برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: الهی تو آنی که از بنده ناسزا بینی و به عقوبت نشتابی از بنده کفر می شنوی و نعمت از او باز نگیری و توبت و انابت بر او عرضه کنی و به پیغام و خطاب خود او را بازخوانی و اگر باز آمد او را وعده مغفرت دهی پس چون با دشمن بدکردار چنینی با دوستان نیکوکار چونی؟
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خداوند، تو آن هستی که وقتی بندهات به تو توهین میکند، از مجازات او نمیگذری. و وقتی بندهات کفر میگوید، نعمتهایت را از او نمیگیری و همیشه فرصت توبه و بازگشت را به او میدهی و او را به سوی خود دعوت میکنی. اگر بندهات بعد از این وضعیت به سوی تو برگردد، به او وعده مغفرت میدهی. حال، با دشمنان بدکردار اینگونه رفتار میکنی، با دوستان نیکوکار چگونه خواهی بود؟
آدمی را سه حالت است که به آن مشغول است
هوش مصنوعی: انسان در زندگیاش به سه حالت مشغول است.
یا طاعت که او را از آن سود است یا معصیت که او را از آن پشیمانی است یا غفلت که او را از آن زیان است
هوش مصنوعی: انسان یا باید در پی کاری باشد که برایش سودمند است، یا به کارهایی بپردازد که بعدها از آنها پشیمان خواهد شد، یا در حال غفلت باشد که این غفلت به او آسیب میزند.
پند نیکوتر از قرآن چیست؟ پرسودتر از تجارت با خدا چیست؟ ناصح تر و مهربان تر از مولا کیست، سرمایه ای فراخ تر از ایمان چیست؟ مگر آدمی را به زیان خرسندی است؟ یا به دوری از حق رضامندی است؟ و یا او را از دوست بیزاری است؟ که روزی بیدار شود که بودنی ها بودنی است و پند آنگاه پذیرد که به او رسد آنچه رسیدنی است!
هوش مصنوعی: بهترین راهنمایی از قرآن چیست؟ چه چیزی از معامله با خدا سودآورتر است؟ کیست که نسبت به ما دلسوزتر و نصیحتکنندهتر از پروردگار باشد؟ چه چیزی ارزشمندتر از ایمان است؟ آیا مردم واقعاً به خوشحالی در دوری از حقیقت راضی هستند؟ آیا از دوستان خود بیزارند؟ روزی به حقیقت بیدار میشوند که درک کنند تمام موجودات وجود دارند و تنها زمانی نصیحت را خواهند پذیرفت که به آنچه مقدر شده برسند.
من چه دانستم که آنکس که بهشت او را راس مال است مزدور است عارف کسی است که در آرزوی یک لحظه وصال است من چه دانستم که حیرت به وصال تو طریق است و تو را او بیشتر جوید که در تو غریق است!
هوش مصنوعی: من چه میدانستم که کسی که بهشت او سرمایهاش است، تنها یک کارگر است. عارف واقعی کسی است که تنها در آرزوی یک لحظه نزدیکی با محبوبش است. من چه میدانستم که شگفتی و حیرت در وصال تو، خود مسیری است و آن کس که در تو غرق شده، بیشتر به دنبالت میگردد.
یر طریقت گوید: روزگاری او را می جستم خود را می یافتم اکنون که خود را می جویم او را می یابم این آن تحیر است که جوانمردان آنرا بدعا خواسته اند که گویند: یا دلیل المتحیرن زدنی تحیرا ای رهنمای حیرت زدگان حیرت مرا فزون کن
هوش مصنوعی: در یک زمان، من به دنبال خود میگشتم و خود را مییافتم. اما اکنون که به دنبال خودم هستم، او را پیدا میکنم. این همان حالتی است که جوانمردان از آن به دعا یاد کردهاند و میگویند: ای راهنمای حیرت زدگان، حیرت من را افزایش بده.
الهی به عنایت ازلی تخم بدایت کاشتی به رسالت پیمبران آب دادی و بیاری توفیق رویانیدی و به نظر و احسان خود به برآوردی از لطف تو می خواهم که زهرهای خشم از آن بازداری و نسیم داد بر او بجهانی و کاشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مدد کنی
هوش مصنوعی: خداوند، به لطف و رحمت بیپایانت، بذر اولیه را به دست پیامبران کاشتی و با یاری خود، آن را به بار نشاندی. از شما درخواست میکنم که زهر خشم را از آن دور کنی و نسیم رحمت و انصاف را بر آن بگسترانیدی و این نعمت را با مراقبت دائمی خود تقویت کنی.
درد و درمان غم و شادی، فقر و غنا این همه صفت سالکان است در منزلهای راه اما مردی که بمقصد رسد او را نه مقام است نه منزل نه وقت نه حال نه جان نه دل
هوش مصنوعی: درد و درمان، شادی و غم، فقر و ثروت، همه اینها ویژگیهای مسافران در سیر و سفر به سمت مقصد هستند. اما کسی که به مقصد نهایی برسد، دیگر نه جایگاهی دارد، نه منزلگاهی، نه زمانی، نه حالتی، نه جان و نه دلی.
الهی وقت را بدرد می نازم و زیادتی را میسازم به امید آنکه چون در این درد بگدازم درد و راحت هر دو براندازم
هوش مصنوعی: ایزد، من در این زمان احساس ناراحتی و غم دارم و تلاش میکنم تا از این احساسات پیشی بگیرم. امیدوارم که با تحمل این درد، بتوانم هم به آرامش برسم و هم این درد را کنار بگذارم.
هر که شعله ای از نور صدق بر او تافت بار دنیا نتواند کشید و زینت و تنعم دنیا نتواند دید و هر که از تفرقه رسم و عادت خلاصی یافت و نسیم حقیقت بر فطرت او وزید ناز بهشت نتواند کشید الهی دوستان تو سران و سر هنگانند و بی گنج و خواسته توانگرانند و به نام درویشانند و به حقیقت توانگران جهان خود ایشانند دردها دارند و از گفتن آن بی زبانند
هوش مصنوعی: هر کس که نوری از صداقت بر او بتابد، بار و زینت دنیا را نمیتواند تحمل کند و زیباییهای دنیایی را نخواهد دید. کسی که از تفرقه و عادات رهایی یابد و نسیم حقیقت به فطرت او بوزد، نمیتواند به نعمتهای بهشت دل ببندد. ای خدا، دوستان تو سرآمدان و پیشروانند، بیگنج و نیازمند به خواستههای ثروتمندان و در ظاهر درویش. اما در حقیقت، آنها خود ثروتمندان این جهان هستند؛ دردهایی دارند ولی نمیتوانند آنها را بیان کنند.