برگردان به زبان ساده
کمال مرد بفضل است و مردمی و هنر
بویژه آنکه مر او را بود نژاد و گهر
هوش مصنوعی: کمال یک مرد به فضیلت، انسانیت و هنر بستگی دارد، به ویژه اگر او از نژاد و خاندانی نجیب باشد.
کر انژاد و گهر بوده بی کمال و ادب
چو او را بهیچ نیرزد توأش بهیچ مخر
هوش مصنوعی: اگر کسی از نژادی محدود و بیکمال و ادب باشد، ارزش چندانی نخواهد داشت و نباید به او بها داد. به عبارتی، شخصیت و رفتار فرد مهمتر از نژاد و خانواده اوست.
باستخوان خود ایدر همی بنازد مرد
خلاف باشد نازش بر استخوان پدر
هوش مصنوعی: مردی که با استخوان خود به نیکی و قدرت میبالد، در واقع بر اساسی که ارث پدرش از او به جا مانده است، خود را میفروشد و به تفاخر میپردازد. این خودستایی و ناز به نشانهای از ضعف او در برابر میراث پدرش تعبیر میشود.
برو هنر طلب ای خواجه کز پدر مادرت
درون گور نپرسد نکیر یا منکر
هوش مصنوعی: برو به دنبال هنر و معرفت، ای آقای عزیز، زیرا وقتی که از دنیا بروی و در قبر قرار بگیری، نکیر و منکر (دو فرشته سوالکننده) از والدینت دربارهٔ تو سوال نخواهند کرد.
وگر کمال و هنر دارد و نژادش نیست
بزرگ دانش و بنهفته ز او نمای حذر
هوش مصنوعی: اگر کسی از نظر کمال و هنر در سطح بالایی باشد، اما نژاد و اصالت خوبی نداشته باشد، نباید به او اعتماد کرد و باید از او دوری جست.
حذر بباید کردن ز سفله ای که رسد
ز خاک پست بر او رنگ جاه و کاخ خطر
هوش مصنوعی: باید از افرادی که از ریشه و اصل خوبی برخوردار نیستند و به خاطر موقعیت و قدرتی که پیدا کردهاند، مراقب بود؛ چرا که این افراد ممکن است خطرآفرین باشند.
حدیث او بدرستی مثال موری دان
که روزگار بهاران همی بر آرد پر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که سخن او مانند نمونهای از یک مورچه است، که در روزهای بهاری همیشه پر از تلاش و فعالیت است. به عبارت دیگر، او با دقت و کوشش در تلاش است و نشانههایی از زندگی و فعالیت بهاری را به نمایش میگذارد.
بزرگ مرد کسی را شمر که توأم داشت
نژاد و اصل و گهر با کمال و فضل و هنر
هوش مصنوعی: مرد بزرگ کسی است که هم خانوادهاش از نسلهای نیک و اصیل باشد و هم در علم، هنر و فضیلت به کمال رسیده باشد.
گدای درگه آن خسروم که نگذارد
بتخت شاهی پای از گلیم خویش بدر
هوش مصنوعی: کسی که در درگاه آن پادشاه بنده است، حتی اجازه نمیدهد پایش از گلیم خود بیرون برود.
اگر چه به ز هزاران هنرجوی بخت است
جوی هنر بر من بهتر از هزار پسر
هوش مصنوعی: اگرچه در میان هزاران هنرجو، شانس و بخت به سمت آنهاست، اما برای من داشتن این هنر از داشتن هزار پسر هم ارزشمندتر است.
ابوالمعالی باید شدن نه بوحامد
که از معالی نفع آیدت ز حامد ضر
هوش مصنوعی: بهتر است به مقام و فضیلتهایی دست یابی، نه اینکه فقط در سودجویی از نام و آوازه بوحامد بمانی، زیرا از رسیدن به مرتبههای بالا، نفع بیشتری نصیبت میشود تا از جستجوی منافع مادی و دنیوی.
ز فضل شادان باشی ز زادگان بستوه
ز علم فربه گردی ز کودکان لاغر
هوش مصنوعی: اگر از خداوند و نعمتهای او شاد باشی، در کنار نسلهای آینده دچار رنج و سختی نخواهی شد. با علم و دانش، میتوانی به رشد و پرباری دست یابی و از جسارت و کنجکاوی کودکان لاغر و نحیف بهرهمند شوی.
همت ز مجد و معالی بکیسه زر آید
همت با حمد و حامد فشاند باید زر
هوش مصنوعی: کسی که اراده و تلاشش بر پایهی عظمت و شکوه باشد، مانند طلا ارزشمند است. اما آنکه همت خود را به ستایش و حمد خداوند معطوف کند، باید سعی و کوشش بیشتری به کار برد تا به این ارزش دست یابد.
بجامت اندر ریزد کمال شکر و شهد
اگرچه خو شکرین تر بود ز شهد و شکر
هوش مصنوعی: اگرچه شهد و شکر تلختر از شیرینی هستند، اما وقتی در دل انسان عشق و محبت وجود داشته باشد، آن احساسات شیرینتر از هر طعمی خواهد بود.
بساغرت همه خون جگر کند هر چند
بپرورانی فرزند را بخون جگر
هوش مصنوعی: هرچند که برای فرزند خود تلاش و زحمت میکشی و او را میپروری، اما در وجود تو غم و درد وجود دارد که ناشی از رنجها و هزینههایی است که برای او متحمل شدهای.
وگر پسرطلبی رو هنرپژوه طلب
کز آن بماند نام تو زنده در محشر
هوش مصنوعی: اگر به دنبال فرزندی هستی، فرزندی را طلب کن که اهل هنر و دانش باشد، زیرا در این صورت نام تو در روز قیامت باقی خواهد ماند.
هنرپژوه و خردمند اگر نبود پسرت
ز صد هزار پسر بهتر است یکدختر
هوش مصنوعی: اگر هنر و دانایی وجود نداشته باشد، پس داشتن یک دختر بهتر از داشتن صد هزار پسر است.
بوقت کشتن آن کودک از طریق عتاب
شنیده ای که بموسی چگونه گفت خضر
هوش مصنوعی: در زمانی که آن کودک را به قتل رساندند، شنیدی که موسی چهگونه به خضر اعتراض کرد.
هلاک طفل بد ارخود براستی نگری
بود مثوبت و آسایش پدر مادر
هوش مصنوعی: اگر کودک بدی به هلاکت برسد، واقعاً باید با دقت نگریست که این موضوع چقدر میتواند برای پدر و مادرش موجب آرامش و آسایش باشد.
خوشا کمال و هنر، خرما خردمندی
که شاخسار وجودش ز دانش آرد بر
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که دارای کمال و هنر است، مانند خرما که با درخت خود، ثمرات دانش را به زندگی میآورد.
هنر بنزد خردمند بس خطیر آید
چنانکه در نظر مرد جوهری جوهر
هوش مصنوعی: هنر برای انسانهای باهوش بسیار باارزش و مهم است، همانطور که برای طلاشناسان سنگ قیمتی اهمیت دارد.
کسان بمیرند اما هنر نمیردشان
یکی بقصه گذشتگان پیش نگر
هوش مصنوعی: افراد ممکن است بمیرند، اما هنر آنها باقی میماند. به داستانهای گذشته نگاهی بیندازید.
خوشا هنر که بود مرد را دلیل طریق
خوشا هنر که بود مرد را رفیق سفر
هوش مصنوعی: هنر به راستی راهنمای مردان است و در سفر، هنر رفیق و همراه خوبی برای آنها به حساب میآید.
خوشا هنر که بتدبیر پایمردی وی
بتخت دولت دارا نشست اسکندر
هوش مصنوعی: هنر به قدری ارزشمند و مهم است که با تلاش و فداکاری فردی، میتواند انسان را به مقام و قدرت بزرگی برساند، مانند اسکندر که به تخت سلطنت دست یافت.
خوشا هنر که بنیرو و دستیاری آن
به اردوان سپه اردشیر یافت ظفر
هوش مصنوعی: خوش به حال هنری که با نیروی خود و کمک کسی به نام اردوان، به پیروزی رسید.
خوشا هنر که بتصویب و استعانت آن
ز چرم بر شد شاپور و تاخت بر قیصر
هوش مصنوعی: هنر در زندگی انسان بسیار ارزشمند است و به کمک آن، شاپور با قدرت و شجاعت بر قیصر پیروز شد.
هنر تبابعه را در عرب بزرگی داد
بمردمان یمن از سبا و از حیمر
هوش مصنوعی: هنر و مهارت، در عرب به مردمان یمن از سرزمین سبا و حیمر بخشیده شده است.
هنر سلاجقه را در عجم ریاست داد
اگر حدیث ملکشه شنیدی و سنجر
هوش مصنوعی: سلاجقه هنر و مهارت خود را در مناطق عجم (ایران) به نمایش گذاشتند و قدرت و رهبری خود را در آنجا ثابت کردند. اگر داستان پادشاهی ملکشاه و سنجر را شنیده باشی، این موضوع برایت روشنتر میشود.
هنر بداد بزرگی طمیح را به ایاد
هنر بداد مهی بوقضاعه را به مضر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف تاثیر هنر بر شخصیتها و افراد بزرگ اشاره دارد. میگوید که هنر به طمیح، شخصیت بزرگی، بخشیده شده و همچنین به مضر، که یکی از افراد برجسته است، نیز هنر اعطا شده است. در واقع، این دو شخصیت به واسطه هنر به عظمت و شهرت رسیدهاند.
قصیر با هنر آورد عمرو را در حضر
بکاخ زبا تا چیره شد ببدو و حضر
هوش مصنوعی: قصیر با هنرش عمرو را در کاخ خود به زیبایی دعوت کرد تا با هنر و ذوق خود در فضای رسمی و شهری چیره شود و قدرت خود را نشان دهد.
اگر نداشتی هنر با دلاوری توأم
کجا رهیدی از دشمنان تا بط شر
هوش مصنوعی: اگر تو هنر و دلاوری نداشتی، چگونه از دشمنان و مهلکهها نجات پیدا کردی؟
اگر نه کار هنر بود راست می نشدی
حکومت هرم قطبه بر بنی جعفر
هوش مصنوعی: اگر هنری وجود نداشت، نمیتوانستید به راحتی بر سرنوشت بنیجعفر سلطنت کنید.
اگر نبود هنرمند و کاردان و دلیر
بروم چیره نگشتی ضرار بن ازور
هوش مصنوعی: اگر هنرمند و ماهر و دلیر نبود، ضرار بن ازور نمیتوانست بر من چیره شود.
هنوز گوئی از پرتو هنر زنده است
خطیب مصقع سحبان که بود پور ز فر
هوش مصنوعی: گویا هنوز جذابیت و talento هنر او در سخنرانی زنده است. خطیبی به نام سحبان که پسر فر است.
اگر فضاله بن کلده با هنر نبدی
نگشتی انسان ممدوح اوس پور حجر
هوش مصنوعی: اگر فضاله بن کلده با استعداد و هنری که داشت، نتوانست به مقام و منزلت انسان خوب و ستوده برسد، پس تو هم نمیتوانی به عنوان فرزند اوس، پسر حجر که از انسانهای بزرگ و با ارزش است، شناخته شوی.
اگر نداشت هنر کی حطیه را با کعب
ببست زید بیک ریسمان بیکدیگر
هوش مصنوعی: اگر نبود هنر و استعداد، حطیه نمیتوانست کعب را به خود ببندد؛ مثل اینکه زید تنها با یک ریسمان نمیتواند دو چیز را به هم وصل کند.
بگیر ذیل خرد را که گر نبود خرد
ببوس خاک هنر را که گر نبود هنر
هوش مصنوعی: هرگاه عقل و خرد را در دست بگیری، در غیر این صورت باید خاک هنری را ببوسی که بدون هنر هیچ ارزش و معنایی وجود ندارد.
کجا بیافت کیومرث در جهان دولت
کجا گرفتی طهمورث از ددان کیفر
هوش مصنوعی: کیومرث، که نخستین پادشاه است، در کدامین زمان و مکان به قدرت رسید؟ طهمورث نیز که نوهاش است، از کجا و با چه دردسری از ددان (موجودات بد) قدرت را به دست آورد؟
کجا فراشت منوچهر چتر پادشهی
کجا گرفت فریدون عروس ملک ببر
هوش مصنوعی: کجاست آن زمانی که منوچهر، پادشاه بزرگ، سایهاش بر سر دیگران بود؟ کجا است لحظهای که فریدون، شاه بزرگ، همسر و دختر مَلک ببر را در آغوش گرفت؟
کجا ز بخت شدی شاد مرد خوانسالار
کجا بخصم شدی چیره گرد آهنگر
هوش مصنوعی: کجا خوشبخت شدی ای مرد مهماندار و کجا در برابر بدبختی از آهنگر قویتر شدی؟
کجا بتاج شهی سر همی فراشت قباد
کجا بکاخ مهی بر همی شدی نوذر
هوش مصنوعی: کجا میتوان تاج شاهی را بر سر گذاشت؟ کجا میتوان در کاخی مانند ماه، نوذری بزرگ و باشکوه به وجود آورد؟
کجا ز ایران لشکر کشید کیخسرو
کجا ز توران کیفر کشید رستم زر
هوش مصنوعی: کیخسرو از کجا به لشکرکشی از ایران پرداخت و رستم زر از کجا به انتقامگیری از توران آمد.
کجا شنیدی قارن یلی است مرد افکن
کجا شنیدی سوسن زنی است رامشکر
هوش مصنوعی: کجا دیدهای که قارن، قوتی چون یک فیل دارد و مردان را از میدان به در میکند؟ و کجا شنیدهای که سوسن، زنی است که آهنگ و سرود میسازد و دلها را نرم میکند؟
کجا جهیدی از رزم خسروی بهرام
کجا رهیدی از بند کسروی عنتر
هوش مصنوعی: کجا رفتی که در میدان جنگ خسرو و بهرام، کجا آزاد شدی از چنگ کسری و عنتر؟
کجا بفارس مظفر شدی بنی ساسان
کجا بروم مسلط شدی بنوالاذفر
هوش مصنوعی: کجا، ای فرزند ساسانی، تو به فارس رسیدی و بهعنوان حاکم بر آنجا مسلط شدی؟ کجا باید بروم وقتی که به پیروزی دست یافتهای؟
کجا فلاطون میشد خلیفه سقراط
کجا ارسطو میشد وزیر اسکندر
هوش مصنوعی: هیچگاه نمیتوان مقایسهای بین افلاطون و سقراط یا ارسطو و اسکندر کرد؛ زیرا هر کدام در جایگاه و مقام خود منحصر به فرد بوده و نقشهای متفاوتی در تاریخ و فلسفه دارند.
کجا سطرلاب اندر بساخت بطلمیوس
کجا نجوم و کواکب شناخت بو معشر
هوش مصنوعی: کجا بطلمیوس، قوانین ستارهشناسی را ایجاد کرد و کجا گروهی از افراد در حال شناخت و بررسی ستارهها و سیارات هستند؟
کجا ریاضی خواندی نیوتن و هرشل
کجا منجم گشتی کپرنی و کپلر
هوش مصنوعی: شما در کجا با علم ریاضی آشنا شدید که نیوتن و هرشل به آن پرداختهاند و در کجا به نجوم و ستارهشناسی رو آوردهاید که کپرنیک و کپلر به آن میپرداختند؟
کجا ز حکمت بونصر میشناخت رسوم
کجا ز فلسفه یعقوب میگرفت خبر
هوش مصنوعی: در کجا میتوانست بونصر به اصول و قوانین زندگی پی ببرد و از کجا یعقوب میتوانست اخبار و اطلاعات فلسفی را دریافت کند؟
کجا ببدو همی گشت شنفری معروف
کجا به عدو همی شد سلیک عمر و ثمر
هوش مصنوعی: باید به دنبال کسی باشم که نامش در همه جا معروف است، و کجا میتوانم به دوست دشمنانش تبدیل شوم و عمر و دستاوردهایش را از دست بدهم؟
کجا رئیس شدی قس ساعده به ایاد
کجا بزرگ شدی قیس عاصم از منقر
هوش مصنوعی: کجا تو به مقام رهبری رسیدی مانند قسی که در آغوش بزرگان بوده و کجا تو به بزرگی قیس عاصم دست پیدا کردی از گروههای ناتوان و بیتجربه؟
کجا مصالحه گشتی میان تغلب و بکر
بسعی حارث بن عمر و مرد نام آور
هوش مصنوعی: کجا به توافق رسیدی که بین قدرت و چیزهای دست نخورده، تلاش حارث بن عمر و مردی برجسته وجود دارد؟
کجا مقاتله برخاست عبس و ذبیان را
بهمت هرم و حارث ستوده سیر
هوش مصنوعی: جای نبرد کجا است؟ عبس و ذبیان به دلیرانی چون هرم و حارث که ستودنی هستند، میبالند و در میدان میجنگند.
کجا کتاب بلاغت نگاشت بن هارون
کجا سرود غزل بن ابی ربیعه عمر
هوش مصنوعی: کجا نوشتهای از بلاغت یافت میشود که بن هارون آن را نگاشته باشد و کجا شعری از غزل که بن ابی ربیعه عمر سروده باشد؟
کجا مهلب رفتی ببصره و اهواز
کجا قتیبه شدی سوی ماوراء النهر
هوش مصنوعی: کجا رفتی مهلب، به بصره و اهواز؟ کجا قتیبه شدی، به سمت ماوراء النهر؟
هنر درخت مراد است و بوستان امل
خزانه زر و سیم است و کان در و گهر
هوش مصنوعی: هنر مانند درختی است که آرزوها و خواستهها را برآورده میکند و باغی که در آن زندگی و امید وجود دارد، مانند گنجینهای از طلا و نقره است و سرچشمهای برای جواهرات و مرواریدها.
هنر یکی ثمرستی که آدمیش درخت
درخت سوخته باید اگر نداد ثمر
هوش مصنوعی: هنر مانند میوهای است که از درختی به نام انسان حاصل میشود. اگر این درخت سوخته باشد، نمیتواند میوهای بدهد.
شود ز بیهنری آدمی کم از حیوان
چنانکه شد بهنر به ز مردمان جانور
هوش مصنوعی: اگر انسان به دلیل بیهنری از حیوانات هم کمتر شود، همانطور که در میان انسانها بعضی از آنها از حیوانات بهتر هستند.
هنر بباید تحصیل کرد مردان را
وگر نداشت هنر نام او به نیک مبر
هوش مصنوعی: برای اینکه مردان به خوبی شناخته شوند، باید هنر و مهارت کسب کنند، وگرنه اگر هنری نداشته باشند، نام نیکشان را نیز نباید مطرح کرد.
مگر ندیدی بوالنجم احمد از کرمان
چگونه شد بهنر اندرین زمانه سمر
هوش مصنوعی: آیا ندیدی که بوالنجم احمد از کرمان چگونه در این زمانه درخشانتر و بهتر از همه شده است؟
هنر نمود که سالار لشکرش بنشاند
ببار خود ز ادیبان و فاضلان برتر
هوش مصنوعی: هنر نشان داد که در میان فرماندهان خود، از شاعران و فرزانهها برتر و برجستهتر است.
همی فرستد نظمش بتحفه شهر بشهر
که هست خوشتر و بهتر ز عقد لؤلؤی تر
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای یک نظم و تزیین میپردازد که به عنوان هدیهای از شهری به شهر دیگر ارسال میشود. این نظم به قدری زیبا و دلپذیر است که از زیباییهای گرانبهای لؤلؤ (مروارید) نیز فراتر میرود.
یکی چکامه رقم زد بنان او بورق
که برد گوی سبق از سخنوران یکسر
هوش مصنوعی: شخصی با قلم خود شعری زیبا نوشت که تمامی شاعران دیگر را تحتالشعاع قرار داد.
ز مدح میر اجل بود نامه اش روشن
بشکر نعمت وی ریخته خامه اش شکر
هوش مصنوعی: نامهای که به مدح میر اجل نوشته شده، به خاطر نعمتهای او درخشنده و روشنی دارد و قلمی که بر این نامه نوشته شده، به مانند شکر شیرین و خوشمزه است.
بزرگ مردا فحلا، سخنورا فردا
که مدح میر تواند همی سرود از بر
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و با کفایت، فردا سخنرانانی خواهند بود که در وصف و ستایش میرزا شعر خواهند گفت.
نه کاری آسانست اینک هر که بیتی گفت
مدیج میر تواند نگاشت در دفتر
هوش مصنوعی: هر کس که شعری میسراید، نباید آن را ساده بگیرد و فکر کند که کار آسانی است. نوشتن و ثبت این اشعار نیاز به دقت و توجه دارد.
زبان گویا بایست و طبع دلکش نغز
بیان شیوا بایست و نطق جان پرور
هوش مصنوعی: برای بیان زیبا و دلنشین، نیاز به زبانی گویا و طبعی دلپذیر است. باید توانایی صحبت کردن به شکلی روشن و پرمعنا داشته باشید که جان را نوازش دهد.
ایا ادیب هنرمند و اوستاد بزرگ
ایا لبیب سخن سنج و فحل دانشور
هوش مصنوعی: ای نویسندهی باTalent و استاد بزرگ علم و دانش، آیا تو همان سخنسنج و فرهیختهای که در هنر و ادب ماهر هستی؟
اگرنه شعر ز فضلت بکاستی گفتم
هم از لبید ربیعه تو بوده اشعر
هوش مصنوعی: اگر نبود هنر و فضیلت تو، شعر از ارزشش کاسته میشد. در اینجا به لبید، شاعر معروف از قبیله ربیعه اشاره شده که شعرش به خاطر talent تو، همچنان درخشان است.
قصیده تو که از دلکشی و رنگینی
خریطه بود آکنده از لئال و درر
هوش مصنوعی: قصیدهی تو پر از زیبایی و جذابیت است و مانند کیسهای پر از جواهرات درخشان و قیمتی میباشد.
اگرچه ویل للشعر من روات السوء
حیطئه گفت بهنگام نزع در بستر
هوش مصنوعی: اگرچه شعر از راویان بدی نقل شده است، اما در لحظهی مرگ، حقیقتهایی در دلش جا دارد.
ولیک من حسب الامر شاهزاده را
ببار میر فرو خواند کش ز پا تا سر
هوش مصنوعی: اما من مطابق با دستور، شاهزاده را دعوت کردم تا به بار مینوشد، چون از سر تا پا برای این کار آماده است.
درست خواندم چونان که هرکه باز شنید
همی بشاعر و راوی سرود لله در
هوش مصنوعی: درست خواندم به گونهای که هر کسی که دوباره آن را شنید، شاعر و راوی را ستایش میکند.
در آن قصیده یکی نکته مندرج کردی
ز حق شناسی سالار اعظم لشکر
هوش مصنوعی: در آن شعر یک نکته درباره قدردانی از فرمانده بزرگ لشکر آوردهای.
حکایتی علم الله براستی گفتی
چنانکه نیست در او جای هیچ بحث و نظر
هوش مصنوعی: داستانی از علم خداوند را به درستی بیان کردی، به گونهای که در آن هیچگونه بحث و نظر دیگری وجود ندارد.
ستوده فرمانفرما عمید و صاحب جیش
مسلم است که با دانش است و با گوهر
هوش مصنوعی: فرمانروا و بزرگوار، عمید، به راستی انسانی محترم و دانشمند است که شخصیت و ارزش او بر پایه علم و فضیلت بنا شده است.
ضمیر پاک خداوند دام اجلاله
ز باطن وی همواره داده است خبر
هوش مصنوعی: ضمیر پاک خداوند، همیشه از عمق وجودش خبر میدهد و حالتی از عزت و بزرگی به وجود میآورد.
چو میر اعظم باشد بملک فرمانده
سزد که فرمانفرما بودش فرمان بر
هوش مصنوعی: وقتی که بزرگترین مقام در حکومت، خود فرمانده کل باشد، مناسب است که او نیز دارای قدرت و اختیارات لازم برای فرمانروایی باشد.
بدو است روشن چشم امیر هر شب و روز
که اوست مردمک چشم میر و نور بصر
هوش مصنوعی: امیر هر شب و روز چشمانش روشن است، زیرا او نور چشم میر و روشنایی دل مردم است.
از آن زمان که بفرزندی انتخابش کرد
ز فضل و رحمت گسترد سایه اش بر سر
هوش مصنوعی: از زمانی که خداوند فرزندی را انتخاب کرد، رحمت و دانش او مانند سایهای بر سر آن فرزند گسترده شد.
بزرگ دیدش و افزود هر زمان قدرش
که در نیام نمانند تیغ با گوهر
هوش مصنوعی: او را بزرگ دانست و هر روز بر ارزش او افزود، زیرا مانند تیغی نمیماند که رو به گوهر نرود و از بین برود.
همه حدیث ز تمجید شاهزاده رود
بمحضری که امیر است صدر آن محضر
هوش مصنوعی: تمام داستانها و سخنها درباره ستایش شاهزاده در محفل و مجلسی روایت میشود که در آن، امیر در صدر نشسته است.
برای شاهد قول تو از طریق صواب
یکی حدیث دلاویز باشدم بنظر
هوش مصنوعی: برای اثبات درست بودن حرف تو، یکی از داستانهای زیبا و دلنشین را از دیدگاه خودم بیان میکنم.
از آن زمان که خداوند اعظم از گروس
بقرمسین شد از بهر نظم این کشور
هوش مصنوعی: از وقتی که خداوند بزرگ بر بقرمسین حاکم شد، برای ساماندهی به این سرزمین تلاش کرد.
زمان اضحی میبود و موسم قربان
که من ببارگهش بودمی ثناگستر
هوش مصنوعی: زمان عید قربانی بود و من در آنجا حضور داشتم و خدا را ستایش میکردم.
یکی کتابت خواندم ز شاهزاده راد
بدستیاری آن آهن پیام آور
هوش مصنوعی: کتابی را دربارهی شاهزادهی دلیر خواندم که با کمک یک آهنگساز، پیامی را به دیگران منتقل میکند.
که شاد و خرم و خوش باد نوبت اضحی
بمیر اعظم و نوئین معدلت پرور
هوش مصنوعی: خوش و شاد و خرم باشد زمانی که عید قربان میرسد و بزرگترین مقام و منزلت را در پرورش عدالت دارا باشی.
چو رسم مردم اسلام ذبح و قربان است
برای قربان دارم بدرگهش دو پسر
هوش مصنوعی: زمانی که مردم مسلمان برای قربانی کردن و ذبح، طبق رسم و آیین خود عمل میکنند، من نیز برای نزدیک شدن به خدا، دو پسرم را قربانی میکنم.
امیر ایده الله چنان بوجد آمد
که از نشاط جوانی همی گرفت از سر
هوش مصنوعی: امیر ایده الله به قدری خوشحال شد که این شادی او را به یاد دوران جوانیاش انداخت و احساس سرزندگی کرد.
چه گفت گفت که خاصیت از گهر نرود
گرش بسائی با سنگ و سوزی از آذر
هوش مصنوعی: اگر چه سنگ و آتش میتوانند بر زیبایی و ارزش گوهر تأثیر بگذارند، اما خاصیت و ماهیت اصلی آن هرگز از بین نمیرود.
بگل نشاید رخسار آفتاب اندود
بابر و میغ نشاید نهفت ضؤ قمر
هوش مصنوعی: زیبایی چهره را نمیتوان با آفتاب پوشاند و نور ماه را نمیتوان در ابر پنهان کرد.
تو ای بدولت و اقبال همعنان مراد
تو ای بحشمت و اجلال همعنان ظفر
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر نعمت و خوشبختیات همواره در صف مقدم هستی، تو ای با شکوه و بزرگوار، در کنار پیروزیها و موفقیتها قرار داری.
همی بساید تیغت پرند بر مرجان
همی ببیزد کلکت بپرنیان عنبر
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند پرندهای بر روی مرجانها حرکت میکند و مانند بوی خوش عطر، میچرخد و در فضا پخش میشود.
جهان خدای چنانت بزرگ کرده که میر
همی دعای تو گوید بوقت شام و سحر
هوش مصنوعی: خداوند چنان تو را بزرگ و باارزش ساخته است که حتی میر (رئیس) نیز در زمانهای شام و صبح، برای تو دعا میکند.
دعای میر بجان تو مستجابستی
چنانکه در حق امت دعای پیغمبر
هوش مصنوعی: دعای رهبرت به جان تو مستجاب شده، مانند دعای پیامبر برای امت خود.
یکی تن است ز تیغ کج تور است دو تن
دو پیکر است ز تیغ تو چون یکی پیکر
هوش مصنوعی: تن انسان مانند یک تیر کج است، دو نفر که از آن جدا هستند، در اصل یکی هستند. دو شکل و پیکر مختلف وجود دارد، اما در حقیقت همانند یک پیکر واحدند.
من این قصیده فرستم بحضرتت ایدون
چنانکه زیره بکرمان برد کسی ایدر
هوش مصنوعی: من این شعر را به تو میفرستم، همانطور که کسی زیرهای را از کرمان به اینجا میآورد.
گرش پسندی با دیده رضا نه شگفت
که پیش مه نبود منع تابش اختر
هوش مصنوعی: اگر او را بپسندی، با چشمی سرشار از رضا به او نگاه کن؛ چرا که هیچ عجیب نیست اگر در برابر ماه، مانعی برای تابش ستارهها وجود نداشته باشد.
مدیح ذات ترا من بشعر چون گویم
که کس نیارد پیمود بحر با ساغر
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به درستی توصیف کنم که تو چیست، زیرا هیچکس توانایی ندارد به عمق گسترده دریا دست یابد با یک لیوان.
هماره تا که برآرد بامر ایزد پاک
دم بهاران از خاک دیبه اخضر
هوش مصنوعی: همواره هنگامی که خداوند پاک بهار را از زمین بیرون میآورد، رنگ سبز زیبا و شادابی را به ارمغان میآورد.
تو باش لشگر اقبال و فتح را سالار
منت بمدح برآرم چو دیبه صد دفتر
هوش مصنوعی: تو باید به عنوان فرمانده پیروزی و خوشبختی عمل کنی و من با ستایش تو مانند پارچهای زیبا، افکار و نوشتههایم را به نمایش بگذارم.