برگردان به زبان ساده
فرزندی میرزا جعفر یک تومان ودو هزار چیزکی زیر یا بالا به دیوان دادنی است. فروغ دیده مصطفی را نگاشتم بگذراند و کس و کار ایشان را از آمد و رفت پا کار و چوبکی آسوده ماند. گوش به زنگ و هوش بر آهنگ باش اگر پرداخت و مشهدی را آسوده ساخت زود آگهی ده که میرزا و من هر دو رنج دلنگرانی و چشمداشت از سامان سینه درکاهیم، چنانچه نیارست یا نخواست، خود بی کم و کاست از کیسه کارسازی کن و نوشته رسید از ایشان درخواه، و مرا آگاه ساز تا راه چاره گشاده دارم و برگ پاداش آماده. از مشهدی و یاران اردیب و کار آنها پیوسته جویا زی و در راه چاره چار اسبه پویا باش، تا کدخدا سپاس نکلاشد و پا کار هراس نتراشد. شتری با بچه در شترهای ما دارد، نادعلی را پیدا و پنهان در نگهداشت سفارش کن، و پاس اندیش جل و جهاز و برف و بارش خواه، تا با این چهار لاشه ما هم بند پنبه دانه و کاه است و انبار آبشخورد و چراگاه، اگر پشمی از پشتش کم و یا موئی از دمش خم گردد، از تو تاوان یک بختی کوه کوهان خواهم خواست و از نادعلی سخت سخت خواهم رنجید. دو ماه است به رنج مرگ شکنج پا درد گرفتارم و روز در تاب و شب در تیمار، میرزا جعفر پرستار است و یک تنه با هزار فرمایش گرفتار. شبان یک چشمزد نغنود و روزان گامی از دوندگی و پرستندگی نیاساید، اگر تو پاداش اندوه یاران وی نبری و کار و کسان او را از خود نشمری من جاودان شرمنده و پیش دوست و دشمن سرافکنده خواهم ماند. پاس یاران داشتن و روز در به افتاد کار و آسایش روزگار ایشان گذاشتن نخستین گام مردانگی است و کمین کیش فرزانگی.
هوش مصنوعی: فرزندی از میرزا جعفر یک تومان و دو هزار چیز دیگر باید به دیوان پرداخت کند. از مصطفی خواستم که به کارها دقت کند و خانواده آنها را از رفت و آمد و مشکلات در امان نگه دارد. خیلی مواظب باش و اگر هزینهای پرداخت شد و مشهدی را آسوده کرد، فوراً خبرم کن؛ چون ما هر دو در نگرانی و امید به پیشرفت هستیم. اگر توان پرداخت نداشتی، خودت از موجودیتت خرج کن و رسیدی از آنها بگیر و مرا مطلع کن تا چارهای بیندیشم و پاداشی آماده کنم. مرتب از مشهدی و دوستانش خبر بگیر و برای پیدا کردن راه حل تلاش کن تا کدخدا را راضی نگهداری و نگران نشوید. شتری با بچهاش در میان شترهای ما وجود دارد، پس نادعلی را در پنهان و آشکار تحت نظر داشته باش و به فکر وسایل و مشکلات آب و هوایی هم باش. اگر از موی شتر کم شود یا به آن صدمهای برسد، از تو به شدت خواهم خواست و از نادعلی نیز بسیار ناراحت میشوم. دو ماه است که به خاطر درد پا در عذاب هستم و روزها در رنج و شبها در نگرانی به سر میبرم؛ میرزا جعفر تنها پرستار من است و او هم با هزار مشکل دست و پنجه نرم میکند. در شب، یک چشم به خواب و در روز به دوندگی و مراقبت مشغول است. اگر تو پاداش زحمات او را ندهی و به خانوادهاش رسیدگی نکنی، من همیشه در مقابل دوستان و دشمنان شرمنده و خجالتزده خواهم بود. احترام به یاران و سپردن آسایش و کار آنها به اشتباه، نخستین قدم برای مردانگی است و نشانهای از خردمندی.
بکوش که بر فرزانگی از همگنان پیش و به پوی مردانگی از همگان بیش باشی تا نامه خشنودی و سپاس مشهدی نرسد، دلنگران و فرسوده خواهم زیست نه شادمان و آسوده.
هوش مصنوعی: کوشش کن که در دانایی از دیگران جلوتر باشی و در مردانگی از همه بیشتر. اگر چنین نباشی، زندگیام نگران و رنجور خواهد بود و نه شاد و راحت.