برگردان به زبان ساده
امروز جان را با طرب هنگام پیوند آمده
دل در نشاط آماده شد لب در شکرخند آمده
هوش مصنوعی: امروز روح من با شادی به وصال رسید و دل من برای خوشحالی آماده شده است. لبهای من شاداب و پر از لبخند هستند.
سردار دانایان زره با تاب مهر روی مه
در موکب مسعود شه فیروز و خرسند آمده
هوش مصنوعی: سردار آگاه و دانا که زرهاش درخشش نور خورشید را دارد، در جمع باشکوه شاه مسعود، خوشحال و پیروز وارد شده است.
آن طالب نام نکو و آن پرنس صلحجو
مه ارفع الدوله که او بی مثل و مانند آمده
هوش مصنوعی: آن کسی که به دنبال نام نیکو است و آن شاهزادهای که خواهان صلح میباشد، فردی است بینظیر و بدون مشابه که به این دنیا آمده است.
از خاوران در باختر با شاه ما شد در سفر
همراه وی در بحر و بر فضل خداوند آمده
هوش مصنوعی: از سمت خاور به سمت باختر، در سفر با پادشاهش، در دریا و خشکی باریابی و نعمتهای خداوند به وی رسیده است.
گویی ز نو روحالامین آمد ز بالا بر زمین
یا بار دیگر فرودین بر جای اسفند آمده
هوش مصنوعی: گویا روح القدس از آسمان به زمین آمده یا بار دیگر در جای خود فرود آمده است.
خوشا هژیرا خرّما کان خواجهٔ عیسیدما
در ساحت ملک جما شاد و فرهمند آمده
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از خرماهای خواجه عیسی در سرزمین دما لذت میبرد و در این مکان زیبا و با عظمت شاد و خوشحال است.
هوش و خرد فتح و ظفر عقل و ادب فضل و هنر
در پیش این فرخ پدر چون هشت فرزند آمده
هوش مصنوعی: حکمت و هوش، پیروزی و موفقیت، عقل و ادب، فضیلت و هنر همه در برابر این پدر خوشبخت مانند هشت فرزند در کنار هم آمدهاند.
دانشپرستی کار وی فضل و هنر آثار وی
در گوش جان گفتار وی ستوار چون پند آمده
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که پرستش علم و دانش، نتیجه کار و هنر انسان است. آثار و نتایج این دانش در عمق وجود انسان رسوخ کرده و سخنان وی بر اساس این آگاهی مستحکم و پندآموز است.
اقبال او هر دم فزون بخت عدویش واژگون
ملک از قدومش تازه چون مغز خردمند آمده
هوش مصنوعی: خوشحالی و موفقیت او هر لحظه بیشتر میشود و دشمنانش در حال شکست و ناامیدی هستند. سرزمین از ورود او تازه و شاداب شده است، مانند مغز یک انسان دانا و باهوش.
میری که گردون جاه او دولت رفیق راه او
غم در دل بدخواه او چون کوه الوند آمده
هوش مصنوعی: تو به جایی میروی که آسمان به او جاه و مقام بخشیده و خوشی و کامیابی در کنار او قرار دارد. غم و اندوه در دل دشمنان او قرار دارد، مانند کوه الوند که استحکام و عظمت دارد.
خورشید شمع منظرش بهرام میر لشکرش
برجیس اندر مجمرش سوزان چو اسپند آمده
هوش مصنوعی: خورشید مانند شمعی است که در جلوی بهرام، فرماندهاش، قرار دارد و در ظرفی میسوزد مانند اسپند که شعلهور است.
دانشپژوه و دینطلب دانشور و دانشلقب
در گلشن علم و ادب نخلی برومند آمده
هوش مصنوعی: آموزشدیدهای که به دنبال دین و دانش است، به مانند درختی بلند در باغ علم و ادب رشد کرده است.
فیروز و فرخ فال او شادان و خرم حال او
بر سایهٔ اقبال او از چرخ سوگند آمده
هوش مصنوعی: فیروز و خوشبختی او باعث شادکامی و سرزندگی حال او شده و از آسمان بر او قسم یاد کرده که تحت سایهٔ اقبالش باشد.
میرا ثناخوانت منم کآیین بد را دشمنم
در دام مهرت گردنم همواره در بند آمده
هوش مصنوعی: من که مدیح و ستایشگر تو هستم، دشمن هر نوع بدی و زشتی هستم و همیشه در دام محبت تو گرفتار شدهام.
از خاک راهت شد گلم زین ره به کامت مایلم
در حضرتت جان و دلم بس آرزومند آمده
هوش مصنوعی: من از خاک تو به وجود آمدهام و در این مسیر به عشق تو رغبت دارم. جان و دل من در آرزوی نزدیک شدن به تو است.
تا نامههای بخردی شوید دل خود از بدی
تا سیمناد ایزدی در زند و پازند آمده
هوش مصنوعی: تا زمانی که عقل و حکمت به دل آدمی وارد شود و او را از بدیها پاک کند، نور و زیبایی الهی در زندگیاش میدرخشد و به پیشرفت و شکوفایی میرسد.
همواره باشی در جهان از بخت و دولت کامران
الفاظت اندر کام جان چون شکّر و قند آمده
هوش مصنوعی: همیشه در زندگی خوشبخت و موفق باشی، و سخنانت مانند شکر و قند شیرین و دلنشین باشد.