بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
تا قیامت خور نقاب شب ز رخسار افکند
بلبلم اما نصیبم این که بعد از مرگ هم
باد نتواند که خاک من به گلزار افکند
بوی خون آید ازین وادی برو ای بی خبر
کاروان خواب کی در چشم ما بار افکند
هجر شمعی سوخت جانم را که گر بر آفتاب
در فرو بند درخش خود را از دیوار افکند
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند