شمارهٔ ۷۹
ظهیر فاریابی
»
قطعات
»
شمارهٔ ۷۹
خسروا!ابر رحمت تو کجاست
تا ز فیضش به فتح باب رسم
سایه ای بر سرم فکن به کرم
تا ز رفعت بر آفتاب رسم
چون من از فاریاب مسکن خویش
سوی این مرتفع جناب رسم
چشم دارم که با بضاعت فضل
از سخای تو در نصاب رسم
تا تو از شهر ری به ساوه رسی
من ازین سو به فاریاب رسم
شمارهٔ ۷۸: شنید بنده که فرمانده جهان می گفت
شمارهٔ ۸۰: بزرگوارا سالی زیادت است که من
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
سیاوش جعفری
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خسروا!ابر رحمت تو کجاست
تا ز فیضش به فتح باب رسم
هوش مصنوعی: ای خسرو! کجا آمده است ابر رحمت تو که برکت آن باعث گشایش در کارهایم شود؟
سایه ای بر سرم فکن به کرم
تا ز رفعت بر آفتاب رسم
هوش مصنوعی: بر سرم سایهای بیفکن به لطف و مهربانیات، تا بتوانم از بلندی به خورشید نزدیک شوم.
چون من از فاریاب مسکن خویش
سوی این مرتفع جناب رسم
هوش مصنوعی: من از دیاری که در آن زندگی میکنم به سمت این مکان بلند و مرتفع میروم.
چشم دارم که با بضاعت فضل
از سخای تو در نصاب رسم
هوش مصنوعی: چشمی دارم که با حداقل تواناییام از بخشش تو بهرهمند شوم و در کنار آن به خوبی و شایستگی خودم را نشان دهم.
تا تو از شهر ری به ساوه رسی
من ازین سو به فاریاب رسم
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو از شهر ری به ساوه برسی، من نیز از این طرف به فاریاب میرسم.