الهی ذکر تو بهره مشتاق است و روشنائی دیده و دولت جان و آئین جهان یک ذره فزودن به دوستی از دو جهان است
یک لحظه با دوست خوشتر از جان است، یکنفس با دوست ملک جاودان است، عزیز آن بنده که سزاوار آنست، این چه کار است که بی نام و نشان است، شغل بنده است و از بنده نهان است
رفیقی از آن بی طاقت و به آن یاران است و او که طالب آنست در میان آتش نازان است
ار دستت از آتش بود، ما را ز گل مفرش بود
هرچ از تو آید خوش بود، خواهی شفا خواهی الم
اطلاعات
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 1
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی ذکر تو بهره مشتاق است و روشنائی دیده و دولت جان و آئین جهان یک ذره فزودن به دوستی از دو جهان است