دلنشین خلق میشود.
هیچ نشنیدم جز آن سیمین صنم کس بیسبب
بیگناهی را بخون رخساره انداید همی
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز زیبایی شرابی (معنای سمین صنم) نشنیدم که بیدلیل و بیگناهی کسی را، اینگونه به خون رعنای خود بیافکند.
بسکه خون اندر دل ما کرد از هجران خود
از گریبانش بدامان خون روان آید همی
هوش مصنوعی: به خاطر دوری و غم ناشی از آن، دل ما از شدت درد و خون جگر میسوزد و از گریبان او، خون جاری میشود.
دامنش پاک است از هر گونه آلایش ولی
خون این بیچاره دامانش بیالاید همی
هوش مصنوعی: دامن او از هرگونه آلودگی پاک است، اما خون این بیچاره به دامنش خواهد آویخت.
دلبرا ترکا پریرویا نگارا مهوشا
حق تعالی مر ترا بر ما ببخشاید همی
هوش مصنوعی: ای محبوب من، معشوقهای که با زیباییهای خود ما را مسحور کردهای، امیدوارم که خداوند بزرگ تو را بر ما ببخشد.
خونخورم وز دیده خونبارم که ترسم از گلت
خون فزون آید تن پاک بفرساید همی
هوش مصنوعی: من از درد دل خود خون میخورم و چشمانم پُر از اشک است. نمیخواهم که زیبایی تو باعث شود خون بیشتری بریزد و وجود پاکم را نابود کند.
از امیری خواستم تدبیر این اندیشه گفت
راز دل بر گوی و بنگر تا چه فرماید همی
هوش مصنوعی: از یک فرد با مقام بلند خواستهام تا در مورد این فکر راهنمایی کند. او گفت: راز دلت را بگو و نگاهی به آن بینداز تا ببینی چه راهحلی ارائه میدهد.