برگردان به زبان ساده
درد پا مربنده ات را ساخت بیحال ای وزیر
گوشمالم داد و از غم کرد پامال ای وزیر
هوش مصنوعی: درد و رنجی که کشیدم مرا ضعیف و بیحال کرده است، ای وزیر! از غم و اندوهی که دارم به من آسیب زدهای و مرا خرد کردهای، ای وزیر!
پیکرم از بهر مشق این طبیبان شد چو آن
لوح سیمین کز برای مشق اطفال ای وزیر
هوش مصنوعی: بدن من برای تمرین این پزشکان شده است، مانند آن لوح نقرهای که برای تمرین کودکان ساخته شده است، ای وزیر.
گشته انگشتان پایم از ورم سخت و سطبر
چون قضیب نو بلوغان گاه انزال ای وزیر
هوش مصنوعی: پایم به شدت ورم کرده و انگشتانش مانند میلهای ضخیم و محکم شدهاند. ای وزیر، حالتی به من دست داده که گاه دچار انزال میشوم.
بسکه از انژکسیون خستند جانم روز و شب
ساق و رانم شد مشبک همچو غربال ای وزیر
هوش مصنوعی: به خاطر این که به شدت تحت فشار و آزمایشهای مختلف قرار گرفتهام، روح و جانم در روز و شب به شدت خسته شده و بدنم نیز همچون یک غربال دچار آسیب و تغییر شده است. ای وزیر، این شرایط چگونه ادامه خواهد یافت؟
درد پا سهل است کز پیچ و فشار روزگار
مقعدم وارون و امعا خسته ز اسهال ای وزیر
هوش مصنوعی: درد پا اهمیت چندانی ندارد، زیرا از ناملایمات و فشارهای زندگی به شدت خسته و ناامید هستم، ای وزیر.
طرفه اسهالی که پیچش چون کمند سام یل
لیک زورش چون کمال رستم زال ای وزیر
هوش مصنوعی: شگفتانگیز است اسب، که پیچش آن مانند کمند سام یل است، اما قدرتش به اندازه کمال رستم زال نیست، ای وزیر.
نفخها اندر دلم باشد که گر تیزی دهم
کر شود از بانگ رعدش گوش طبال ای وزیر
هوش مصنوعی: در دل من نیرویی وجود دارد که اگر صدای رعد را بشنوم، حتی گوش آن طبلزن هم کر خواهد شد. ای وزیر، این قدرت درونی من به قدری زیاد است.
نه بتن جان نه برگ خون نه بسر مانده است هوش
نه بکیسه زر نه اندر مخزنم مال ای وزیر
هوش مصنوعی: در من نه جان و روحی باقی مانده است، نه شوری از زندگی احساس میکنم. نه ثروتی در جیبم دارم و نه در جایی از خود چیزی ارزشمند ذخیره کردهام، ای وزیر!
گشته بیت المال ویران مال تاراج ستم
در کف این مردم بردار و بر مال ای وزیر
هوش مصنوعی: بیت مال کشور به ویرانی افتاده و ثروت آن توسط ستمگران به غارت رفته است. ای وزیر، مال و دارایی را از دست این مردم ستمگر بازپس بگیر و به حال مالی توجه کن.
پیش هر دکتر چنان خاضع شوم از هول و بیم
کو بود چون مرشد و من کوچک ابدال ای وزیر
هوش مصنوعی: وقتی به هر پزشکی میروم، آنقدر ترس و نگرانی دارم که خودم را کوچک و حقیر احساس میکنم، مانند یک مرید در برابر مرشد، ای وزیر.
میگریزم از غم گردون دون بر اوج چرخ
باز می بینم که آمد غم ز دنبال ای وزیر
هوش مصنوعی: از غم و اندوه زندگی فرار میکنم و به اوج آسمان میروم، اما باز هم متوجه میشوم که غم همچنان در دنبالم است، ای وزیر.
مرگ خود را بی امان تقدیر می کردم اگر
بودی اندر دست من تقدیر آجال ای وزیر
هوش مصنوعی: اگر تو در دست من بودی و میتوانستم سرنوشت را در کنترل بگیرم، بیوقفه مرگ خود را رقم میزدم. ای وزیر، زمان مرگ را تعیین کردهام.
شکرلله خر ندارم ورنه با این پای لنگ
هر که میدیدی مرا پنداشت دجال ای وزیر
هوش مصنوعی: خوشحالم که اسب ندارم، چون اگر داشتم و با این پا و لنگی که دارم سوار میشدم، هر کسی که مرا میدید، فکر میکرد من دجال هستم، ای وزیر.
برنخیزد در تماشای خط و خال بتان
آنکه برمیخواست از آواز خلخال ای وزیر
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر آن است که تنها افرادی که به زیباییهای ظاهری و جذابیتها توجه دارند، از تماشای زیباییهای معشوق لذت میبرند. همچنین اشارهای به زمانی دارد که کسی به خاطر شنیدن صدای زینتی یا دلنشین، از جا برمیخیزد. در واقع، کسانی که به زیباییها و جذابیتهای بیرونی اهمیتی نمیدهند، در برابر جذابیتهای ظاهری بیتفاوتاند.
گرگ بودم میش گفتم شیر بودم بز شدم
اوفتادم مختصر زان یال و کوپال ای وزیر
هوش مصنوعی: من گرگ بودم و به عنوان میش حرف میزدم، سپس به شیر تبدیل شدم و در نهایت به بز افتادم. اینها همه مختصر و کوتاه است، ای وزیر!
سختی و ستواری از حمدان و زانو دور گشت
تندی و تیزی شد از دندان و چنگال ای وزیر
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیها از حمدان دور شده و قدرت و استقامت او بیشتر شده است. همچنین، تند و تیز بودن او به دلیل دندان و چنگالش افزایش یافته است. ای وزیر، این تغییرات قابل توجه است.
جار و جنجال و خدم با خود میاور زینهار
زانکه طبعم رنجه است از قیل و از قال ای وزیر
هوش مصنوعی: بخواهش تو، هیچ سر و صدا و حاشیهای با خود نیاور، زیرا روح من از این بحثها و اختلافنظرها خسته و آزرده است، ای وزیر.
سر دمم را از دم خود گرم کن مردانه وار
کاین قماری هست اندر پیش پاچال ای وزیر
هوش مصنوعی: بهتر است خودت را آماده و پرانرژی نگهداری، زیرا در آینده چالشها و مسئولیتهای جدیتری در پیش داری، ای وزیر.
خود چه باشد گر از آن پانصد که هر مه میبری
عشر آن بر بنده ات فرمائی ارسال ای وزیر
هوش مصنوعی: این بیت به گونهای به تغییرات و تأثیرات اندک میپردازد و به نوعی بر قدرت و مقام فرد اشاره میکند. به بیان دیگر، میگوید اگر از آن مقدار بسیار زیاد، تنها بخشی از آن را به من بدهی، آنچه برای من باقی میماند چه ارزشی دارد؟ این بحث به این نکته معطوف است که اقدامات یا بخششها باید متناسب با ارزش و اهمیت کل چیزی باشد که در نظر گرفته شده است.
من علیل و گرسنه تو صاحب دخل و رسوم
من شکسته پرتو از غم فارغ البال ای وزیر
هوش مصنوعی: من بیمار و گرسنهام و تو دارایی و امکانات زیادی داری. در حالی که من دچار مشکلات و شکستها هستم، تو با آرامش و بیخیالی زندگی میکنی، ای وزیر.
تو بهر مه میبری کان زر و گنج گهر
من نبینم روی زر از سال تا سال ای وزیر
هوش مصنوعی: تو به خاطر زیباییات گنجینهای از طلا و جواهرات را میبری، اما من از سال تا سال حتی یک بار هم نمیتوانم چهرهات را ببینم، ای وزیر.
گر مواسات و مساوات این بود در روزگار
آفرین بر شیوه ظلام و جهال ای وزیر
هوش مصنوعی: اگر در دوران گذشته همبستگی و برابری وجود داشت، باید بر روش ظالم و نادان درود فرستاد، ای وزیر.
راستی بر گو تو تنها جلد و چست و چابکی
یا وزیران جملگی رندند و رمال ای وزیر
هوش مصنوعی: به راستی بگو آیا تو فقط ظاهری جذاب و چابک داری یا اینکه همه وزیران هم در حقیقت فریبکار و حقهباز هستند، ای وزیر؟
ذات پاکت را باستثنا سرودم مدحتی
ز آنکه ممتازی بر اقران غرشمال ای وزیر
هوش مصنوعی: من به جز ذات پاکت، مدحی سرودهام، زیرا تو در میان همسالانت بینظیر و ممتاز هستی ای وزیر.
سردی یی گر در سخن بینی مرا معذور دار
ز آنکه باشد مسکنم در پشت یخچال ای وزیر
هوش مصنوعی: اگر از من در گفتار سردی دیدی، مرا ببخش؛ زیرا که من در پشت یخچال زندگی میکنم. ای وزیر!