برگردان به زبان ساده
ای دوخته بر قد تو دیبای صدارت
طالع ز بنانت ید بیضای صدارت
هوش مصنوعی: ای که بر اندامت پارچهای گرانبها و زیبا دوزیدهاند، سرنوشت تو از ریشه و بنیاد تو نشأت میگیرد و دست سپیدی که نماد قدرت و مقام است، به تو تعلق دارد.
با نقد شرف خواسته سرمایه دولت
با گنج هنر یافته کالای صدارت
هوش مصنوعی: شرافت و ارزش واقعی در سرمایهگذاری و تلاش برای دستیابی به قدرت و مقام نیست، بلکه در هنر و خرد نهفته است که میتواند منجر به دستیابی به اهداف بالا و مقامات مهم شود.
عدل است خلیل تو در ایوان ریاست
عقل است دلیل تو به صحرای صدارت
هوش مصنوعی: شما در زمینه ریاست به مانند خلیل (ابراهیم) هستید که در عدل و انصاف مشهور است. عقل و خرد شما دلیلی بر تواناییهایتان در اداره امور و رهبری است.
عقلت نشود تیره ز جادوی زمانه
مغزت نشود خیره ز سودای صدارت
هوش مصنوعی: اگر عقل تو تحت تأثیر فریبهای زندگی و زمانه قرار گیرد و توانایی تفکر صحیح را از دست بدهی، مغز تو نیز نمیتواند در تماشای جاه و مقام و دستیابی به قدرت منطقی و روشن بماند.
مغرور نگردی تو ز افسانه دیوان
مخمور نباشی تو ز صهبای صدارت
هوش مصنوعی: به خودت مغرور نشو که به داستانهای دیوانهوار دیگران دل خوش کردهای و فریفته مقام و قدرت نباش.
رای تو شهابی است به گردون سیاست
کلک تو نهنگی است بدریای صدارت
هوش مصنوعی: نظر و رأی تو مانند یک شهاب است که در آسمان سیاست میدرخشد، در حالی که هنر و قلم تو همچون نهنگی بزرگ در دریای قدرت و مدیریت است.
ای کور و کران مژده که روح القدس آمد
از معجزه لعل مسیحای صدارت
هوش مصنوعی: ای نابینایان و ناشنوان، بشارت میدهم که روحالقدس بهواسطهی معجزهی لعل مسیح (ع) بهامید موفقیت و رهبری آمد.
المنة لله که بیاراست شهنشه
توقیع کمال تو بطغرای صدارت
هوش مصنوعی: سپاسگزار خدا هستیم که شاه را با امضای شایستهاش به کمال و زیبایی معرفی نمود.
ای گشته ترا جفت بکابین عدالت
معشوق دلارام دلارای صدارت
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر عشق دلبر آرامبخش و زیبا، به عدالت مربوط شدهای.
در گوش تو شد قرطه زرین سعادت
همدوش تو شد شاهد زیبای صدارت
هوش مصنوعی: در گوش تو به گونهای خوشبختی و موفقیت به گوش میرسد، مانند اینکه زیبایی و جذابیت رهبری و ریاست کنارت قرار دارد.
از شاخ تو سر زد گل بویای حقایق
در کاخ تو در شد بت رعنای صدارت
هوش مصنوعی: از شاخهات گلهای خوشبو و حقیقتنما شکوفا شدند و در کاخ تو، مجسمه زیبا و فریبای قدرت وارد شد.
آنی که صدارت بتقاضای تو برخاست
طبع تو نکرده است تقاضای صدارت
هوش مصنوعی: زمانی که مقام و جایگاه سیاسی به خاطر خواسته تو به دست آمد، این نشان نمیدهد که طبیعت تو خواهان چنین مقامی است.
تو پا بسر و چشم صدارت بنهادی
و اکفآء تو جان ریخته در پای صدارت
هوش مصنوعی: تو بر سر و چشم مقام و منصب نشستهای و هر کسی که شایسته تو باشد، جانش را برای خدمت به این مقام فدای آن کرده است.
چون دست صدارت ز تو شد قدرت خود را
بنمای ز بازوی توانای صدارت
هوش مصنوعی: وقتی که قدرت مدیریتیات از تو گرفته شد، توانایی و قدرت واقعی خود را نشان بده و از قابلیتهای خود در این زمینه بهرهبرداری کن.
شاید که همی درنگری کار جهان را
با روشنی دیده بینای صدارت
هوش مصنوعی: شاید تو داری به دقت به وضعیت دنیا نگاه میکنی و آن را با دیدی روشن و بصیرت خود بررسی میکنی.
شادا و خوشا خرم و خوبا که بتابید
در جام تو شد آب گوارای صدارت
هوش مصنوعی: خوشحال و شاداب هستند افرادی که با زیبایی و درخشش خود چشمهسار خوبی را در وجود تو به وجود میآورند و این خوشی به مانند آبی گوارا و دلپذیر در موقعیت عالی و مهمی که داری، جاری میشود.
طوبی و هنیئا و مریئا لک کامروز
در کام تو شد شهد مصفای صدارت
هوش مصنوعی: درخت طوبی که نماد خوشبختی و شادمانی است، به تو تبریک و شاد باش میگوید، زیرا امروز کام تو با شهد شیرین و خالصی از موفقیتهای بزرگ پر شده است.
شیرین شودت کام که خالیگر گردون
آراسته خوان تو به حلوای صدارت
هوش مصنوعی: کام تو شیرین خواهد شد، حتی اگر فرصتی برای تغییر اوضاع نداشته باشی، زیرا سفرهات با نعمتهای مقام و قدرت پر شده است.
با این همه شیرینی و چربی عجبم زانک
گرمی نرسد بر تو ز صفرای صدارت
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تضاد و تناقضی اشاره دارد. شاعر از شیرینی و چربی صحبت میکند و تعجب میکند که با وجود این ویژگیهای خوشمزه و لذیذ، هیچ گرمی و جذابیتی به فرد مورد نظر نمیرسد. به نوعی میتوان گفت که با وجود تمام خوبیها و نعمتها، چیزی از آنها به شخص منتقل نمیشود.
پر زهر بود ساغر جلاب وزارت
پر خار بود خوشه خرمای صدارت
هوش مصنوعی: ساغر وزارت پر از زهر است و خوشه خرمای قدرت پر از خار.
اما تو بتدبیر بگیری رطب از خار
و افشانی پادزهر بمینای یصدارت
هوش مصنوعی: اما تو با تدبیر و برنامهریزی میتوانی از مشکلات و دشواریها استفاده کنی و در حقیقت، از زهر خانمانسوز، پادزهر بهدست آوری.
ای خواجه من آنم که نکردم بهمه عمر
کاری که پسندش نکند رای صدارت
هوش مصنوعی: من کسی هستم که در تمام عمرم کاری نکردهام که مورد پسند نظر تو باشد.
گر درزی فکرم گه و بیگاه همیدوخت
دیبای سخن بر قد و بالای صدارت
هوش مصنوعی: اگر در زمانهای مختلف و به صورت ناگهانی، افکارم را به هم پیوند میزنم، سخنم را همچون پارچهای زیبا و نفیس بر قامت و هیکل ریاست و مقام میدوزم.
از زحمت من خسته نگشتی دل دستور
وز پیکر من تنگ نشد جای صدارت
هوش مصنوعی: تو از زحمت من خسته نمیشوی، ای دلدار، و از بدن من، که به اندازهی یک مقام بزرگ تنگ نشده است.
نه سفره صدرالوزرا مرتع من بود
نه شد شرف بنده یغمای صدارت
هوش مصنوعی: نه من از کرسی صدارت بهرهمند بودم و نه سفرهی رئیسالوزرا متعلق به من بود. من هرگز به مقام و مرتبهای نیندیشیدم که شایستهام باشد.
بودم به دبستان خود از کنگره چرخ
مانند عطارد به تماشای صدارت
هوش مصنوعی: من در دوران کودکی و تحصیل خود مانند عطارد، با دقت و کنجکاوی به تماشای مقام و مقامهای بزرگتر نشسته بودم.
نادیده قدم چرخ دو تا در بر آنکس
کاندر ز بر مسند یکتای صدارت
هوش مصنوعی: قدم دو چرخ بر او نادیده است، کسی که در کنار او، در بالای مقام وزیری نشسته است.
اما چو صدارت بتو شیدا شده امروز
من نیز شدم واله و شیدای صدارت
هوش مصنوعی: امروز با انتصاب تو به مقام صدارت، من هم به شدت تحت تاثیر قرار گرفتهام و به محبت و زیبایی آن مقام شیدا و واله شدم.
بی خدعه و اغراق به یک جو نستانم
حکمی که ندارد خط و امضای صدارت
هوش مصنوعی: بدون تظاهر و بزرگنمایی، هیچ ارزشی برای حکمی قائل نیستم که هیچ اثری از تأیید و امضای مقام بالایی نداشته باشد.
بر نام همیون ترا خواهم ابدالدهر
در بام فلک خطبه ی غرای صدارت
هوش مصنوعی: من بر نام همیون میخواهم که در تمام دورانها بر فراز آسمان، خطبهای از عظمت و مقام وزارت بگویم.