برگردان به زبان ساده
وزیر پنجم که تدبیر ثاقب او، انجم انجمن سلطنت و رای صایب او، مفاتیح مشکلات دولت و ملت بود، پیش تخت شاه رفت و بعد از تقریر تحیت و اقامت ثنا و خدمت گفت: شکر نعم الهی از برای مزید نعم و استفادت زواید کرم بر همه عالم واجب است و بر خدم و حشم که در سایه عاطفت و ظل رافت روزگار می گذرانند واجب تر که هرچه از نهایت امانی و مطلوب زندگانی است و خاطر بشری و فکرت آدمی به وی راه یابد از حرمت و حشمت به وساطت میامن این حضرت یافته اند و زیادت از حدود استحقاق، به شمول عواطف و افاضت عوارف این دولت رسیده است و هیچ شکری زیادت از آن نباشد که مناصب عدل و مراتب فضل شاه را از عواقب مکروه و خواتم ذمیم صیانت کرده شود و اگر پادشاه بر سبیل تعجیل، سیاستی فرماید، مصالح توقف بر رای اعلای او عرض دهم و این ساعت شاه فرموده است تا شاهزاده را به مجرد ظن و تهمتی که تصدیق آن از قبول عقول دوردست و خلاف آن به قریحت و طبیعت نزدیک، بی موجبی هلاک کنند و قلاده حیات او را که عقد مفاخر جید وجود عالم است، از نظم خالی گردانند و اگر شاه در این معنی تاملی واجب ندارد و در بدایت و نهایت او تفحص و استبحاث بلیغ نفرماید، همان ندامت بیند که آن بازرگان لطیف طبع دید که در بدو حال، بحث و تنقیر نکرد تا در نهایت به ندامت و غرامت گرفتار شد و تاسف، مربح تلهف، منجح نیامد. شاه پرسید که چگونه بود آن داستان؟
هوش مصنوعی: وزیر پنجم که به خاطر تدبیر و فکرش به عنوان یکی از افراد مهم در دولت و ملت شناخته میشد، به پیشگاه شاه رفت و پس از سلام و احترام، گفت: شکرگذاری از نعمتهای الهی برای برخورداری از برکات ایشان بر همه لازم است، و بر خدم و حشم که در سایه دوران پر نعمت زندگی میکنند، این وظیفه بیشتر است. آنها باید بدانند که همه چیزهایی که موجب آرامش و رضایت بشر است از حرمت و منزلت این دولت ناشی میشود و هیچ شکرگزاری پاداش این نعمتها را نمیتواند بیان کند. همچنین، مسائلی که عادلانه و بر پایه فضل شاه هستند باید از خطرات دور نگه داشته شوند. اگر شاه بخواهد تصمیمی سریع بگیرد، من مصلحت را به رأی بلند او خواهم رساند. اکنون شاه به من دستور داده است که به خاطر یک ظن و اتهام بیپایه، شاهد هلاکت شاهزادهای باشند که موجودیتش افتخار جهان است و اگر شاه در این موضوع تأمل نکند، به ندامتی دچار خواهد شد که مشابه تجربه تلخی خواهد بود که بازرگان با روح لطیف خود در آغاز کار نادیده گرفت و در پایان به عواقب بدی دچار شد. سپس شاه پرسید که آن داستان چگونه بود؟