برگردان به زبان ساده
فرزندی میرزا جعفر می گوید: باز نامه ای پارسی نهاد بنیاد افکن، و بدان سخت و گران درشو تا اندیشه های پراکنده فراموش دارد و زبان دیو درون که راهنمای بدی هاست از گفت جگر سفت و مفت روان آغال خاموش. مگر آن مایه تاب و توش ودانش و هوش ازین خشک مغزان تر فروش و زنان مردانه پوشم بر جای مانده که دمی دو آسوده و راست اندیشه کیش نگارش پیشه گیرم و در و تخته گزارش را از دست و زبان اره و تیشه داد از بیداد دوستان و فریاد از دو رنگی گل های بوستان، مصرع: از مهر و وفای دوستانم گله هاست. از خویشان بیگانه روش پریشانم و از دوستان دشمن منش زادن و زیستن را پشیمان، فرد:
هوش مصنوعی: فرزند میرزا جعفر میگوید: دوباره نامهای به زبان فارسی نوشته شده و با دقت و سختگیری آن را تنظیم کرده تا افکار پراکندهاش را فراموش کند و صدای درونش که او را به سوی بدیها راهنمایی میکند، ساکت کند. او میخواهد از این کمال و دانش و درک خود بهرهبرداری کند و درگیر افکار منفی نشود. او میخواهد به قلمزنی و نوشتن بپردازد و از ظلم دوستان و دو رنگیهای گلهای بوستان بگوید. او از دوستانش گلهمند است و از خویشانش احساس بیگانگی میکند و همچنین از دوستانی که به دشمنان شبیه هستند، زندگیاش را پر از پشیمانی میبیند.
چنان کون خران مادر نزاید
زن این ریش گاوان خر بگاید
هوش مصنوعی: این عبارت به معنای نوعی انتقاد یا کنایه به نداشتن کیفیت یا ارزش است. به عبارتی، به نظر میرسد که توصیف میکند چیزی که از آن تولید میشود، از کیفیت پایین یا نامناسبی برخوردار است.