الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیدهٔ عارف به دیدار خود آموختی.
گر روز وصال باز بینم روزی
با او گله های روز هجران نکنم
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: سید جابر موسوی
تعداد ابیات: 1
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیدهٔ عارف به دیدار خود آموختی.
هوش مصنوعی: ای خداوند، خوشحالم بدانم که من اولین نبودم، بلکه تو بودی. آتش عشق و آگاهی را با نور شناخت خود آمیختی. از باغ وصال و نزدیکی به خود نسیم محبت را به ما هدیه کردی. باران یکتایی و اتحاد را بر سر بشریت نازل کردی. با آتش دوستی، آب و گل را سوزاندی تا چشم عارف را به دیدار خود آشنا کنی.