اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات:
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی این بوده و هست و بودنی، من بقدر شأن تونادانم و سزای تو را نتوانم در بیچارگی خود گردانم، روز بروز برزیانم، چون منی چون بود از نگریستن، در تاریکی بفغانم که خود بر هیچ چیز هست ماندنم ندانم، چشم بر روی دارم که تو مانی و من نمانم، چون من کیست اگر آن روز ببینم اگر به بینم بجان فدای آنم
هوش مصنوعی: خدایا، تو هستی و همیشه بودهای، اما من نمیتوانم به اندازه شأن تو درک کنم و شایستگیهای تو را در ناتوانی خودم بیان کنم. هر روز بیشتر درگیر مشکلات میشوم و از دیدن خودم در تاریکی فریاد میزنم، چون نمیدانم که چگونه بر چیزی پایدار بمانم. فقط به تو نگاه میکنم، چون تو هستی و من نیستم. اگر روزی تو را ببینم، جانم را فدای تو میکنم.