برگردان به زبان ساده
تا نشود جهل ما به علم مبدل
پیش ملل بندگی ماست مسجل
هوش مصنوعی: تا زمانی که نادانی ما به دانش تبدیل نشود، وابستگی ما به ملتها ثابت و محرز است.
توده ما فاقد حقوق سیاسی است
تا نشود جهل ما به علم مبدل
هوش مصنوعی: مردم ما از حقوق سیاسی برخوردار نیستند تا مبادا نادانی ما به دانش تبدیل شود.
ما همگی جاهل و ز دانش محروم
پیر و جوان شیخ و شاب کامل و اکمل
هوش مصنوعی: همه ما، چه پیر و چه جوان، چه عالم و چه جوان، در واقع نادان و بیخبر از دانش هستیم.
وین همه ناقصی است زان و مپندار
کار صحیح آید از گروهی محتل
هوش مصنوعی: این همه نقص و کمبود است، بنابراین گمان نکن که کار درست و کامل تنها از جمعی که در حال تأخیر هستند، به دست میآید.
فی المثل آن آهنی که اهل اروپا
ساخته ماشین از آن و توپ و مسلسل
هوش مصنوعی: مثلاً آهنی که در اروپا ساخته شده، برای ساخت ماشین، توپ و مسلسل استفاده شده است.
در کف ما چون فتاد از عدم علم
با همه زحمت کنیم انبر و منقل
هوش مصنوعی: وقتی علم و دانش از هیچ و پوچی به دست ما میرسد، حتی با تمام زحمتی که میکشیم، انگار فقط ابزارهایی چون انبر و منقل را در دست داریم.
بهر چنین جهل راه چاره آنی
بهر چنان درد یک علاج معجل
هوش مصنوعی: برای چنین نادانی، در آن لحظه راه حلی وجود دارد و برای چنین دردی، درمان فوریی فراهم است.
نیست بجز از طریق مدرسه و کار
وین به عموم است بیدلیل مدلل
هوش مصنوعی: تنها راه به دست آوردن علم و تجربه، از طریق تحصیل در مدرسه و کار کردن است و این موضوع برای همه روشن و واضح است.
هست ز درباریان دو فرقه و دایم
دولت ما می شود از این دو مشکل
هوش مصنوعی: در میان درباریان، دو گروه وجود دارند و همواره سلطنت ما به خاطر این دو گروه به چالش کشیده میشود.
فرقه اول جسور لاکن خائن
دسته ثانی فکور اما مهمل
هوش مصنوعی: گروه اول شجاع و بیپروا هستند اما به وطن خیانت میکنند؛ گروه دوم باهوش و زیرکاند اما بیعمل و بیفایده.
در وسط این دو دسته مملکت ما
گشته امورش ز چار جانب مختل
هوش مصنوعی: در میان دو گروه مختلف، اوضاع کشور ما از هر سو به هم ریخته و نامناسب شده است.
گه بردش این دوان دوان بچه ویل
گه کشدش آق کشان کشان سوی مقتل
هوش مصنوعی: گاهی او را با شوق و ذوق به جلو میبرد و گاهی او را به آرامی و با احتیاط به سمت محل خطر هدایت میکند.
فرقه اول نظیر فرقه ثانی
دسته ثانی مثال فرقه اول
هوش مصنوعی: گروه اول مانند گروه دوم است و گروه دوم نیز مشابه گروه اول میباشد.
مالیه ما که خونبهای عمومی است
در کف ارباب پارکهای مجلل
هوش مصنوعی: دارایی ما که هزینههای عمومی و عمومی میباشد، در دست صاحبان پارکهای لوکس است.
گاه رود در بهای تابلو و مبل
گاه شود صرف چلچراغ و سجنجل
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است هزینه خرید تابلو و مبل به اندازهای باشد که با آن بتوان برای چراغهای زینتی و دیگر لوازم دکوراسیون هزینه کرد.
آه که جای قباد و تهمتن و نیو
داد که مأوای طوس و گستهم یل
هوش مصنوعی: آه، جایی که قباد و تهمتن و نیو در آن بودند، اکنون خواستهای برای طوس و گستهم، این دو پهلوان بزرگ است.
یکسره گردیده ز انحطاط عمومی
دستخوش و پایمال مشتی تنبل
هوش مصنوعی: همهجا به خاطر سقوط عمومی، تحت تأثیر و تسلط گروهی تنبل و بیتفاوت قرار گرفته است.
کشور کسری که بود از فلک اعلی
دوده ساسان که بود از همه افضل
هوش مصنوعی: کشور کسری که در بلندای آسمان قرار دارد، از نسل ساسانیان است و این دودمان از همه بهترین و برتر بوده است.
این شده رجاله زرنگی ادنی
وآن شده ویرانه ز غبرا اسفل
هوش مصنوعی: این شخص زیرک و ماهر به جایی افتاده و آنجا به وضعی نامناسب و ویرانه تبدیل شده است.