برگردان به زبان ساده
مه من که خورشید گردون غلامش
بگل پای سرو اندرون از خرامش
هوش مصنوعی: ماه من که خورشید آسمانش بنده است، در میان گل ها و در کنار درخت سرسبز، از زیبایی خود میرقصد.
دو ابروی پیوسته اش با دو عارض
دو ماه نواست و دو بدر تمامش
هوش مصنوعی: چشمهای نزدیک به هم او، مانند دو ماه درخشان است که صورتش را زیباتر کرده و وجودش را کامل میکند.
دل از سنگ سازد تن از سیم سازد
که سنگ رخام است در سیم خامش
هوش مصنوعی: دل را مانند سنگی محکم و استوار میسازد، و جسم را به نرمی و لطافت مانند نقره پرورش میدهد؛ زیرا سنگ رخام در درون نقرهی خام وجود دارد.
کسی که ز لعلش چشد آب حیوان
اگر درکشد باده بادا حرامش
هوش مصنوعی: کسی که از زیباییهای عشقش روحش سیراب شود، اگر بادهای بنوشد، نوشیدن آن برایش ممنوع است.
پری را نبود این اطاعت همانا
فرشته است یا خود فرشته است مامش
هوش مصنوعی: اینجا اشاره به این موضوع است که اگرچه پری یا موجود زیبا به اطاعتی نیاز ندارد، اما ممکن است فرشته باشد یا به نوعی فرشتهای در شکل پری به حساب آید.
کسی کو فتد دور از آن روی و گیسو
نه پیداست روزش نه پیداست شامش
هوش مصنوعی: هر کس که از زیبایی و دلربایی محبوبش فاصله بگیرد، نه روزش روشن است و نه شبش.
کند مشک سائی نسیم سحرگه
چو ساید بر آن طره مشک فامش
هوش مصنوعی: وقتی نسیم صبحگاهی به آرامی بر روی موهای مشکی او میوزد، بوی خوشی شبیه به مشک را منتشر میکند.
شگفتم بسی زان سرین شد که گوئی
همی در قعود آورد از قیامش
هوش مصنوعی: من به شدت حیرت کردهام از وضعیتی که گویا در نشستهای هم از حالت ایستادهاش غافل شدهای.
مرا کرده چون دال کوژ و دژم قد
الف قدی از زلفکان چو لامش
هوش مصنوعی: مرا به شکل و حالتی پیچیده و غیرمعمول درآوردهاند و به خاطر زیباییهای موی کسی، قد و قامت من هم به همان صورت در آمده است.
مرا آن پی هر چه دشنام گوید
ببوسی از آن لب کشم انتقامش
هوش مصنوعی: هر کسی که به من دشنام دهد، من به خاطر آن لبانت او را محاکمه میکنم و انتقام میگیرم.
وگر سرکشی سازد این بت نمایم
باقبال میر جوان بخت رامش
هوش مصنوعی: اگر این بت (عشق یا معشوق) سرکشی کند، من با خوشبختی و خوشحالی جوانی را به نمایش میگذارم که دلشاد و راضی است.
خداوند نام آوران کز بزرگی
بگردون درافکند آوازه نامش
هوش مصنوعی: خداوند افرادی را که به خاطر بزرگی و شایستگی خود، در آسمانها شناخته شدهاند، با نام و آوازهاش میستاید.
چمن شاد و خرم ز خوی لطیفش
فلک مست و سرخوش ز انعام عامش
هوش مصنوعی: چمن به خاطر لطافت خود شاد و شگفت انگیز است و آسمان به خاطر مواهب و نعمتهایی که به عموم میدهد، شگفتزده و خوشحال است.
تبارش بزرگ و نژادش خجسته
ستوده عصام است و محکم عطامش
هوش مصنوعی: او از خانوادهای بزرگ و نیکنام میآید و ویژگیهای خوب و شایستهای دارد که در او به وضوح دیده میشود.
بهر کار یزدانش یارست ازیرا
بهر کار باشد بحق اعتصامش
هوش مصنوعی: برای انجام کارها، یاری از سوی خداوند است، زیرا هر کاری باید بر پایه حق و راستگویی باشد.
کمیتش چو سر برکند از صطبلش
حسامش چو دم برکشد از نیامش
هوش مصنوعی: وقتی کمیت به میدان میرود، همچون شمشیرش برمیخیزد، و وقتی حسام (شمشیر) را از غلاف بیرون میآورد، به مانند نواختن یک نی صدا در میآورد.
ببرد همی از پس غرم سمش
بدرد همی بر تن ببر خامش
هوش مصنوعی: بخیز و به جلو برو، زیرا صدای شگفتانگیزت میتواند از پشت سر برگرداند و زخمهایی بر تن حریف بزند. خاموشیات نیز بر تو حاکم نخواهد بود.
خروشنده رعدی است گوئی کمیتش
درخشنده برقی است گوئی حسامش
هوش مصنوعی: صدای رعد همچون خروش یک موجود نیرومند به گوش میرسد و نور برق مانند شمشیری درخشان و تیز به نظر میآید.
زمام فلک گر نبودی بدستش
یکی بختئی بد گسسته زمامش
هوش مصنوعی: اگر کنترل آسمان در دست او نبود، بخت یک نفر هم به خوبی نمیافتاد و ممکن بود که او به سرنوشت بدی دچار شود.
نگویم که تیر است تنها دبیرش
که کیوان پیر است هندوی بامش
هوش مصنوعی: نمیگویم که فقط تیر است، بلکه نویسندهاش کهنسال و حکیم است. بام او مانند هندوان سرسبز و زیباست.
سپهر ای بسا دیه نام آوران را
درین گردش دوره صبح و شامش
هوش مصنوعی: آسمان، بارها نام آورانی را در این چرخش روز و شب دیده است.
ولیکن نبوده است چون میر اعظم
نه بهرام گورش نه دستان سامش
هوش مصنوعی: اما هیچگاه کسی به بزرگی و مقام میرجساری همچون بهرام گور یا دستان سام نمیرسد.
کجا مهر تابش کند جز بخاکش
کجا چرخ گردش کند جز بکامش
هوش مصنوعی: کجا میتواند خورشید تابش کند جز بر خاکش و کجا چرخ و فلک میتواند بچرخد جز به نفع او؟
چو دولت فراهم شد از اقتدارش
چو ملکت منظم شد از اهتمامش
هوش مصنوعی: وقتی که قدرت و ثروت آماده میشود، سرزمین بهخوبی سازماندهی میشود و این نتیجهی توجه و تلاش مستمر اوست.
شهنشه فرستاد تشریفی از نو
که پوشد به پیکر امیر نظامش
هوش مصنوعی: شاه فرمانی فرستاد تا لباس جدیدی برای امیر نظامش فراهم کنند.
خداوند تشریف را پیشرو شد
بسر هشت و شایسته دید احترامش
هوش مصنوعی: خداوند با احترام و عظمت در اوج خود قرار گرفت و شایستگی این احترام را داشت.
یکی جشنی آراست فرخ که میران
ستادند یکبارگی در سلامش
هوش مصنوعی: شخصی جشنی برپا کرد و به طور یکجا همه بزرگان و افراد مهم را برای عرض احترام به حضورش دعوت کرد.
بپیروزی آن را بپوشید در تن
که شهدی فزون ریخت گردون بجامش
هوش مصنوعی: به پیروزی، لباس خوشبختی بپوشید، زیرا آسمان نعمتی فراوان را در جامش ریخته است.
همایون و خوش باد تشریف سلطان
بر اندام سالار با احتشامش
هوش مصنوعی: سلطان با شکوه و خوشبختی بر تن سالار با احترام حاضر شده است.
امیرا «امیری » که بگزیده استی
ز اولاد و احفاد قایم مقامش
هوش مصنوعی: ای امیر! تو از نسل و نوادگان کسی هستی که مقام و منصب عالیتری داشته است.
امیری بنام تو دارد تخلص
ازین نام دارد فلک نیکنامش
هوش مصنوعی: امیری به خاطر نام نیک و محبوبش، تخلصی برگزیده و به همین دلیل آسمان نیز او را محترم میشمارد.
امیر است ملک هنر را ولیکن
بدرگاه میر است کهتر غلامش
هوش مصنوعی: هنر صاحب و پیشوایی دارد، اما در درگاه او، آن را کسی خدمت میکند که در مرتبهای پایینتر از اوست.