برگردان به زبان ساده
هنگامی که بنده زاده هنر را به سامان ری پی سپر خواستم سفارش رفت که در آن مرزش با هیچ آفریده از یاران دیده و شنیده جز با سرکار کاری و بازاری نباشد. نیاز نامه ای نیز لابه هنگامه در باب نگاهداشت و پاس اندیشی وی از شتاب بی هنگام و درنگ بدفرجام و آمیز رسوایی خیز و آویز بدنامی انگیز و هنجار سست و گفتار نادرست، و دیگر چیزها که ننگ نام پسندان است و به درستی شکست هنرمندان، نگارش افتاد، زنهار فراموش مکن و از پند پدرانه خاموش مباش که روز پایمردی و هنگام دستیاری است. هر که ره اندیش این سامان باشد، رهی را آگهی بخش که کارش چیست و بازارش با کیست؟ در چه روش گام سپار است و بر چه منش کام گزار؟ انباز روزش کدام است و دمساز شبش را چه نام؟ اندازش کدامین کاخ است و پروازش کدامین شاخ؟ راز نهان با که گوید و رامش جان از چه جوید؟خدا را به خودش خوان و به خود باز ممان که بی آتش دستی سرکارش ترکجوش امید خام خواهد ماند و این تکه که با صد هزار خون جگر فرا لب رسیده از کام خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: زمانی که قصد داشتم هنر را به سامان ری بسپارم، از سرکار خواستم که در آنجا هیچ آفریدهای از دوستان دیده و شنیده نشود جز خود عیسی و بازار. همچنین به ضرورت مطرح کردم که باید از خطرات و مشکلاتی که ممکن است به وجود بیاید، جلوگیری شود و در پی آن، یادداشتی نوشتم درباره اهمیت حفظ و پاسداشت اعتبارات و اندیشهها. نباید فراموش کنی و از نصایح پدرانه غافل شوی که اکنون زمان مقاومت و یاری است. هر کس که فکر و تدبیر این منطقه را دارد، باید آگاه کند که کارش چیست و با چه کسانی در ارتباط است. باید بداند که مسیرش چگونه است و چه اصولی را دنبال میکند. همبازاش در روز کیست و یار شبش چه کسی است؟ چه بنای بزرگی دارد و به کجا پرواز میکند؟ رازهای خود را با چه کسی در میان میگذارد و جستجوی آرامش جانش از کجاست؟ باید به خداوند دعا کند و خود را فراموش نکند، زیرا بدون تلاش و کوشش، امیدی برایش باقی نخواهد ماند و این امید که با هزاران درد و تلاش به وجود آمده، به راحتی از دست خواهد رفت.
اگر چه به فر پرورش های خداوندی چون دگر بندگان خام پیشه و سست اندیشه نیست که از پند پیران گوش آکنده دارد و در کار بستن و بهم پیوستن مغز پریشان و هوش پراکنده. ولی چون به دستی که شاید و آزمودگان را به کار آید نرم و درشت ندیده تلخ و شیرین نچشیده، بیمناک و اندیشه مندم که به گفتاری ناپسند و کرداری نااستوارش پخته آرزو خام گردد و دانه جستجو دام. بهر گامش همرهی کن و در هر کارش آگهی بخش، شاید به خواست خدا و نیروی یاران از این بستش گشادی خیزد و از این تیره شامش روشن بامدادی زاید.
هوش مصنوعی: اگرچه افراد ناتوان و کمتفکر مانند دیگر بندگان خداوندی نیستند که از نصیحتهای بزرگترها بهره ببرند و بتوانند افکار پریشان و هوش سرگردان خود را سامان دهند، اما من از کسی که تجربیاتش به او کمک کرده و طعمهای تلخ و شیرین زندگی را نچشیده است، نگرانم. نگرانم که با حرفهای ناپسند و رفتارهای ناپایدار، آرزوهایش خام بماند و در جستجوی موفقیت ناکام بماند. برای هر قدم او باید همراهی باشد و در هر کاری اطلاعاتی در اختیارش قرار گیرد، شاید به یاری خداوند و دوستانش بتواند از مشکلات خود عبور کند و از تاریکیهایش به روشنی برسد.
با کاردانی سرکار و لابه رانی من پیداست این کشتی انداز کنار و این خزان ساز بهار خواهد گرفت. مصرع: او را به خدا و به خداوند سپردم. چون گزارش کار و شمار اندیشه من بنده در نامه هنرفاش و نهفته آموده و نسفته هر چه هست بی پرده چهره نماست، آرای خامه در این نامه دست کوته طرازی در آستین برد و سرمه زگالاب از چشم دیبا باز گرفته در کام کلک بیهوده لای فزون سرا ریخت. اگر بزم یاران را آرایش خواهند و جان دوستداران را آسایش، کاربند هر گونه فرمایش آمده که از بار خدا بخشایش خواهد بود. گردش مینای سپهرت به کام و خورشید و ماهت باده و جام باد.
هوش مصنوعی: با مهارت و تلاش من مشخص است که این کشتی به ساحل خواهد رسید و این پاییز بهار خواهد آورد. من او را به خدا واگذار کردم. چون گزارش کار و اندیشههای من در این نامه به صورت روشن و بدون پوشش بیان شده است، نوشتهام در این نامه به گونهای است که نمیتوان آن را پنهان کرد. اگر بخواهند جمع دوستان را خوشحال کنند و دل دوستداران را آرامش بخشند، هرگونه راهنمایی که از سوی خداوند باشد، پذیرفته خواهد بود. با حرکت آسمان و خورشید و ماه، دلهای ما مانند جام باده به لب خواهد رسید.