برگردان به زبان ساده
یار میخواره من دی قدحی باده به دست
با حریفان ز خرابات برون آمد مست
هوش مصنوعی: دوست شرابخور من، با جامی پر از شراب، در کنار دوستان دیگر، از میخانه خارج شد و مست بود.
بر در صومعه بنشست و سلامی در داد
سرِ خُم را بگشاد و در غم را بربست
هوش مصنوعی: او بر درِ کانون عبادت نشسته و سلامی را نثار کرد، سپس درِ خُم را باز کرد و درِ غم را بست.
دل هر دیو دل از ما که بدید آن مه نو
گشت آشفته و دیوانه و زنجیر گسست
هوش مصنوعی: هر شیطانی که دلش به ما بیفتد، آن ماه نازک در آسمان، به خاطر این عشق آشفته و دیوانه میشود و زنجیرهایی که او را محدود کرده بودند، پاره میکند.
زلف زنجیر وَشش کز سر ایمان برخاست
رقم کفر به ما بر بنشاند و بنشست
هوش مصنوعی: زلفها و زنجیرهایی که از سر ایمان آزاد شدند، نشانههای کفر را بر ما به تصویر کشیدند و آرام گرفتند.
پشت بر صومعه کردیم و سوی بتکده روی
خرقه را پاره بکردیم و همه توبه شکست
هوش مصنوعی: ما به عبادتگاه پشت کردیم و به سمت معبد بتها رفتیم، لباس مقدس خود را پاره کردیم و همه نمازی که خوانده بودیم را شکستیم.
با حریفان قلندر به خرابات شدیم
زهد بر هم زدهء کاسه به کف، کوزه به دست
هوش مصنوعی: ما با دوستان رنگارنگ خود به میخانه رفتیم، در حالی که زهد و ریاضت را کنار گذاشته بودیم و کاسهای در دست و کوزهای دیگر به همراه داشتیم.
چون ظهیر از سر آن زلف گشادیم گره
که کمینه گرهی دارد ازو پنجه شست
هوش مصنوعی: چون زلف زیبای او را باز کردیم، متوجه شدیم که این گره کوچک، قدرت زیادی دارد و میتواند تأثیرات فراوانی به همراه داشته باشد.