پیر طریقت گوید: دل رفت و دوست رفت ندانم که از پس دوست روم یا از پس دل ندا آمد که از پس دوست رو که عاشق دل را از بهر وصال دوست خواهد چون دوست نبود دل را چه کند
چون وصال یار نبود گو دل و جانم مباد
چون شه و فرزین نماند خاک بر سر فیل را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 1
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: دل رفت و دوست رفت ندانم که از پس دوست روم یا از پس دل ندا آمد که از پس دوست رو که عاشق دل را از بهر وصال دوست خواهد چون دوست نبود دل را چه کند
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: دل و دوست هر دو رفتهاند، و نمیدانم که باید دنبال کدامیک بروم؛ آیا باید به دنبال دوست بروم یا دل؟ صدایی آمد که گفت: باید به دنبال دوست بروی، زیرا عاشق دل تنها به خاطر وصال دوست به او توجه دارد. پس اگر دوست نباشد، دل چه فایدهای دارد؟