برگردان به زبان ساده
ای طلعت تو دیده جان را به جای نور
وی در صمیم دلها مهر تو جای گیر
هوش مصنوعی: ای چهرهی زیبای تو، جان و دلها را روشنتر از نور میکنی و در عمق دلها، محبت تو نشسته است.
دیدار تو چو غره اقبال جان فزای
گفتار تو چو وعده معشوق دلپذیر
هوش مصنوعی: دیدار تو مانند لحظههای شگفتانگیز و خوشیمن است که جان را تازه میکند، و سخنان تو همچون وعدههای دلنشین معشوق است که دل را شاد میکند.
لطف علاج توست که در موسم بهار
هر سال نوجوان شود از سر جهان پیر
هوش مصنوعی: محبت و مهربانی تو موجب میشود که هر سال در فصل بهار، تمام دنیا جوان و شاداب شود، حتی اگر سالها از عمرش گذشته باشد.
شاهیست همت تو که ننگ آمدش اگر
زیر چهار بالش ارکان نهد سریر
هوش مصنوعی: توانمندی تو چنان است که اگر زیر بالشتش هم، نشیمنگاه سلطنتی قرار گیرد، برایش مایه ننگ است.
دانند همگنان که نرفته ست یکزمان
شکر تو از زبانم و ذکر تو از ضمیر
هوش مصنوعی: همه میدانند که من مدتی است که نام تو را بر زبان نمیآورم و از یاد تو در دل ندارم.
تو آفتاب فضلی و شاید که در جهان
چون ذره در شعاع تو ظاهر شود ظهیر
هوش مصنوعی: تو چون خورشید فضیلت و نیکی هستی، و ممکن است در این جهان دیگران مانند ذراتی در پرتو وجود تو نمایان شوند.