برگردان به زبان ساده
ای از بر من دور همانا خبرت نیست
کز مویه چو موئی شدم از ناله چو نالی
هوش مصنوعی: ای کسی که از من دوری، نمیدانی که من چگونه در حال گریه و زاری هستم، مانند مویی که از بینهایت ناله و آه به وجود آمده است.
اگر دل ها را به دل ها راه است و جان ها از درد جان ها آگاه، چون شد که مرا جان تیمار سود بدرود تن کرد و دل در سینه اندوه فرسا خون گشت، و از دیده به دامن ریخت و ترا دل سنگین به موئی آگاه نیست، و سر پنجه جان نامهربانت از کاوش کین همچنان کوتاه نه، بیت:
هوش مصنوعی: اگر دلها به هم راه دارند و روحها از درد یکدیگر باخبرند، پس چگونه شده است که جان من به خاطر محبت از تن جدا شد و دل در سینم از اندوه به خون نشست و اشکهایم بر دامنم ریخت؟ تو، با دل سنگینی که داری، به این امور بیخبر هستی و دست غیرمحبتآمیزت از انتقامجویی همچنان کوتاه است.
ز کار ما دلت آگه مگر شود روزی
که سبزه بردمد از خاک کشتگان غمت
هوش مصنوعی: آیا دلت از کارهای ما باخبر است؟ شاید روزی برسد که سبزهای از خاک کسانی که در غم تو جان باختهاند، رویش کند.
آری تو خداوندی و ما بنده، ما مرده ایم و تو زنده، زنده را با مرده چه کار و بنده را با خداوند چه بازار. با این پستی و با آن بلندی و این خواری و آن ارجمندی که مرا دادهاند و ترا نهاده کی بار بر بر و دوش افتد و کجا کام کنار و آغوش خیزد، مصرع: ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند. گنجشک را با شاهین بیشه هم آشیانی و گدا را با جمشید اندیشه کامرانی نیست، شبه با گوهر نیاویزد و شرنگ با شکر نیامیزد. بارگاه خداوندی را بر پایه برتر از آنست که ما کوتاه آستینان را بر آستان بلندش دست چهرسائی افتد و پیشگاه ناز از آن بی نیازتر که چون من آلوده نهادی تردامان را بار نماز آرائی باشد، بیت:
هوش مصنوعی: تو پروردگار یگانهای و ما بندگان تو هستیم. ما مردگانیم و تو زندهای؛ بنابراین، میان زنده و مرده چه ارتباطی وجود دارد و بین بنده و خداوند چه رابطهای ممکن است باشد؟ با این ضعف و آن عظمت که به من دادهاند و به تو عطا شده است، بار سنگینی بر دوش ما نیست و هیچ شوقی در ارتباط ما وجود ندارد. ما چه اهمیتی داریم که دربارهمان فکر کنند؟ گنجشکی که در کنار شاهین زندگی میکند، هرگز نمیتواند به آن مقام برسد و هیچ گدایی نمیتواند با شخصیت جمشید رقابت کند. شب و روز هم نمیتوانند به هم نزدیک شوند، همانطور که تلخی و شیرینی نمیتوانند در هم آمیخته شوند. خداوند آنقدری بزرگ است که کوتهدستان نمیتوانند به آستان او دست یابند و خود نیز از دعای ما که آلودهایم، بینیازتر است.
در گهی را که مینیارد گشت
جان پاک فرشته پیرامن
هوش مصنوعی: در مکانی که دیگران به آنجا راهی ندارند، روح پاک مانند فرشته به دور آن میچرخد.
نه که دشوار و دیر جاویدان
زیر و بالاست بار اهریمن
هوش مصنوعی: این سخن به این معناست که رسیدن به بالاتنین مقام و ابدی، کار آسانی نیست و برای این هدف بزرگ، بار سنگینی که نماد مشکلات و چالشهاست، وجود دارد.
باری از آنجا که خورشید رخشان بر سنگ سیاه نیز تابد و ابر دریا دل بر خوشیده گیاه نیز بارد، اگر سال و ماهی از آن دست و لب که جاودانم کام جان و دام گردن باد نامه و پیامی خیزد گناهی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: از آنجا که نور خورشید بر روی سنگهای سیاه میتابد و باران بر روی گیاهان خوشبو میبارد، اگر سال و ماهی از دستان و لبهای من پیامی برآید که برای روح و زندگیام ارزشمند باشد، گناهی در آن نخواهد بود.