برگردان به زبان ساده
خدایگانا جایی رسیدی از رفعت
که چرخ پایه قدر تو درنمییابد
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تو به مرحلهای از بلندی و عظمت رسیدهای که حتی چرخ فلک نیز نمیتواند قدر و ارزش تو را درک کند.
ز آفتاب عجب ماندهام که میتابد
مگر ز نور ضمیرت خبر نمییابد؟
هوش مصنوعی: من از این که آفتاب میتابد شگفتزدهام، آیا نمیداند که نور وجود تو چیست؟
به درگاه تو مقیم است فتح از آنکه به حق
چو درگه تو مقام دگر نمییابد
هوش مصنوعی: در درگاه تو، تنها کسانی که به حق نزدیک میشوند، به پیروزی دست مییابند؛ زیرا هیچ جایی به جز درگاه تو برای ایشان وجود ندارد.
تویی که نصرت دینی و بر مخلاف دین
به جز ز تیغ تو دولت ظفر نمییابد
هوش مصنوعی: تو حمایتگر دین هستی و جز با شمشیر تو، کسی بر ضد دین موفقیتی به دست نمیآورد.
ز بیم خنجر کشورگشای تو بدخواه
چو بخت تو نفسی خواب و خور نمییابد
هوش مصنوعی: از ترس خنجر کشورگشای تو، دشمنان مانند بخت تو، حتی یک لحظه نمیتوانند خواب و خوراک بگیرند.
چو تیر چار پرت از کمان روانه شود
به جز دو چشم عدو رهگذر نمییابد
هوش مصنوعی: وقتی تیر از کمان رها میشود، جز دو چشم دشمن دیگر جایی برای عبور ندارد.
عدوی بیسر و پا میکشد سر از خط تو
چو میبرد به کله دست سر نمییابد
هوش مصنوعی: دشمن بیقدرت و ناتوان از مرز تو عبور میکند، انگار که وقتی به میانه راه میرسد، دستش به سر و سامان نمیرسد.
کسی که کان سخن میکند به بحر علوم
به جز مَحامِدِ جودت گهر نمییابد
هوش مصنوعی: کسی که در مورد علم و دانش صحبت میکند، جز خوبیهای نادر و باارزش چیز دیگری نخواهد یافت.
چو موجب است که بر جای من سخای تو را
نواله وقت خورش جز جگر نمییابد؟
هوش مصنوعی: وقتی که خورش پخته شده، تنها جگر است که میتواند در برابر سخاوت تو قرار گیرد و دیگر هیچ چیز به اندازهی تو اینجا ارزش ندارد.
گذشت عمری تابندهات ظهیر ندیم
ز سایه تو به رحمت نظر نمییابد؟
هوش مصنوعی: عمری سپری شد و تو همچنان درخشان ماندهای، دوستان به خاطر سایهات از رحمت و لطف تو بیبهرهاند.