برگردان به زبان ساده
زلال خضر کز آن تشنه ماند اسکندر
ببین که گشته روان در کنار بحر خزر
هوش مصنوعی: آب زلال و پاکی که در آن، اسکندر به خاطر تشنگیاش مانده بود را ببین که چگونه در کنار دریای خزر جاری شده است.
هر آنچه جُست سکندر درون تاریکی
به روشنی شده ما را نصیب خوش بنگر
هوش مصنوعی: هر چیزی که اسکندر در جستجویش بود و به دنبال روشنایی میگشت، حالا به ما رسیده است. بنابراین به آن با دید خوشبینانه نگاه کن.
بیا که چشمهٔ آب حیات و نهر بقا
درون گلشن اسلام و دین پیغمبر
هوش مصنوعی: بیایید به جستجوی سرچشمهٔ زندگی و جویبار جاودانگی بپردازیم که در باغ اسلام و آموزههای پیامبر نهفته است.
به دستیاری پیر خرد که خضر ره است
روان شد از ظلمات مداد اهل هنر
هوش مصنوعی: با کمک و راهنمایی استاد فرزانهای مانند خضر، که نماد هدایت و دانش است، از تاریکیها به سوی روشنایی و هنر حرکت کردم.
یکی جریده ز باکو پدید گشته به طبع
بلند چون فلک و تابناک همچو قمر
هوش مصنوعی: یک روزنامهای از باکو به وجود آمده که به اندازهی آسمان وسیع و با شکوه است و مانند ماه درخشان میتابد.
جریده نی که هزاران خزینه گوهر ناب
صحیفه نی که هزاران سفینه لؤلؤ تر
هوش مصنوعی: نوشتهای که به دست نی آمده، ارزشمند و پر از گنجهای قیمتی است، مانند صفحات کتاب که سرشار از جواهرات درخشان و باارزش هستند.
هزار سِحر کند از بیان شورانگیز
هزار معجزه آرد ز نطق جانپرور
هوش مصنوعی: از کلامی پرشور و دلانگیز، هزاران معجزه ایجاد میشود و هزارها جادوگری در آن نهفته است.
بیان آن چو عروس دو هفته خواند درست
حدیث آن چو زند داغدیده کرد از بر
هوش مصنوعی: چنانکه عروس در دو هفته لباس عروسی را میپوشد و زیبا میشود، این داستان نیز باید به درستی بیان شود. اما وقتی از دل اوید، درد و رنجی وجود دارد که همچون زخم عمیق میماند.
عروس زیبا از یاد بُرد حجلهٔ شوی
عجوز ثکلی فرموش کرد داغ پسر
هوش مصنوعی: عروس زیبا، فراموش کرده که در گذشته با شوهر پیرش چه لحظاتی را سپری کرده است و همچنین داغ از دست دادن فرزندش را به کلی فراموش کرده است.
نبشته گویی کلک خرد ز آیت فضل
خطی ز عنبر سارا به دیبهٔ ششتر
هوش مصنوعی: گویی قلم عقل از روی نشانههای لطف و نعمت، خطی مانند عطر خوش عسل بر روی پارچهای نرم و لطیف نوشته است.
و یا تو گویی در بوستان شرع رسول
یکی درخت برومند بر فلک زده سر
هوش مصنوعی: گویی در باغی که به دست پیامبر ایجاد شده، درختی تنومند و بلند به سوی آسمان سر به فلک کشیده است.
درستکاریِ بیخش درستگوییِ شاخ
وطنپرستیِ برگش خداشناسیِ بر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که راستگویی و صداقت که ریشهای محکم دارد، به وطنپرستی و عشق به میهن گره خورده است، و این عشق به میهن، در نهایت به شناخت و باور به خداوند منجر میشود.
فشانده میوه به سکان هند از تاتار
فکنده سایه به صحرای غرب از خاور
هوش مصنوعی: میوهها را به سکان هند پرتاب کردهاند و سایهاش را بر بیابانهای غرب انداختهاند؛ این نشاندهنده تأثیر فرهنگ و هنر شرق بر سرزمینهای دورتر است.
ز میوهاش بدن مؤمنین شده فربه
ز سایهاش جسد مشرکین شده لاغر
هوش مصنوعی: از میوهاش، بدن مؤمنان پرورش یافته و نیرومند شده است، اما به خاطر سایهاش، اجساد کافران ضعیف و لاغر شدهاند.
بلی ز معجز احمد شگفت نی که شود
دوباره اُستُنِ حَنّانه سبز و تازه و تر
هوش مصنوعی: بدون شک، معجزههای پیامبر احمد (ص) شگفتانگیز است، پس عجیب نیست که دوباره درخت حنانه به زندگی و سرسبزی بازگردد.
سخن طراز و سخنگو چنینه بایستی
که در بیانش لطف است و در کلام اثر
هوش مصنوعی: برای بیان خوب و دلنشین، لازم است که سخن گو از هنر و زیبایی کلام برخوردار باشد، تا بتواند تأثیرگذار باشد و مخاطب را مجذوب کند.
به نصّ فرقان هر مؤمن و مسلمان را
ز دست احمد باید زدن می کوثر
هوش مصنوعی: به گفته قرآن، هر مؤمن و مسلمان باید تحت هدایت و تأثیر پیامبر احمد قرار بگیرد.
شراب کوثر علم است و جز به دولت علم
کسی نَرَست ز دام فنا و بند خطر
هوش مصنوعی: شراب کوثر نماد دانش و علم است و تنها افرادی که به فضل و علم دست یافتهاند، میتوانند از تله ناپایداری و خطراتی که زندگی به همراه دارد، رهایی یابند.
تو جام زندگی از دست علم گیر و بدان
که گِردِ علم نه بیهوده گشت اسکندر
هوش مصنوعی: با علم و دانش زندگیات را پر کن و به یاد داشته باش که اسکندر نیز برای علم و دانش سفرهای بیهوده نکرد.
بیا بنوش ز عین الْحیاتِ ما قدحی
به بوی همچو گلاب و به طعم همچو شکر
هوش مصنوعی: بیا و از چشمه زندگی بیاشام، چون جامی خوشبو مانند گلاب و شیرین مانند شکر.
از آن شراب که در رقص و در سرود آید
تن و روان تو بی پایکوب و رامشگر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که باعث شادی و خوشحالی میشود، جسم و روح تو بیقرار و پر از نشاط خواهد شد.
از آن شراب که گر قطرهای رسد به دهان
بخار علم زند در دماغ مرد شرر
هوش مصنوعی: اگر از آن شراب یک قطره به دهان کسی برسد، در ذهن او جرقهای از علم و دانش ایجاد میکند.
از آن شراب که گر ساغری به مرده دهند
ز جای خیزد و گیرد نشاط عمر از سر
هوش مصنوعی: اگر از آن شراب به مرده هم بدهند، او جان میگیرد و دوباره زندگی را احساس میکند.
از آن شراب که در دشت جهل و کشور ظلم
همی ببارد سجّیل و برزند آذر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که در سرزمین نادانی و سرزمین ستم میروید، گلی به یادگار و آتشین به وجود میآورد.
از آن شراب که بر مصطفی شب معراج
به قاب قوسین نوشاند خالقِ اکبر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که خداوند بزرگ به پیامبر اکرم در شب معراج داد.
از آن شراب که پیغمبر ارمغان آورد
به مرتضی و دو فرزند وی شبیر و شبر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که پیامبر به علی و دو پسرش، حسن و حسین، هدیه داد.
از آن شراب که صدّیق نوش کرد وز سر صدق
بداد در ره حق آنچه داشت سرتاسر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که صدیق (انسانی راستین) سر کشید و با صداقت تمام، در راه حقیقت آنچه را که داشت، به طور کامل بخشید.
از آن شراب که فاروق خورد و شیرین کرد
جهانیان را زهری که بود در ساغر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که فاروق (عمر بن الخطاب) نوشید و باعث شیرینی زندگی مردم شد، که در واقع زهر تلخی بود که در جام قرار داشت.
از آن شراب که عثمان چشید و حلقومش
ز شور مستی زد بوسه بر دمِ خنجر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که عثمان تجربه کرد و به خاطر شور و خوشیاش احساس بیخودی به او دست داد، بوسهای بر دم خنجر زد.
از آن شراب که نوشاند ساقی تسنیم
به دست خویش به عمّار یاسر و بوذر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که ساقی تسنیم با دستان خود به عمّار یاسر و بوذر داد، بینهایت لذت میبرم.
از آن شراب که هشیار گشت از آن سلمان
از آن شراب که طیّار گشت از آن جعفر
هوش مصنوعی: از آن مشروب که سلمان را بیدار کرد و از آن نوشیدنی که جعفر را پروازکننده و شاداب ساخت.
از آن شراب که ابلیس از آن شود مقهور
از آن شراب که جبریل از آن گشاید پر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنیای که ابلیس به خاطرش سرکوب میشود، و از آن نوشیدنیای که جبریل آن را میآورد و انسان را به اوج بلندپروازی میرساند، خود را سیراب کن.
از آن شراب که دیو ار کشد فرشته شود
از آن شراب که مور ار چشد شود اژدر
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که دیو را به فرشته تبدیل میکند، همان نوشیدنی میتواند مور را به اژدها تبدیل کند.
از آن شراب که آباد کرده خانهٔ خیر
از آن شراب که بر باد داده خیمهٔ شر
هوش مصنوعی: شرابی که باعث آبادانی و رونق مکانهای خوب و نیکو میشود، قابل ستایش است، در حالی که شرابی که به ویرانی و تباهی مکانهای ناپسند منجر میشود، مذموم و ناپسند است.
بُوَد دو چیز به هر روزگار و در هر جای
ستونِ بیتِ سعادت قوامِ نسلِ بشر
هوش مصنوعی: در هر زمان و مکانی، دو چیز وجود دارند که پایههای خوشبختی و سعادت بشر را تشکیل میدهند و نسل انسانها به آنها وابسته است.
نخست دین و دوم علم دان که این هر دو
شدند چون دو برادر ز یک پدر مادر
هوش مصنوعی: ابتدا باید به دین و سپس به علم توجه کنیم، چرا که این دو مانند دو برادر از یک پدر و مادر هستند.
میان این دو برادر جدا شود آن روز
که بگسلند ز هم فرقدان و دو پیکر
هوش مصنوعی: در روزی که فرقدان و دو پیکر از یکدیگر جدا شوند، میان این دو برادر نیز فاصله خواهد افتاد.
به شرع، کار معیشت منظم است و درست
به علم، پشت عمل محکم است و مستظهر
هوش مصنوعی: زندگی بر اساس اصول شرعی به خوبی سازماندهی شده است و علم، پشتوانهای قوی برای عمل دارد.
به شرع، شاید قانون گذاشت بیدستور
به علم، شاید کشور گرفت بیلشکر
هوش مصنوعی: ممکن است بر اساس اصول مذهبی، قانونی بدون هیچ دستوری وضع شود و همچنین ممکن است کشوری بدون داشتن نیروی نظامی به وجود آید.
امامِ بیدین باشد فضیحتِ محراب
چنان که مفتیِ بیعلم ضحکهٔ منبر
هوش مصنوعی: اگر امام به دین نداشته باشد، به همان اندازه که فضیحت از محراب به بار میآورد، مفتی بیعلم نیز باعث خنده و تمسخر از منبر میشود.
چو خسته شد تن دین از کجا برآید کار
چو بسته شد در علم از کجا گشاید در
هوش مصنوعی: وقتی بدن به خستگی میرسد، از کجا میتوان کار را پیش برد؟ و وقتی علم و دانش به بنبست میرسد، از کجا راهی برای گشایش پیدا میشود؟
دریغ و درد که ما را ز علم نیست نشان
فغان و آه که ما را ز شرع نیست خبر
هوش مصنوعی: متاسفانه ما از دانش بیخبر هستیم و این باعث ناامیدیمان شده است. همچنین از دستورات شرعی و قوانین آگاهی نداریم و همین موضوع باعث نگرانی ماست.
نه واقفیم ز حکم خدا و شرع رسول
نه عارفیم به علم علی و عدل عمر
هوش مصنوعی: ما نه به دستورات خدا و پیامبر آگاهیم و نه به دانش علی و انصاف عمر پی بردهایم.
رسیدهایم به دشتی که نیست روی نجات
فتادهایم به بحری که نیست راه عبر
هوش مصنوعی: ما به نقطهای رسیدهایم که هیچ نجاتی در آن وجود ندارد و در دریایی غرق شدهایم که هیچ راهی برای عبور از آن نیست.
نشان ره ز که جویم که چشمها همه کور
حدیث دل به که گویم که گوشها همه کر
هوش مصنوعی: من برای پیدا کردن راهنمایی در زندگیام به چه کسی رجوع کنم، وقتی که همه افراد، درک و بصیرت درست ندارند؟ و چگونه میتوانم درد دلم را بیان کنم، زمانی که هیچکس توانایی شنیدن آن را ندارد؟
هزار سال فزونتر بُوَد که در گیتی
عروس طالع اسلام خفته در بستر
هوش مصنوعی: هزار سال بیشتر از آن است که در دنیا، عروس خوشبختی اسلام در آغوش آرامی خوابیده است.
شدست بسترش از ننگ و عار و ذل و هوان
شده است بالشش از خار و خاک و خاکستر
هوش مصنوعی: به خاطر ننگ و شرمندگی و ذلت، بستر او به سختی دچار شده و بالش او از خاک و خار و خاکستر پر شده است.
نه حجلهاش را اسباب خضاب کرده به خون
به جای غازه رخش سرخ از سرشک بصر
هوش مصنوعی: در این بیت به تصویر زشت و غمانگیزی اشاره شده است. دامادی که به جای مراسم شادی و زیبایی، برای عروسیاش از خون استفاده کرده و به جای گل و رنگهای شاد، تنها اشک و اندوه بر چهرهاش نشسته است. به طور کلی، این تصویر بیانگر ناامیدی و حزن در یک موقعیت بود که باید خوشی باشد.
مرا بسی عجب آید که این عروس چرا
هزار سال بماند عقیم و بیشوهر
هوش مصنوعی: من خیلی متعجبم که چرا این عروس، به مدت هزار سال، بدون شوهر و بچه مانده است.
نه یک خردمند او را همی بپرسد حال
نه یک جوانمرد او را بگیرد اندر بر
هوش مصنوعی: نه کسی از اهل فکر و دانش حال او را میپرسد و نه جوانمردی او را در آغوش میگیرد.
ز بس که تخم مروت بر او فتاده ز بن
ز اقربایش یک تن نشد ورا همسر
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه محبت و نوعدوستی در او کم رنگ شده است، از نزدیکان او هیچکس حاضر نشد که همسری برایش انتخاب کند.
مگر که ستر الهی یکی نقاب کشد
ز چشم زخم رقیبان به روی این دلبر
هوش مصنوعی: شاید فقط با حفظ پوشش و پناه الهی، بتوان از چشم زخم و حسادت رقیبان نسبت به این دلبر زیبا محافظت کرد.
وگرنه امر محال است کاین عروس بدیع
به جای ماند پی رویپوش و بیمعجر
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، ممکن نیست که این عروس زیبا و تازه، بدون حجاب و پوشش باقی بماند.
درون خانهٔ همسایه مرد بسیار است
ولیک یکسره نامرد و بیحمیت و غر
هوش مصنوعی: در خانهٔ همسایه افرادی زیادی وجود دارند، اما همه آنها بیمردانگی و بیعزت هستند و شجاعت و احترام ندارند.
و ان یکاد بخوانید و آیة الکرسی
که این متاع نیفتد به دست غارتگر
هوش مصنوعی: اگر بخواهید از آسیب و ویژگیهای ناخواسته دور بمانید، بهتر است آیات خاصی را بخوانید که به امنیت و حفاظت کمک میکند، چرا که این وسایل و یا نعمتها در دست دیگران نخواهد افتاد.
ز گلشن ما اخلافمان چه بهره برند
که شاخ سبز نهشتیم در سرای پدر
هوش مصنوعی: از باغ ما نسلهای آینده چه استفادهای خواهند کرد، در حالی که در خانه پدر، شاخه سبز را پژمرده و نهفتهایم.
در آب شستیم آن آبروی میراثی
به باد دادیم آن گنجهای بادآور
هوش مصنوعی: ما آبرویی را که به ارث برده بودیم، با شستشو از بین بردیم و آن گنجهایی که به دست آورده بودیم را در معرض باد و نابودی قرار دادیم.
خرد ز خطّهٔ مشرق نموده عزمِ رحیل
هنر ز کشور اسلام بسته بار سفر
هوش مصنوعی: عقل از طرف شرق تصمیم به حرکت گرفته است و هنر به عنوان یک بار سفر، از سرزمین اسلام آماده رفتن است.
عُمَر کجاست که بیند فسوس در اسلام
علی کجاست که بیند جهود در خیبر
هوش مصنوعی: عُمَر کجاست که خشونت و فساد را در خیابانها ببیند؟ علی کجاست که نبیند یهودیان را در خیبر؟
عُمَر کجاست که بیند درازدستان را
کشیده تا به کجا پای از گلیم به در
هوش مصنوعی: عُمَر کجاست که ببیند افرادی که دستهایشان دراز شده و از حد و اندازه خود فراتر رفتهاند، تا کجا پا از مرز خود بیرون گذاشتهاند؟
علی کجاست که بیند به طاق کعبه فراز
نشسته هم بت و هم بتپرست و هم بتگر
هوش مصنوعی: علی کجاست که در طاق کعبه میبیند هم بتها و هم بتپرستان و هم کسانی که برای بتها ارزش قائلند، به شکلی در کنار هم نشستهاند؟
کجاست حضرت فاروق و تازیانهٔ سخت
برای خواندن معروف و راندن منکر
هوش مصنوعی: کجاست آن بزرگوار که با قدرت و شدت، برای شناختن خوبیها و دور کردن ناپسندیها اقدام کند؟
کجاست حیدر کرار و تیغ آتشبار
که کافران را دادی به امر حق کیفر
هوش مصنوعی: کجا است حیدر کرار و شمشیر آتشینی که به حق، کافران را مجازات کرد؟
اگر بخواهی رسم و ره سیاست ملک
بخوان وصیت آن شه به مالک اشتر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با اصول و راههای حکومت و سیاست آشنا شوی، به وصیت آن پادشاه به مالک اشتر مراجعه کن.
کجاست حشمت صدّیق و آن همه شوکت
که خلق را سوی ایمان کشید بار دگر
هوش مصنوعی: کجا رفته است آن بزرگی و افتخاری که مردم را دوباره به سوی ایمان جذب میکرد؟
کجاست طاعت عمّان و چهر نورانیش
که با نماز شبِ تیره برد تا به سحر
هوش مصنوعی: کجاست آن اطاعت و چهرهی نورانی عمّان که با نماز شبهای تاریکش تا سحر میرفت؟
کجاست عمر عبدالعزیز آنکه به جِد
همی ببست به اصلاح کار خلق کمر
هوش مصنوعی: کجاست عمر عبدالعزیز که به جدیت و تلاش تمام، در پی اصلاح امور مردم بود؟
مگر دوباره به خواب اندرون کسی بینی
به عزم احمد سفّاح و جزم بوجعفر
هوش مصنوعی: آیا دوباره کسی را در خواب میبینی که به قصد احمد سفّاح و عزم جعفر میآید؟
کجاست حشمت محمود غزنوی که شکست
به سومنات بتان را چو زادهٔ آذر
هوش مصنوعی: کجاست عظمت و جلال محمود غزنوی که چون فرزند آذر، بتهای سومنات را شکست داد؟
کجاست رایت الب ارسلان سلجوقی
امیر شاه شکار و خدیو شیر شکر
هوش مصنوعی: این جمله به دنبال یافتن یا اشاره به رایت (پرچم) امیر ارسلان سلجوقی است، که شخصیتی برجسته و شکارچی ماهر بوده و به عنوان یک رهبر و سخاوتمند شناخته شده است. در اینجا به عظمت و مقام او اشاره میشود و گویی در پی یادآوری شکوه و قدرت او هستند.
کجاست پادشه پیلتن صلاح الدین
که تاخت بر سپه شیردل چو ضیغم نر
هوش مصنوعی: کجاست آن پادشاه نیرومند که با قدرت و شجاعت بر سپاه دلیران حمله میکرد؟
کجاست موکب سلطان محمد فاتح
که کوه در بر جیشش چو دشت و بحر چو بر
هوش مصنوعی: سوال این شعر به دنبال مکانی است که سلطان محمد فاتح (سلطان عثمانی) در آنجا قرار دارد، در حالی که او به قدری بزرگ و با عظمت است که کوهها در کنار او مانند دشت و دریا به نظر میرسند. به طور کلی، این بیت نشاندهنده شکوه و عظمت شخصیت تاریخی اوست.
کجاست نادر افشار شهریار بزرگ
که شد ز فارس سوی هند و ماورای نَهَر
هوش مصنوعی: کجاست نادر افشار، پادشاه بزرگ، که از فارس به سوی هند و آن سوی رودخانهها رفت؟
کجا شدند دلیران کشور اسلام
یلانِ ناموَر و پهلوانِ گُندآور
هوش مصنوعی: کجا رفتند شجاعان سرزمین اسلام، همان قهرمانان مشهور و پهلوانان بااستقامت؟
کماة خزرج و فرسان اوس و اسد ثقیف
فحول ازد و دلیران جنگی حیمر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای برجسته و قهرمانانه قبایل و جنگآوران مختلف در تاریخ اشاره دارد. به انواع شجاعت و دلاوری افرادی که از قبایل مختلف میآیند، پرداخته شده است، مانند شجاعت و قدرت جنگجویان از قبایل خزرج و اوس، و همچنین دلاوران دیگر قبایل. به طور کلی، این بیت به افتخار و احترام به این جنگآوران و ویژگیهای آنها اشاره دارد.
زبیدیان دلاور تمیمیان دلیر
مجاهدان ربیعه مبارزان مضر
هوش مصنوعی: مردان زبید شجاع، تمیمهای دلیر، مجاهدان ربیعه و مبارزان مضر، همگی افرادی با شجاعت و قدرت هستند.
چو بو عبیدهٔ جرّاح و عمرو بن معدی
چو خالد بن ولید و ضرار بن ازدر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف افرادی میپردازد که در جنگ و نبرد مهارت و شجاعت فراوانی دارند. آنها به شخصیتهای معروفی مانند عمرو بن معدی، خالد بن ولید و ضرار بن ازدر اشاره میکنند که در جنگها شناختهشده و معتبر هستند. این اشخاص به عنوان نمادهایی از قدرت و شجاعت در میدان نبرد شناخته میشوند.
چو طاهر بن حسین و ابودلف قاسم
چو پور کاووس افشین که نام او خیذر
هوش مصنوعی: طاهر بن حسین و ابودلف قاسم کسانی هستند که مانند پور کاووس افشین، که نامش خیذر است، در تاریخ شناخته شدهاند.
مهلب بن ابیصفره موت احمر خصم
که روی از رقیان شد ز بیم او اصفر
هوش مصنوعی: مهلب بن ابیصفره در موقعیتی قرار میگیرد که دشمنش به قدری از او میترسد که رنگش به زردی میزند. این نشاندهنده ترس و قدرت او در جنگ و مبارزه است.
حدیث معتصم بالله ار فرو خوانی
هم از نصوص تواریخ و از متون سیَر
هوش مصنوعی: اگر در مورد معتصم بالله بخوای داستانش رو بخونی، میتونی به متون تاریخی و نوشتههای مربوط به سیرت مراجعه کنی.
شگفت معجزه بینی که پور بابکیان
گهی به خاقان پیچید و گاه با قیصر
هوش مصنوعی: معجزهای شگفتانگیز را مشاهده میکنی که پسر بابکیان گاهی نزد پادشاه چین میرود و گاهی به دیدن قیصر روم میرود.
کتابخانهٔ مأمون چه شد کز او خوانیم
حدیث فضل علی بن موسی جعفر
هوش مصنوعی: به کجا رفته کتابخانهٔ مأمون که در آن بتوانیم روایتهایی دربارهٔ فضیلت علی بن موسی جعفر بخوانیم؟
بیا بگرییم ای دل به حال خود شب و روز
که نه به درد علاج است و نه به ناله اثر
هوش مصنوعی: بیایید از حال خود غمگین باشیم، چرا که نه دردی درمان دارد و نه ناله ما تاثیری میگذارد.
سزد که ملت اسلام چون زن ثکلی
خروش واعمرا برکشد ز سوز جگر
هوش مصنوعی: شایسته است که ملت اسلام مانند زنی بیچاره، به خاطر درد و رنجی که دارد، فریاد و دادخواهی کند.
فتاده کشتی اسلامیان به گردابی
کز آن نهنگ نیارد به حیله کرد گذر
هوش مصنوعی: کشتی مسلمانان در یک گرداب خطرناک گرفتار شده است که هیچ نهنگی نمیتواند با حیله از آن عبور کند.
هزار کشتی راندیم اندرین دریا
همی شکسته و بیبادبان و بیلنگر
هوش مصنوعی: ما در این دریا هزاران کشتی را به راه انداختیم، اما همه آنها شکسته و بدون بادبان و لنگر ماندهاند.
هر آن سفینه که بر ساحلِ حیات رسید
رهید از خطر این محیط پهناور
هوش مصنوعی: هر کشتی که به ساحل زندگی برسد، از خطرات این دنیای وسیع نجات مییابد.
حیات کشتی علم است و علم فلک نجات
نجات خواهی بفروش جان و دانش خر
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک کشتی است که علم آن را هدایت میکند؛ علم نیز به معنای آسمان نجات است. اگر به دنبال نجات هستی، باید جان و دانش خود را فدای این هدف کنی.
به سان دانه که در آسیا شود شب و روز
همی بگردد ما را دو سنگ سخت به سر
هوش مصنوعی: مانند دانهای که در آسیاب زیر سنگهای سخت آسیاب میشود و مدام روز و شب میچرخد، ما نیز در مواجهه با دشواریها و سختیها قرار داریم.
یکی به زیر و یکی بر زبر نشسته مدام
اساس هستی ما را کنند زیر و زبر
هوش مصنوعی: یک نفر همیشه در تلاش است که پایههای وجود ما را به هم بریزد و دیگری در تلاش است تا آنها را درست کند.
میان طالب بیدین و غالب بیداد
که کارشان همه میل دل است و خواهش زر
هوش مصنوعی: در بین شخص جاه طلبی که به اصول دین اهمیت نمیدهد و شخصی که ناجوانمردانه بر دیگران تسلط دارد، رفتار و کارهایشان فقط برپایه خواستههای دل و تمایلات مادی است.
فتادهاند گروهی شبیه آدمیان
چو در میان دو گرگ درنده مشتی خر
هوش مصنوعی: گروهی از افراد به شکل انسانها درآمدهاند، اما در واقع شبیه موجودات دیگر هستند، مانند اینکه در میان دو گرگ درنده یک دسته از خرها قرار گرفته باشند.
ز صدهزار یکی را نه فکرت اندر مغز
ز صدهزار یکی را نه روح در پیکر
هوش مصنوعی: از میان صد هزار نفر، تنها یک نفر اندیشهاش در ذهنش است و از میان صد هزار نفر، تنها یک نفر روحش در وجودش حضور دارد.
چرا لگد نزند این ستور لاشه بر آن
دهان گرسنه و نابهای چون نشتر
هوش مصنوعی: چرا این حیوان مرده به دهان گرسنه و تیز مانند تیغ آسیبی نمیزند؟
چرا همی نستیزد به قهرمان اجل
چرا همی نگریزد ز جایگاه خطر
هوش مصنوعی: چرا مرگ به جنگجویان دست نمیزند و از مواجهه با خطر نمیگریزد؟
مگر پیمبر ازین خلق قطع کرده امید
مگر خدای ازین قوم برگرفته نظر
هوش مصنوعی: آیا پیامبر از این مردم امیدی ندارد؟ آیا خداوند از این قوم رو برگردانده است؟
که راه علم نپویند و روزگار عزیز
کنند صرف به چون چرا و بوک و مگر
هوش مصنوعی: افرادی که در پی دانش و علم نیستند و تنها به بحثهای بیفایده و سوالات بدون پاسخ مشغولند، وقت و زمان ارزشمند خود را هدر میدهند.
از آن به خیره و غافل که جز به دامن علم
به هرچه دست فرازند ضایع است و هدر
هوش مصنوعی: این جهان چیزی جز علم و دانش ارزش ندارد و بیتوجهی به آن، انسان را به سمت بیهودهگی و از دست دادن فرصتها میبرد. اسیر هر چیز دیگری شدن، جز دامن علم، فقط هدر دادن وقت و تلاش است.
محال باشد جز با کمند علم رهاند
تن از عذاب و دل از داغ و گردن از چنبر
هوش مصنوعی: تنها با علم و دانش میتوان انسان را از عذاب رهایی بخشید و دل را از اندوه و غم آزاد کرد.
چو علم یافتی آنگه به اتحاد گرای
که علم همچو سلاح است و اتحاد سپر
هوش مصنوعی: زمانی که به دانش و علم دست یافتی، به وحدت و همبستگی نزدیک شو، زیرا علم مانند سلاحی قوی است و اتحاد مانند سپری محافظتکننده است.
به اتحاد گرایید و سیل را نگرید
که هیچ نیست به جز قطره قطرههای مَطَر
هوش مصنوعی: به همبستگی و اتحاد بپردازید و به سیل و طغیان توجه نکنید، چرا که در نهایت چیزی جز قطرههای باران وجود ندارد.
به اتحاد گرایید و اتفاق کنید
که اتحاد شما کم کند ز کفر اثر
هوش مصنوعی: به هم پیوسته و یکدل باشید، چرا که وحدت شما تأثیر کفر را کاهش میدهد.
اگر شنیدید المؤمنون کالبنیان
یشد بعض بعضا ز قول پیغمبر
هوش مصنوعی: اگر شنیدید که مؤمنان مانند یک سازه هستند که برخی به برخی دیگر کمک میکنند، این جمله از قول پیامبر است.
شکست ما همه زان شد که مسلمین ز عِناد
یکی غلامِ علی شد یکی مُریدِ عُمَر
هوش مصنوعی: شکست ما به خاطر این بود که در میان مسلمانان، برخی به دلیل کینهورزی نسبت به یکدیگر، به پیروی از علی یا عمر روی آوردند.
قضات در پی تاراج و خسروان پی تاج
زدند بر سر و کوپال و کتف یکدیگر
هوش مصنوعی: داوران برای غارت و جمعآوری اموال به جان یکدیگر افتادهاند و شاهان نیز برای به دست آوردن تاج و تخت، به سر و بدن یکدیگر حمله میکنند.
میان شیعهٔ بوحفص و بوالحسن هرگز
به صدر اسلام این گفتگو نبود ایدر
هوش مصنوعی: در زمان صدر اسلام، گفتگوهای بین پیروان بوحفص و بوالحسن هرگز به این شکل وجود نداشت.
تو از برای ابوحفص و بوالحسن شدهای
چو دایهای که بُوَد مهربانتر از مادر
هوش مصنوعی: تو به قدری مهربان و مراقب ابوحفص و بوالحسن هستی که مانند دایهای میمانی که از مادر هم مهربانتر است.
بهار دین ز تو بیآب ماند و جهل تو داد
برای قطع درختش به دست خصم تبر
هوش مصنوعی: بهار دین به خاطر ندانمکاری تو خشک شده و تو به دشمن اجازه دادهای که با تبر، درخت آن را قطع کند.
چو دوست رنجه کنی غافلی ز قوت خصم
که گرگ فربه گردد چو شیر شد لاغر
هوش مصنوعی: وقتی که دوست را آزار میکنی، غافلی از قدرت دشمن. زیرا اگر گرگ چاق شود، وقتی شیر لاغر شود، به مشکل برمیخورد.
ایا سخنور دانشپژوه و ناطق فحل
که چون تو نیست یکی اوستاد دانشور
هوش مصنوعی: آیا کسی میتواند چون تو سخن بگوید و در علم و دانش به پای تو برسد؟ تو استاد و بزرگ دانشمندی هستی که هیچکس مانند تو نیست.
تو عالِمی به احادیث و واقفی ز فنون
تو آگهی به تواریخ و عارفی به سیَر
هوش مصنوعی: تو در دانش احادیث خبرهای و به فنون تسلط داری، شناختی عمیق از تاریخها داری و به سیرت و روشها نیز آگاهی.
ز خامهٔ تو به اسلام تهنیت گویم
که جمع ملت اسلام را تویی یاور
هوش مصنوعی: از قلم تو به اسلام تبریک میگویم، زیرا تو یاور جمعیت مسلمانان هستی.
چهار چیز به دست چهار تن بسپرد
برای حفظ صلاح جهانیان داور
هوش مصنوعی: چهار موضوع را به چهار نفر بسپارید تا برای بهبود و نگهداری مصلحت مردم تلاش کنند.
تبر به دست خلیل و عصا به دست کلیم
قلم به دست تو و تیغ در کف حیدر
هوش مصنوعی: این بیت به نمادهای برجسته و شخصیتهای تاریخی اشاره دارد. در اینجا، خلیل، کلیم، و حیدر هرکدام نمایانگر شخصیتهای بزرگ و تاثیرگذار در تاریخ هستند. در این معنا، تبر و عصا به عنوان ابزارهایی برای انجام کارهای بزرگ معرفی میشوند. قلم و تیغ نیز به عنوان نمادهای علم و قدرت به کار رفتهاند. در مجموع، این جمله به ترکیب نیروهای معنوی و مادی برای تحقق اهداف بزرگ اشاره میکند.
نعوذ بالله استغفرالله این تشبیه
ز تنگنای مجال است و من نیم کافر
هوش مصنوعی: من به شدت از این تشبیه دوری میکنم و به خدا پناه میبرم. این مقایسه ناشی از محدودیتهای موجود است و من هرگز نمیتوانم کافر باشم.
تو نه پیمبری و نه ولی، ولی بیشک
مؤیدی ز خدا و امام و پیغمبر
هوش مصنوعی: تو نه پیامبر هستی و نه امام، اما بیتردید بهوسیله خدا و پیامبران تأیید شدهای.
از این ره است که باری ز خامه آب حیات
از این ره است که داری ز نامه گنج گهر
هوش مصنوعی: از این طریق است که به دست میآوری چیزی ارزشمند و با ارزش، همانطور که از قلم و نوشتار، زندگی جاودان یا دانشی عمیق به دست میآید.
کف کلیم ز کلکت همی شود ظاهر
دم مسیح به لعلت همی بود مضمر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در زمان ظهور کلام خداوند، نشانههایی از آن به وضوح نمایان میشود و همچنین به لطف و رحمت الهی میتوان چیزهای پنهان را نیز درک کرد. در واقع، این عالم بزرگ به ما میآموزد که از طریق ارتباط با خدا میتوان به رازها و حقایق عمیقتری پی برد.
چو کردگار ببخشید و بخت یاری کرد
مکن دریغ ز گفتن مَهِل به وقت دگر
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند بخشش کند و بخت به شما کمک کند، از گفتن "برایت وقت هست" در زمانهای دیگر دریغ نکنید.
ز جا برانگیز این خفتگان بادیه را
که روزشان همه در غفلت آمده است به سر
هوش مصنوعی: باید افرادی را که در بی خبری و خواب غفلت به سر میبرند، بیدار کنیم و آنها را از خواب درآوریم، زیرا روز آنها در بیخبری سپری شده است.
ز زیر ابر سیه در شو ای ستارهٔ صبح
به بام عرش خروش افکن ای خروش سحر
هوش مصنوعی: از زیر ابر تیره خارج شو، ای ستارهٔ صبح؛ بر فراز آسمان فریاد بزن، ای فریاد سحر.