پیر طریقت گوید: خدایا نسیمی وزید از باغ دوستی دل را فدا کردیم بوئی یافتیم از خزینه دوستی بپادشاهی بر سه عالم ندا کردیم برقی از مشرق حقیقت تافت آب و گل کم انگاشتیم و دو گیتی بگذاشتیم یکنظر کردی در آن یک نظر بسوختیم و بگداختیم بیفزای خدایا نظری و این سوخته را مرهم ساز و غرق شده را دریاب که می زده را به می دارو کنند
اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات:
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: خدایا نسیمی وزید از باغ دوستی دل را فدا کردیم بوئی یافتیم از خزینه دوستی بپادشاهی بر سه عالم ندا کردیم برقی از مشرق حقیقت تافت آب و گل کم انگاشتیم و دو گیتی بگذاشتیم یکنظر کردی در آن یک نظر بسوختیم و بگداختیم بیفزای خدایا نظری و این سوخته را مرهم ساز و غرق شده را دریاب که می زده را به می دارو کنند
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خدایا، نسیمی از باغ دوستیت وزید و ما جانمان را فدای آن کردیم. بویی از گنجینه دوستی به مشاممان رسید و در سه جهان فریادی سر دادیم. درخششی از مشرق حقیقت نمایان شد و ما آب و گل را ناچیز شمردیم و از دو جهان گذشتیم. یک نگاه به ما کردی و ما را بسوختی و ذوب کردی. خدایا، لطفی کن و به این سوخته نظر کن و مرهمی بر زخمهایش بگذار و غریق را نجات ده، چرا که در این حال، میزنند که به دارو احتیاج دارد.