برگردان به زبان ساده
«شیخ الاسلام گفت نور اللّه قبره، کی» نام وی علی بن جعفر بن داؤد است از سیروان مغرب «بوده» شاگرد سیروانی مهین است صاحب حواص بمصر بوده و بمکه بوده مجاور سالها، و آن جا برفته شاگرد معاذ مصری ایذ و بوبکر موازینی و جنید و شبلی و ابوالخیر تیناتی و کتانی و بوعلی کاتب و بوبکر مصری٭ دیده و جز از آن از مشایخ وقت، سید بوده «بمکه مجاور» شیخ حرم در وقت خود. از بقیهٔ مشایخ یگانهٔ بینظیر در روزگار خود، در تاریخ صوفیان یاد کرده شیخ سلمی ویرا گفت: کی صد و بیست و چهار سال عمر وی بکشید و معقد بود به آخر عمر. گفتند که هر گه موذن قامت کردی وی برخاستی و چون نماز بکردی باز مقعد شدی، و در حال سماع همچنان. و شیخ عمو و عباس میفخر کردند بدیدار وی، و چه کردندی که نه کردندی فخر. و سزید که لاف ایشان فرض بود بدان پیر.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام میگوید که نام او علی بن جعفر بن داؤد است و از سیروان مغرب میباشد. او شاگرد یکی از شخصیتهای بزرگ صوفیه یعنی سیروانی مهین بوده و در مصر و مکه زندگی کرده است. در مکه سالها مجاور بوده و در آنجا شاگردان معاذ مصری، بوبکر موازینی، جنید، شبلی، ابوالخیر تیناتی، کتانی، بوعلی کاتب و بوبکر مصری را دیده است. او در زمان خود شیخ حرم (عالم دین) بوده و از مشایخ بزرگ و یگانه در تاریخ صوفیان شناخته میشود. شیخ سلمی درباره او میگوید که عمرش به 124 سال رسید و تا آخر عمر در مقام علمی خود باقی ماند. گفته شده که هر بار موذن اذان میگفت، او برمیخاست و پس از نماز دوباره بر جای خود مینشست، و همینطور در حال سماع (گوش دادن به موسیقی معنوی) نیز عمل میکرد. شیخ عمو و عباس به دیدار او افتخار میکردند و هیچکدام نمیتوانستند به او افتخار نکنند، زیرا او بسیار مورد احترام بود.
شیخ الاسلام گفت: که از وی پرسیدند که تصوف چیست؟
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت که از او سوال کردند تصوف چه چیزی است؟
گفت: الافراد و الانفراد. یگانه داشتن همت، و یگانه زیستن از خلق. وی گفتک الصوفیة مع الواردات لا مع الاوراد. ویرا حکایات است بسیار.
هوش مصنوعی: او گفت: انسانها و تنهایی. داشتن همت واحد و زندگی جدا از دیگران. او گفت که تصوف مربوط به حالات درونی است، نه به عبادتها و رسوم. درباره او داستانهای زیادی وجود دارد.
شیخ الاسلام گفت: «که فتح حاجی گوید» وی گفت: که صوفی از مقمات و احوال بر گذشته، آن همه زیر قدم ویاند و همه در حال وی جمعاند «شیخ الاسلام گفت: که شیخ عمو گفت، که شیخ سیروانی گفت: که آخر ما یخرج من قلوب الصدیقین حب الریاسة. و عباس گفت: که وی گفت: استوصوا بمن یحبکم، شما را وصیت میکنم بکسی کش شما دوست» و عمو گفت که وی گفت: گر پای دارید که به خراسان آیید بزیارت کسی کش ما دوست. فتح حاجی گوید، که سیروانی گفت: که کس بود که بزرگان درومی نگرند، ومقام او میبینند و خود نداند که من هیچ چیز دارم.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام فرمود: «فتح حاجی میگوید» و او گفت که صوفی، با مقامات و حالاتی که دارد، همه آنها زیر قدم او هستند و در حال او جمع شدهاند. شیخ الاسلام همچنین گفت: شیخ عمو فرمود که شیخ سیروانی گفت: آخر چیزی که از دلهای دوستان بیرون میآید، حب ریاست است. عباس گفت که او از قول او بیان کرد: به کسانی که شما را دوست دارند، سفارش کنید و من شما را وصیت میکنم به کسی که دوستتان دارد. عمو نیز گفت که او گفت: اگر شما پای دارید، به خراسان بیایید و به دیدار کسی بروید که ما او را دوست داریم. فتح حاجی میگوید که سیروانی گفت: فردی وجود دارد که بزرگان به او نگاه میکنند و مقام او را میشناسند، ولی خود او نمیداند که هیچ چیز دارد.
حدثنا الشیخ لامام الاجل السید شیخ الاسلام ناصر السنة شیخ الشیوخ «زین العلما» امام الایمة ابو اسماعیل عبداللّه بن محمد الانصاری انار اللّه برهانه و وسع علیه رضوانه قال: حدثنا الشیخ ابوالحسن علی بن بشری السجزی و ابواسماعیل احمد بن حمزة الحداد و غیر هم، قال حدثنا الشیخ الجلیل ابوالحسن علی بن جعفر السیروانی بمکة، قال ابوعقال مولی ابن عزیز قال حدثنا مولای محمد بن عزیز یعنی الابلی قال حدثنا سلامة بن روح الکندی، قال حدثنا عقیل عن الزهری عن انس بن مالک ان النبی قال: اکثر اهل الجنة البله.
هوش مصنوعی: شیخ بزرگوار و پیشوای اسلامی، ناصر السنة و رئیس علمای زمانه، ابواسماعیل عبدالله بن محمد انصاری، از عالمان و دانشمندان معتبر صحبت میکند و روایت میکند که ابوالحسن علی بن بشری سجزی و ابواسماعیل احمد بن حمزه الحداد و دیگران از شیخ بزرگوار ابوالحسن علی بن جعفر سیروانی در مکه نقل کردهاند. او به نقل از ابوعقال مولی ابن عزیز میگوید که مولای محمد بن عزیز، یعنی ابلی، از سلامه بن روح کندی نقل کرده و او نیز از عقیل که به زهری و او به انس بن مالک رسیده است، نقل کرده که پیامبر فرمود: بیشتر اهل بهشت افرادی ساده و بیآلایش هستند.
هم شیخ سیروانی گفت: من طلب عزا بباطل اورثه اللّه ذلا بحق. و هم وی گفت: التصوف ترک الخلق و افراد الهمة ثم قال اثر ذلک الخلق مجنة ما دخلو فی شیئی الا افسدوه.
هوش مصنوعی: شیخ سیروانی میگوید: من به دنبال عزتی هستم که خداوند آن را به حق به من بخشیده است. او همچنین بیان میکند که تصوف به معنای ترک مردم و تمرکز بر هدفهای فردی است و سپس میافزاید که تأثیر حضور مردم در هر چیزی غالباً باعث فساد آن خواهد شد.
و هم وی گفته: من ترک تدبیره عاش عیشاً طیباً. ثم قال ما آفة الناس الاالناس. و هم وی گفته: الفقراء هم ملوک الدنیا و الآخرة استعجلواه الراحة و سیروانی گفته: الفقیر ابن وقته فاذا یطلع الی وقت ثانی فقد حرج من الفقر.
هوش مصنوعی: او گفته است: من برنامهریزی را رها کردم و زندگی خوشی را تجربه کردم. سپس گفت: آفت مردم تنها خود مردم هستند. او همچنین گفته: فقرا پادشاهان دنیا و آخرت هستند؛ آنها راحتی را عجلت کردند. و همچنین گفته شده: فقیر، فرزند زمان خود است و اگر به زمانی دیگر نظر کند، از فقر خارج شده است.
شیخ سیروانی گفت: که از جنید شنیدم که گفت: که هر که باوفاقه رسد. و دروی جامه بود افزونی که بی آن بسر شود، آن فاز بخیلی بوی رسیده بود. هم وی گفت که جنید گوید: که دوستی قوم بکشت که ایشان خود دوستی نشناخت. گفتند: شیخ را که این چون بود؟ گفت: آن فایدهٔ ایشان که بنزدیک اوست ایشانرا. و هم وی گفته: حثونا علی الطلب و هو لایجیء بالطلب و هم وی گفته وقتی یاران را: اعبدواللّه بالارواح و نحن نعبد بالاجساد شتان ما بین العبادتین
هوش مصنوعی: شیخ سیروانی نقل میکند که از جنید شنیده که هرکس به همدلی و توافق برسد، درویشی را مییابد که اضافتی بر آن ندارد و این حالت به نوعی بخیل بودن تعبیر شده است. او همچنین اشاره کرده که جنید میگوید دوستی گروهی را به کشتن میدهد که خودشان مفهوم دوستی را نشناختهاند. وقتی از شیخ درباره این موضوع پرسیدند، او گفت فایدهای که نزد آنهاست، به خودشان مربوط میشود. همچنین او بیان کرده که ما باید به طلب هدایت بپردازیم و این طلب خود به خود به وجود نخواهد آمد. و در نهایت، زمانی که با یارانش صحبت میکرد، گفت: «عبادت را با جانها انجام دهید، در حالی که ما با اجساد عبادت میکنیم؛ این دو نوع عبادت تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارد.»
حکایت کرد از مرتعش٭ که وی گفت: لولعب الفقیر عشرین سنة ثم صدق ساعة لنجا پس شیخ سیروانی گفت: «حاشا هم من اللعب انما ارادبه قلة الیقین و هم شیخ سیروانی گفت:» که از ابوالخیر تیناتی٭ شنیدم که گفت: مرا اشراف دادند بر دوزخ، بیشتر اهل آن اصحاب رکوه و مرقع دیدم. پس شیخ سیروانی گفت: که آن نبود و مستوجب آن نشدند مگر از اندکی یقین.
هوش مصنوعی: روایتی هست که فردی به نام مرتعش میگوید: «فقیر بیست سال بازی کرد و سپس یک ساعت صداقت نشان داد تا نجات یابد.» در اینجا شیخ سیروانی اظهار میکند که او معنای بازی را نارسایی یقین دانسته است. همچنین شیخ سیروانی از ابوالخیر تیناتی نقل میکند که او به دوزخ نگریسته و بیشتر افرادی که آنجا بودهاند را از اصحاب رکوه و مرقع دیده است. در ادامه، شیخ سیروانی میافزاید که این افراد به خاطر اندکی یقین به این جایگاه دچار شدند.
«شیخ ابوالعباس احمد بن محمد بن الفضل النهاوندی» شیخ الاسلام گفت که نهاوندی گفت: ککه ایشان که خداوندان همتاند، اگردست چپ ایشان او را از مشغول داشتی بدست راست خود، دست چپ خود ببریدندی. و یوسف حین رازی گفت: که ایشان که خداوندان اسرارند اگر گوی گریبان ایشان از سرایشان آگاه گردد، آنرا برکنند.
هوش مصنوعی: شیخ ابوالعباس احمد بن محمد بن الفضل نهاوندی نقل میکند که او شنیده است: افرادی که صاحب اراده و همت هستند، اگر احساس کنند که دست چپشان، آنها را از کارهای مهمشان منحرف میکند، دست چپ خود را قطع میکنند. همچنین یوسف، در زمانی که رازهایی را بیان میکرد، گفت: کسانی که صاحب راز و اسرار هستند، اگر کسی از رازشان باخبر شود، او را کنار میزنند.
شیخ الاسلام گفت: کی یکی ازین طایفه از همه تایب است و که بغایت شود ازان غایت تایب است. شیخ الاسلام گفت: که مردی بود نفط فروش نهاوندی، و فقرا از وی در دنیا میآسودند بآخروی را مهجور کردند، و چیزی از وی بنه ستدند پرسیدند نهاوندی را ازان گفت: او خورسند شده بود بآنک ببرکة درویشان مال وی فزاید مال او بر فقرا حرام شد.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: یکی از این طایفه بیشترین انفاق را دارد و کسی که به بالاترین حد انفاق برسد، بسیار تایب و نیکوکار است. او داستان یک نفط فروش از نهاوند را نقل کرد که فقرا از او کمک میخواستند و او به فکر دنیا بود و آخرت را فراموش کرده بود. وقتی از او خواستند که کمکی کند، او گفت که با برکت درویشان، درآمدش زیاد شده و دیگر نمیتواند به فقرا کمک کند.