برگردان به زبان ساده
نگار من تن سیمین خود برخت سیاه
چنان نهفته که در تیره شب چهارده ماه
هوش مصنوعی: عزیز من، بدن سفید و زیبا و خوشساخت خود را به گونهای به پوشش سیاه آراسته که در تاریکی شب، مانند ماه چهارده روشن و درخشان به نظر میآید.
سیاه پوشید آن گلعداز و روز مرا
ز سوگواری خود کرد همچو شام سیاه
هوش مصنوعی: آن گل سیاه پوشید و روز مرا به خاطر عزاداریاش مانند شب تار و سیاه کرد.
برفت چشمه حیوان درون تاریکی
نهاد لاله نعمان ز مشک سوده کلاه
هوش مصنوعی: چشمه حیات و زندگی از میان تاریکیها گذشته و لالهای که در این مسیر به وجود آمده، در میان عطر مشک قرار دارد و بر سر کلاهی از آن پوشیده شده است.
شخود چهره بناخن گشود خون ز دو چشم
گسست موی و پریشان نمود زلف دو تاه
هوش مصنوعی: دل شاداب و با طراوتی را تصور کن که از غم و اندوه رنج میبرد. چهرهاش همچون گلی پژمرده است و چشمانش پر از اشک است که از آنها میریزد. موهایش در باد به هم ریخته و آشفته به نظر میرسند. این تصویر توصیفگر احساسی عمیق و درونی از ناکامی و درد است.
همی پراکنده از هر دو جزع مروارید
همی دمید برخسار همچو آینه آه
هوش مصنوعی: بیت اشاره به تلاطم و بیقراری انسان دارد. ناشی از احساسات و افکار گوناگون، فرد مانند مرواریدی که به طرز زیبایی درون شکافهای خود میدرخشد، در جستجوی آرامش و وضوح است. این احساسات میتوانند همچون بخار بر روی آینه، تصویر واقعی را محو کنند و انسان را به تأمل و تفکر درباره وضعیت خود وا دارند.
ایا گزیده ترین دخت شهریار عجم
که شد نژاد تو از خسروان والا جاه
هوش مصنوعی: آیا تو دختر برگزیدهٔ پادشاه عجم هستی که نژاد تو از سلاطین بزرگ و با اعتبار سرچشمه میگیرد؟
توئی نبیره طهماسب شاه کیوان قدر
توئی نواده خاقان و سبط نادر شاه
هوش مصنوعی: تو فرزند طهماسب شاه هستی و ارزش تو به اندازه کیوان میباشد، تو نواده خاقان و نوه نادر شاه هستی.
تو شاد داری خرم روان پاک نیا
تو زنده کردی نام پدرت طاب ثراه
هوش مصنوعی: تو خوشحالی و روح پاک نیا را به شادی و نشاط مینَمايی؛ تو با زنده کردن نام پدرت، فضای خوشبختی و سعادت را به وجود آوردهای.
نشان حشمت تو ظاهر است در آفاق
حدیث عصمت تو سایر است در افواه
هوش مصنوعی: عظمت و بزرگی تو در جهان مشخص است، اما داستان پاکی و بینقصی تو در سخنها و گفتارها به گونهای دیگر بیان میشود.
سخا و جود به ابر کف تو بسته امید
کمال و فضل بخاک در تو جسته پناه
هوش مصنوعی: سخاوت و generosity تو مانند ابری است که همه امیدها به کامل بودن و فضیلت را به خاک تو میسپارد. در واقع، همه به تو پناه آوردهاند.
ببارگاه تو بهرام و تیر بسته میان
بخاک راه تو برجیس و مهر سوده جباه
هوش مصنوعی: به درگاه تو، بهرام (خدای جنگ) و تیر، به خاک افتادهاند؛ راه تو از برجیس (سرو قد بلند) و خورشید (مهر) به تسلیم شده است.
به پیش قصر کمالت فلک نیارد پای
درون کاخ عفافت ملک نیابد راه
هوش مصنوعی: به سوی قصر بینظیرت، هیچ چیزی نمیتواند وارد شود و در کاخ پاکیات، هیچ شاهی نمیتواند راه پیدا کند.
ز هوش و فضل و فروغ و فر و کمال تو تافت
بچرخ مشتری و تیر و مهر و زهره و ماه
هوش مصنوعی: از intelligence و دانش و زیبایی و شکوه و کمال تو، تمامی ستارهها و سیارات درخشش و درخشانیشان را از تو میگیرند.
بدان مثابه بلند است دامنت که مدام
ز دامن تو بود دست آسمان کوتاه
هوش مصنوعی: بدان که دامنت به اندازهای بلند و باارزش است که همواره دست آسمان به آن نمیرسد.
از آنکه چرخ نهم برترین مقام وی است
که چاکران تو را شد فروترین خرگاه
هوش مصنوعی: چرخ نهم که به معنی جایگاه عالی و برتر است، موجب شد که افرادی که خدمتگزار تو هستند، به پایینترین مقامها تنزل پیدا کنند.
گر آفتاب شود فی المثل بچرخ نهم
کجا تواند کردن بسایه تو نگاه
هوش مصنوعی: اگر خورشید هم بشود، مثلاً، اگر دور تو بچرخم، باز هم نمیتواند سایهات را بپوشاند.
ز تو ببالد برقع برایت و به نگین
ز تو بنازد معجر بافسر و به کلاه
هوش مصنوعی: چهرهی تو باعث میشود که پردهی زیبایی برایت برافراشته شود و سنگی که به تو تعلق دارد، بر خود ببالد. همچنین، سربند و کلاهی که به تو مربوط میشود، به زیبایی خود میافزاید و به تو افتخار میکند.
بحضرت تو حدیثی فرا برم که بود
خدای عز وجل مرمرا بصدق گواه
هوش مصنوعی: من به حضور تو سخنی میگویم که خداوند بزرگ خودم به آن گواهی میدهد.
به پیش چون تو حکیمی که راز دل داند
منافقی نکنم لا اله الا الله
هوش مصنوعی: به پیش کسی چون تو که به راز دل آگاه است، دیگر به نفاق و دوگانگی رفتار نمیکنم و فقط به یکتایی خداوند اعتقاد دارم.
بدان رسول که آمد ستوده در گیتی
بدان خدای که باشد منزه از اشباه
هوش مصنوعی: بدان که فرستادهای به زمین آمده است که در جهان ستوده و مورد احترام است. او به فرمان خدایی آمده که از هر گونه نقص و شباهت به دیگران پاک و منزه است.
بدان اراده که بر سلب و نفی من قادر
بدان ضمیر که از هست و بود من آگاه
هوش مصنوعی: بدان که تو توانایی این را داری که من را از وجود و هستیام محروم کنی، زیرا از درون من و حقیقت وجودم آگاهی کامل داری.
کز این مصیبت عظمی که دستبرد قضا
بدوستان تو آورده از ستم ناگاه
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به بلای بزرگ و مشکل بزرگی دارد که قضا و سرنوشت بر دوستان تو وارد کرده و به ناگاه از ستم برخاسته است.
بسان ساغر مستان دلم پر از خون است
چو طره صنمان قامتم شدست دو تاه
هوش مصنوعی: دل من همچون جامی پر از خون است و در عین حال، به خاطر زیبایی و دَمی که از محبوبم میزنم، و حالت طرهاش، مانند قامت او، دچار شوق و التهاب شدهام.
چو ابر خون ز بصر باری و نمیدانی
که جان ما را در بحر قلزم است شباه
هوش مصنوعی: همچون ابری که از چشمانش اشک میبارد، تو نمیدانی که روح ما در دریاچهای عمیق و بزرگ غرق شده است.
ولی چه چاره که این باده را از این ساقی
بطوع اگر نستانی دهند با اکراه
هوش مصنوعی: اما چه کنیم که اگر این باده را از این ساقی به میل و رغبت نگیریم، به زور و اکراه به تو خواهند داد.
نه کس ببندد این رخنه را بدست هنر
نه کس گشاید این قلعه را بزور سپاه
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند این شکاف را با قدرت هنر ببندد و هیچ کس نمیتواند این دژ را با نیروی سربازان بگشاید.
نگویمت که در این غم مپوش رخت سیه
که کعبه ای تو و زیبد بکعبه رخت سیاه
هوش مصنوعی: نگو که باید در این غم لباس سیاه بپوشی، چون تو همچون کعبهای هستی و بر تو لباس سیاه زیبنده نیست.
خدای را مفشان خون دیده بر دامان
که دامن تو نیالوده بر بهیچ گناه
هوش مصنوعی: خداوند را به خاطر اشک و گناهانی که مرتکب شدهای، نرنجان، زیرا تو خود هیچ گناهی بر دوش نداری.
مریز اشک و مخور غم در این مصیبت سخت
مدار تاب و مکن تب در این غم جانکاه
هوش مصنوعی: در این زمانهی سخت و دردناک، بیفایده است که اشک بریزی و غم و اندوه بخوری. به خودت فشار نیاور و داغ این غم را در دل نگه مدار.
بطوع خاطر تسلیم شو بامر قضا
ز روی صدق رضا ده بدانچه خواست اله
هوش مصنوعی: با کمال میل و بدون هیچ اعتراضی به خواست تقدیر تسلیم شو و با صداقت و خلوص نیت، رضایت خود را به آنچه خداوند خواسته است، ابراز کن.
چو وقت در گذر آید چه یکنفس چه هزار
چو دور عمر بسر شد چه پنج و چه پنجاه
هوش مصنوعی: زمان که بگذرد، چه یک لحظه باشد و چه هزار لحظه، وقتی عمر به پایان برسد، فرقی نمیکند که پنج سال زندگی کردهای یا پنجاه سال.
زمانه یار نگردد بزور بازوی عقل
گذشته باز نیاید بسوک و ناله و آه
هوش مصنوعی: زمان به زور و قدرت عقل، همراهمان نمیشود و دوران گذشته نیز با ناله و آه به عقب برنمیگردد.
تن فسرده دلخستگان نژند مکن
دل رمیده وابستگان شکسته مخواه
هوش مصنوعی: بدن خسته و دلbroken دلشکستگان را آزار نده و از دل رمیده وابستگان چیزی نطلب.
گر این کلام مرا گوش کردی از سر مهر
یکی حدیث دگر آرم اندرین درگاه
هوش مصنوعی: اگر به صحبتهای من با محبت گوش بدهی، داستان دیگری برایت بیان میکنم در این مکان.
بهمت تو که برتر از آسمان بلند
بدامن تو که شد دست چرخ از آن کوتاه
هوش مصنوعی: با یاری تو که از آسمانها نیز بالاتر هستی، دست تقدیر و سرنوشت از دامنت کوتاه شده و به تو دسترسی ندارد.
که گر در آب کنی غرقه حاضرم بالطوع
وگر در آتش گوئی روم بلا اکراه
هوش مصنوعی: هرچند که در آب غرق شوم، با کمال میل میپذیرم و اگر بگویی که به آتش بروم، بدون هیچ اجبار و به راحتی خواهم رفت.
بخاکپای تو دارد تن فسرده نیاز
بر آستان تو دارد دل رمیده پناه
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز نیاز و درخواست فردی میپردازد که در برابر معشوقش سر به خاک میساید و با دل شکسته و ناامید خود، به او پناه میبرد. بیانگر احساسات عمیق وابستگی و تسلیم در برابر محبوب است.
سرم بطوق تو یک گردن است و صد زنجیر
دلم بدست تو یک کشته و هزار سپاه
هوش مصنوعی: سرم به گردن تو وابسته است و دل من همچون زنجیرهایی به دستان تو بسته است. قلب من یک انسان را فدای تو کرده و مانند سپاهی آماده است تا برای تو بجنگد.
چو در کف تو بود کار دل تو خود دانی
باوج ماه رسان یا بیفکن اندر چاه
هوش مصنوعی: اگر دل تو در دست تو باشد، خودت میدانی که آیا باید آن را به اوج ماه برسانی یا در چاه بیندازی.
کنون بپای خود آمد بدامت این نخجیر
گرش توانی در بند خویش داشت نگاه
هوش مصنوعی: اکنون به نزدیک خود آمد، اگر میتوانی او را در چنگ خود نگهدار.
شکار شیر کن ای جان اگر چه میدانم
که در کمند تو شیر ژیان شود روباه
هوش مصنوعی: ای جان، برای شکار شیر تلاش کن، هرچند میدانم که در دامی که تو بیندازی، شیر قوی به راحتی مثل روباه گرفتار خواهد شد.
الا چو گاه برآید ز ماه و ماه از سال
الا چو روز برآید ز هفته هفته ز ماه
هوش مصنوعی: هرگاه ماه از سال بیرون آید و روز از هفته، این چرخه ادامه دارد و هر یک در زمان خود به وجود میآید.
همیشه روز و شبت خوش ببامداد و غروب
هماره سال و مهت نیک درگه و بیگاه
هوش مصنوعی: همیشه در صبح و عصر روزها و شبهایت خوش باشد و در تمام سال و ماه، روزهای خوب و دلپذیری را تجربه کنی.