برگردان به زبان ساده
ای دیده روزگار ز دیوان جود تو
هر روزه وجه راتب روزی وحش و طیر
هوش مصنوعی: ای چشمان من، در روزگار تو از بخشش و کرامت تو هر روزه روزیهای وحشیان و پرندگان را میبینم.
نا رفته بر زبان تو قولی برون ز حق
ناآمده ز دست تو فعلی برون ز خیر
هوش مصنوعی: نمیتوان بر زبان تو قولی گفت که از حقیقت ناشی نشده باشد و نمیتوان از دستان تو حرکتی دیده شود که از نیکی سرچشمه نگرفته باشد.
دی اسبکی که حامل اوراد خادمست
گفت ای تو در تعهد من همچو من به سیر
هوش مصنوعی: اسبکی که دعاها و ذکرها را حمل میکند، به خادمی گفت: ای کسی که در مسئولیت من هستی، تو هم مانند من در سفر و سیر و حرکت هستی.
گر تو ز حرص محمدت خواجه بی غذا
بنشستی این طمع نتوان داشتن ز غیر
هوش مصنوعی: اگر به خاطر محبت محمد، با وجود گرسنگی نشستهای، نمیتوانی از دیگران انتظار داشته باشی که مثل او به تو توجه کنند.
صوفی برای لقمه کند قصد خانگاه
رهبان برای زله نماید بساط دیر
هوش مصنوعی: صوفی برای به دست آوردن یک لقمه نان به خانقاه میرود و رهبان نیز برای جذب مردم و نشان دادن زهد خود به دیر میآید.
زان گفت و گوی بر دل و جانم مصیبتی ست
هایل تر از مصیبت صد طلحه و زبیر
هوش مصنوعی: اینکه گفت و گویی که با دل و جانم دارم، برایم مشکلاتی ایجاد کرده که به مراتب بدتر از مصیبتهای بزرگ است.
هارون درگه توام آخر روا مدار
اسب مرا بر آخور غم چون خر عُزَیر
هوش مصنوعی: هارون، لطفاً مرا در برزخی از نگرانی و اندوه نگذار، که مانند یک الاغ در بارگاه تو به سر ببرم.