برگردان به زبان ساده
تا کی ای شاعر سخنپرداز
میکنی وصف دلبران طراز
هوش مصنوعی: ای شاعر، تا کی میخواهی از زیبایی و دلربایی محبوبان بگویی؟
دفتری پر کنی ز موهومات
که منم شاعر سخنپرداز
هوش مصنوعی: یک دفتر پر از خیال و تصورات بیاساس بنویسی، چون من شاعری هستم که به سخنآوری مشغولم.
ذم ممدوح گه کنی ز غرض
مدح مذموم گه کنی از آز
هوش مصنوعی: اگر به خاطر نیت شخصی، کسی را نکوهش کنی، یا به خاطر حسد، مدح کسی را بر زبان بیاوری، این رفتارها نشاندهنده ناپاکی در دل انسان است.
میزنی لاف گاهی از عرفان
وز حقیقت سخن کنی و مجاز
هوش مصنوعی: گاهی از روی لاف و مباهات درباره عرفان و حقیقت صحبت میکنی، اما در واقع بیشتر حرفهایت مجازی و دور از واقعیت است.
از پی وصف یار موهومی
گاه اطناب و گه دهی ایجاز
هوش مصنوعی: گاهی به تفصیل درباره زیباییهای یک معشوق خیالی صحبت میکنم و گاهی به اختصار و مختصراً به آن اشاره میکنم.
گویی، ای رشک دلبران طراز
گویی ای قبلهگاه اهل نیاز
هوش مصنوعی: تو همچون رشک دلبران زیبایی و به تبدیلی در کمال، همچون قبلهای برای کسانی که نیازمند محبت و توجه هستند.
طرهات در مثل بود طرار
غمزهات در صفت بود غماز
هوش مصنوعی: موهای تو مانند طرهای زیباست و نیشخند تو در وصف، به زشتی و ناپسندی اشاره دارد.
متماثل رخت بود با ماه
متمایل قدت بود از ناز
هوش مصنوعی: لباس تو مانند ماه میدرخشد و قامت تو به خاطر نازکنوشیات به سمت زیبایی متمایل است.
تلخ از حسرت توام شد کام
فاش از محنت توام شد راز
هوش مصنوعی: به خاطر حسرت تو، شیرینی زندگی برایم تلخ شده و از رنجی که به خاطر تو متحمل شدهام، به وضوح درد دلهایم نمایان شده است.
از فراقت بر آتش حسرت
چند باشم همی به سوز و گداز
هوش مصنوعی: از دوری تو در آتش حسرت میسوزم و عذاب میکشم.
چیست این حرفهای لاطایل
چیست این فکرهای دور و دراز
هوش مصنوعی: این گفتهها و نظرات بیمحتوا چیست و این تفکرهای پیچیده و بیفایده به چه کاری میآید؟
مینگویی که این چه ژاژ بود
که به میدانش آوری تک و تاز
هوش مصنوعی: تو میگویی این چه بیهودهگویی است که به میدانش میآوری و به آن توجه میکنی.
این سخن را اگر بری بازار
نخرند از تواش به سیر و پیاز
هوش مصنوعی: اگر این حرف را به دیگران بگویی، کسی آن را نمیخرد و ارزشی برایش قائل نمیشود؛ حتی ارزش ندارد که مثل سیبزمینی یا پیاز در بازار به فروش برسد.
غصهٔ قیس و قصهٔ لیلی
حرف محمود و سرگذشت ایاز
هوش مصنوعی: غصههای قیس و داستان لیلی، شعری است درباره عشق و دلتنگی، همانطور که زندگی و سرگذشت ایاز نیز نشاندهنده حساسیتها و فراز و نشیبهای انسانی است.
کهنه شد این فسانهها یکسر
کن حدیث نوی ز سر آغاز
هوش مصنوعی: داستانهای قدیمی کهنه شدهاند، بنابراین بهتر است که این روایتها را کنار بگذاریم و از ابتدا داستان جدیدی بسازیم.
بگذر از این فسون و این نیرنگ
دیگر از این سخن فسانه مساز
هوش مصنوعی: از این فریب و نیرنگ عبور کن و دیگر درباره این حرفهای جادو مانند سخن نگو.
گر هوای سخن بود به سرت
از وطن بعد از این سخن گو باز
هوش مصنوعی: اگر خواسته باشی درباره صحبت کردن فکر کنی، پس از این به وطن خود برگرد و دوباره صحبت کن.
هوس عشقبازی ار داری
با وطن هم قمار عشق بباز
هوش مصنوعی: اگر تمایل به عشق و سرگرمی داری، با محبوب خودت دلت را به بازی بگذار.
از وطن نیست دلبری بهتر
به وطن دل بده ز روی نیاز
هوش مصنوعی: از نظر عشق و محبت، هیچ شخصی بهتر از معشوق وطن نیست. بنابراین، به خاطر نیاز و ضرورت، قلب خود را به وطن بسپار.
شاهد شوخ دلفریب وطن
با رقیب خطر شده دمساز
هوش مصنوعی: زیبای دلربای وطن به دلیل وجود رقیب خطرناک، همدست و همدم شده است.
در اصول ترقیات وطن
شعر برگو گزیده و ممتاز
هوش مصنوعی: در بنیاد پیشرفتهای کشور، شعر جایگاهی ویژه و ممتاز دارد.
پیش از وقت چاره باید کرد
که درِ فتنه بر وطن شده باز
هوش مصنوعی: قبل از آن که دیر شود، باید به فکر چارهای باشیم، زیرا در فتنهها خطرات زیادی برای سرزمین ما وجود دارد.
تا به کی در جهالت و غفلت
نشناسی نشیب خود ز فراز
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تا چه زمانی در نادانی و بیخبری خواهی ماند و نخواهی توانست تفاوت میان پایین و بالا را بشناسی.
چیست اسلام در بر کفار
طعمهای پیش روی خیل گراز
هوش مصنوعی: اسلام در برابر کفار، به معنای طعمهای است که در جلوی انبوهی از گرازها قرار دارد.
مایهٔ هر سعادتی علم است
به خدای علیم بیانباز
هوش مصنوعی: مهمترین چیزی که میتواند موجب موفقیت و خوشبختی شود، دانش است که از سوی خداوند دانا و بیهمتا به انسان داده شده است.
کی ترقی کند کسی بی علم
مرغ بی بال چون کند پرواز
هوش مصنوعی: کسی بدون علم و دانش نمیتواند پیشرفت کند، مانند پرندهای که بدون بال نیست توان پرواز کردن.
علم تحصیل کن که سلم علم
از نشیبت برد به سوی فراز
هوش مصنوعی: علم را فرا بگیر که به وسیلهی آن میتوانی به اوج و موفقیتهای بزرگ دست یابی.