برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: هر که از در تصدیق و تسلیم درآید ویرا از سه شربت یکی دهند یا شربتی از معرفت تا دل وی بحق زنده گردد یا زهری که نفس اماره در زیر قهر او کشته گردد یا شرابی که جان از وجود او مست و سرگشته گردد از اینجا یافت حقیقت وانس صحبت آغاز کند و لذت خدمت و حلاوت طاعت بیابد و سرور معرفت در پیوندد و بروح مناجات رسد تا چنان شود که گوید
هوش مصنوعی: عارفان میگویند: هر کسی که با ایمان و تسلیم به درگاه حق نزدیک شود، یکی از سه چیز به او داده میشود: یا نوشیدنی از شناخت و معرفت که باعث زنده شدن دلش به حق شود، یا زهر محنت که نفس سرکش او را تحت کنترل درآورد، یا شرابی که جانش را سرشار و گمراه کند. از اینجا او حقیقت را مییابد و ارتباط خود را با دیگران آغاز میکند و از خدمت به دیگران لذت میبرد و شیرینی اطاعت را احساس میکند و به سرور معرفت میرسد تا جایی که به حالتی میرسد که میگوید.
خالی نه ای از من و نه بینم رویت
جانی که تو با منی و دیدار نه ای
هوش مصنوعی: تو از من خالی نیستی و من هم چهرهات را نمیبینم. تو جانی برای من هستی، اما دیدارمان نمیشود.
خدایا تا بنده را خواندی، بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید؟ قدر او پیداست کیسه تهی و بادپیما است و این کار پیش از آدم و حواست و عطا پیش از خوف و رجا است اما آدمی به سبب دیدن مبتلاست به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با خود بجفاست اگر آسیای احوال گردان است قطب مشیت بجا است
هوش مصنوعی: خدایا! وقتی تو مرا فراخواندی، من در بین مردم تنها هستم. وقتی گفتی بیا، هفت عضوی که دارم آماده شنیدن است. ارزش انسان مشخص است؛ او مانند کیسهای خالی و پر از باد است. این وضعیت پیش از وجود آدم و حوا بوده و نعمتهای تو پیش از ترس و امید وجود دارند. اما انسان به خاطر دیدن، گرفتار ناز و خودخواهی میشود. او از دیدن رهایی ندارد و باید با خود روبرو شود. اگر چرخش اوضاع در جریان است، مشیت الهی در جای خود قرار دارد.
ای دوست بجملگی تو را گشتم من
حقا که در این سخن نه ذوق است و نه فن
هوش مصنوعی: ای دوست، من حقیقتاً به همه جا سر زدم و به دنبال تو گشتم، اما باید بگویم که در این سخن نه لذتی وجود دارد و نه هنری.
گر تو ز خودی خود برون جستی پاک
شاید صنما بجای تو هستم من
هوش مصنوعی: اگر بتوانی از خودرهایی پیدا کنی، ممکن است من که دور از خودخواهی هستم، به جای تو قرار بگیرم.
خدایا اگر کسی تو را به طلب یافت من خود طلب از تو یافتم اگر کسی تو را به جستن یافت من به گریختن یافتم خدایا چون وجود تو پیش از طلب و طالب است طالب از آن جهت در طلب است که بیقراری بر او غالب است عجب آنست که یافت نقد شد و طلب برنخاست حق دیده و رشد و پرده عزت بجااست
هوش مصنوعی: خدایا، اگر کسی تو را جستجو کرده و یافته، من خود در جستجوی تو قرار گرفتم. اگر کسی به دنبال تو رفته، من خودم فرار را به درک تو ترجیح دادم. خدایا، چون وجود تو قبل از جستجو و جستجوگر است، جستجوگر به این دلیل در جستجو است که بیقراری بر او غلبه کرده است. شگفتانگیز این است که وقتی جوهر تو را مییابند، دیگر جستجو متوقف نمیشود. حقیقت را میتوان دید و رشد کرد و پردهی عظمت تو نیز برقرار است.