برگردان به زبان ساده
فدایت شوم؛ در محضر جمال اسلام، ملاذانام، میرزا حبیب الله از تکسر مزاج عزیزت رازی رفت. نیازمندانه دعای صحت را روی بر خاک و دست بر افلاک سودم و گشودم. دل را به صروف دولت منزل و استیفای عیادت انگیز و شتابی شگرف رست. ناتوان تن یاری نکرد و پای... منقطع رفتار بر نیل هوس دستیاری نفرمود.اگر به دیده انصاف در سراپای وجودم نگری جز مهر و صفا و یکتائی و ارادت خویش چیزی نخواهی دید.
هوش مصنوعی: عزیزم؛ در حضور زیبایی اسلام، مخلص شما، میرزا حبیب الله، خبر رنجوری و بیماری شما را شنیدم. با دلی پر از نیاز برای شفای شما دعا کردم و دست به دعا بلند کردم. دلم خیلی شاد و امیدوار شد و آرزو کردم که زودتر به عیادت شما بیایم. اما بدنم ناتوان بود و نتوانستم پا به پا بیفتم و به کمک شما بروم. اگر با انصاف به من نگاه کنی، جز محبت و صفا و خلوص و ارادت نسبت به شما چیزی نخواهی دید.
امیدوارم بخشاینده هیچ سپاس آنچه در دنیا دلت خواهد بدهد، و در آخرت ولت نکند. چنانچه احوال تعلیق دو حرفی داری، چگونگی بهبود و سلامت خود را خامه در شست کن. شاید دل از پراکندگی آرام گیرد، و از آن خمخانه که بی سپاس میناومی مستی آرد جام کشد. حرره العبد ابوالحسن یغما.
هوش مصنوعی: امیدوارم که بخشایشگر هیچگاه سپاس خویش را از تو دریغ نکند و در دنیا هر چه که بخواهی به تو عطا کند و در آخرت نیز از تو کنار نرود. اگر حال و روزی ناپایدار داری، تلاش کن که بهبودی و سلامت خود را به دست آوری. شاید دل تو از آشفتگی آرام بگیرد و از آن خمخانهای که بیسپاس مینوشی، مستی به دست آوری. کوششی از عبد ابوالحسن یغما.
و در حاشیه نامه: سرکار میرزا و هنر و صفائی و دستان عیادت را با من همداستانند، و السلام.
هوش مصنوعی: در کنار نامه نوشته شده است که خانم میرزا و همچنین هنر و صفای خود و تواناییهای عیادت را با من به توافق رساندهاند و با سلام.