برگردان به زبان ساده
ای عزیز تصوف چیست: کارکردن و مزد ناخواستن و رنج و بار بردل و باز ناگفتن از دوست حکایت ناکردن و شکایت ناگفتن، عارف را از دنیا عار است و آخرت در پای او خاراست و ا ورا با آن و این چکار است از عارف در جهان نشان نیست آن زبان که عارف را نشان دهد در هیچ دهان نیست از چه نشان دهد چیزی را که در جهان نیست
هوش مصنوعی: تصوف به معنای تلاش و کوشش بدون انتظار پاداش است. در این مسیر، عارف باید از مشکلات و رنجها بهراحتی بگذرد و هیچ ارتباطی با شکایت یا گلایه نداشته باشد. او دنیا را از خود دور میکند و به آخرت اهمیت کمی میدهد. برای یک عارف، ارتباطش با دنیا و آخرت معنای خاصی ندارد و نشان دهنده واقعیات او در هیچ کجا یافت نمیشود. عارفان به گونهای زندگی میکنند که گرچه در این جهان مشغول به کارند، اما وجود حقیقی آنها فراتر از جنبههای مادی و ظاهری است.
صوفی آنست که از نشان بی نشان است لم یزل شنودی نشان آنست امروز نهان فردا نهان اندر نهان است پوشیده میدار این راز را که فردا نه وقت بیان است
هوش مصنوعی: صوفی کسی است که از نشانههای ظاهری و دنیوی فارغ است و همواره به حقیقتی که نمیتوان با چشم دید، توجه دارد. در حال حاضر، نشانههای این حقیقت پنهان است و فردا هم همچنان در خفا خواهد بود. این راز را باید محفوظ نگهداشت، زیرا زمان بیان آن هنوز فرا نرسیده است.
اگر سر این کار داری برخیز و قصد راه کن نه زاد برگیر و نه کس را آگاه کن عافیت را بناز دار و سخن کوتاه کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کاری را شروع کنی، اقدام کن و حرکت کن. چیزی را با خود نبر و کسی را هم از آن مطلع نکن. خود را راضی نگهدار و به صحبتهای بیهوده نپرداز.
عارف یکی است از صوفی چگویم که چیست که نه آدمیزاد است و نه آدمی، زاهد به بهشت مینازد و عارف بدوست از صوفی چگویم که صوفی خود اوست
هوش مصنوعی: عارف یک نوع صوفی است، اما باید بگویم که او نه انسان معمولی است و نه از جنس آدمیان. زاهد به بهشت افتخار میکند، در حالی که عارف به دوست خود یعنی صوفی توجه دارد، چرا که در واقع صوفی همان عارف است.
دانی که زندگانی تمام کدام است آنکس که همیشه بی نام است و از حق بر دل او پیام است و در دل او دگر دوست بردوام است دنیا او را دام است و عقبی دانه او نه مشغول دام است و نه دانه
هوش مصنوعی: زندگی واقعی چیست؟ آن کسی است که همیشه در گمنامی به سر میبرد و دل او پر از پیام حق است. در قلب او دوستی است که همیشه باقیاست. برای او، دنیا مانند دام است و آخرت، مانند دانهای برای کشت. او نه در دنیا مشغول دام است و نه در آخرت مشغول دانه.
انتظار را طاقت باید و ما را نیست صبر را فراغت باید و ما را نیست
هوش مصنوعی: ما باید صبر و تحمل داشته باشیم، اما در عین حال، ما به آرامش و فراغت نیاز داریم که در حال حاضر نداریم.
هر کوه که نه برآورده مهر اوست هامونست و هر آب که نه از دریای اوست خونست
هوش مصنوعی: هر کوهی که به خاطر عشق او وجود ندارد، بیفایده و بیمعنی است و هر آبی که از دریای او سرچشمه نمیگیرد، مانند خون خواهد بود.
هشدار که از این دولت نیفتی که اگر از هشت بهشت درافتی به از آنکه از گوشه چشم بیفتی اگر یک کس از دوستان او را قبول کردی رستی، سخن حلاج شنیدم نه قبول کردم ونه انکار من صرافم مرا با رد و قبول چکار این کار مکن که انکار شوم است انکار کننده محروم است سیل در بالا و من درهامونم هم دردمندان دانند که من چونم
هوش مصنوعی: هشدار که به دام دولت نیفتی، زیرا اگر از هشت بهشت هم سقوط کنی، به مراتب بدتر است از اینکه بخواهی از گوشه چشم بیفتی. اگر یکی از دوستان او را بپذیری، رها میشوی. من سخنان حلاج را شنیدم، اما نه قبول کردم و نه رد کردم. من صراف هستم و کاری به پذیرفتن و رد کردن ندارم. از این کار بپرهیز، زیرا انکار کردن به زیان است و کسی که انکار کند، محروم خواهد ماند. در حالی که سیل در بالاست، من در درهام؛ هم دردمندان میدانند که من چگونهام.
بارکش باش نه بار نهنده تحت حکم باش نه حکم کننده نفس بت است و قبول خلق زنار عین حقیقت بتو گفتم یکبار این کار نه بخدمت یابی و طلب بلکه بحرمت یابی و ادب اگر جان ما در سر اینکار بر آید شاید که این کار ما را جان افزاید بکوش تا جان زنده شود که چون جان زنده شود و تن بنده شود دل از دنیا بر کنده شود
هوش مصنوعی: خود را خدمتی برای دیگران بدان نه سنگینی بر دوش آنها. تحت تاثیر دیگران نباش و سعی کن خود را از قید و بندهای دنیا آزاد کنی. نفس انسان مثل یک بت است و پذیرش واقعیات زندگی همچون زنجیری به دور آن است. این گفتهها را به تو میگویم تا به خدمت و تکریم دیگران بتوانی بپردازی. اگر جان ما به خاطر این کار قربانی شود، شاید این کار روح ما را پرورش دهد. باید تلاش کنی تا جانت زنده شود، زیرا وقتی جان زنده باشد، بدن به خدمت در میآید و دل از تعلقات دنیوی رها میشود.
چون جان تو در علم یقین زنده شود
تن در سر این کار ترا بنده شود
هوش مصنوعی: زمانی که روح تو به دانش یقین جان میگیرد، جسمت در این کار به تو وابسته میشود.
توفیق در این هردو چو گردید رفیق
می دان که دل از جهان ترا کنده شود
هوش مصنوعی: زمانی که موفقیت در این دو امر به هم پیوست، بدان که دل از دنیا جدا خواهد شد.