برگردان به زبان ساده
اندرین همسایگی دانم یکی مردی کهن
روز و شب با جفت خود پرخاشجوی اندر سخن
هوش مصنوعی: در این همسایگی، مردی را میشناسم که شب و روز با همسرش در بحث و جدل است.
هرچه زن گوید خلاف آن کند پیوسته شوی
وآنچه شو خواهد به عکس آن کند همواره زن
هوش مصنوعی: هرچه زن بگوید، به طور مداوم عمل مخالف آن را انجام میدهد و آنچه شوهر بخواهد همواره به عکس آن عمل میکند.
زن به رغم شو شب نوروز را گوید که هین
روز عاشوراست باید بر دریدن پیرهن
هوش مصنوعی: زن با وجود اینکه شب نوروز است، میگوید که امروز عاشورا است و باید برای عزاداری، لباسش را پاره کند.
وز لجاج زن به روز روزه شو گوید به عمد
لیلة الفطر است باید باده نوشم در چمن
هوش مصنوعی: از روی لجاجت، زن در روز روزه میگوید که امشب عید فطر است و باید در باغ باده بنوشم.
زندگی بر مرد ازین وحشت بود زندان گور
بوستان بر زن ازین خصمی بود بیت الحزن
هوش مصنوعی: زندگی برای مرد با این ترس همراه است که در زندان مرگ گرفتار شود، اما برای زن، زندگی به معنای آسیب و رنج است که در آن دچار مشکلات و جدالهای روحی میشود.
با حریفی این حکایت ساز کردم گفتمش
اینچنین ضدیتی دیدی تو در هیچ انجمن
هوش مصنوعی: با کسی در این مورد صحبت کردم و به او گفتم آیا تو هیچگاه چنین تضادی را در هیچ جمعی دیدهای؟
گفت نی این گونه ضدیت ندیدم هیچگاه
در میان نور و ظلمت یا پری با اهرمن
هوش مصنوعی: من هرگز چنین تضادی بین نور و تاریکی یا بین فرشته و دیو ندیدم.
جز به احکام دو تقویمی که در این روزگار
منتشر گشته است و استخراج حکمش از دو تن
هوش مصنوعی: تنها بر اساس قوانین دو تقویم که در این دوران رایج شده است، قضاوت و حکم میشود و این حکم از دو نفر استخراج میگردد.
وین دو تن همکار ضد ایام سال و ماه را
مشتبه کردند بر پیر و جوان و مرد و زن
هوش مصنوعی: این دو نفر به شکلی عمل کردند که روزها و ماهها را برای تمام افراد، چه پیر و چه جوان، چه مرد و چه زن، به هم ریخته و گیجکننده کردهاند.
جمله در تشخیص ایام و مواقیت اندرند
مات و سرگردان و حیران همچو مور اندر لگن
هوش مصنوعی: همه در تشخیص زمانها و مناسبتها گیج و سردرگم هستند، مانند موری که در لبهی یک کاسه آب دست و پا میزند.