برگردان به زبان ساده
آقای راستین حاجی محمد اسمعیل، چهارم ربیع الاول است، در آستان علی بن موسی سلام الله علیه کور وناشناخت برای صد هزار زحمت و نواخت چهر خاکساری بر زمین و فرق مفاخرت بر چرخ برین دادم. پاک یزدان را ستایش و سپاس که این انجام هستی و آغاز پستی با کسی کارم افتاد که اگر من او را نشناسم، معرفت او درباره من و عامه آفرینش تمام است. سالی اوباش شیراز حاجی عبدالوهاب نائینی را که باران رحمت بر او باد به تحریک دشمن های او در لباس تجارت به مهمانی خواستند و پیش از آنکه بزم به وجود وی آذین پذیرد، تنی چند لولیان خیل را مست و شنگول کرده با اسباب لاغ و سرود آماده داشتند. چون باز نشست و کلفت تعارفات برخاست، فواحش با ضرب و اصول و صوت و سرودی که مطلوب و معهود ایشان بود به مجلس درتاختند. یکی که از همه به خلق و خلق برتری و بهتری داشت «دل می رود ز دستم» را به آهنگی دلنواز بر کرده پای کوب و دست افشان زی جناب حاجی خرامیدن گرفت بغل واری بدو مانده این فرد را سرائیدن:
هوش مصنوعی: آقای راستین حاجی محمد اسمعیل در چهارم ربیع الاول با نیت ذکر و نیایش به آستان همام علی بن موسی علیهالسلام رفته و در این مکان به خاطر زحماتش و تواضع و فروتنی خود در مقابل مقدسات، از خداوند به خاطر موجودیت و آغاز زندگیاش شکرگزاری میکند. او به یاد یکی از شخصیتهای شیراز، حاجی عبدالوهاب نائینی، اشاره میکند که به دلیل دشمنانش به جمعی دعوت شده بود و قبل از برگزاری مهمانی، عدهای از افراد با نوشیدنی و موسیقی آمادهی نمایش و شادمانی بودند. در این میان افرادی با طبعی خوش و نغمههایی دلکش به مجلس وارد شدند و یکی از آنها با صدایی زیبا آهنگی معروف را اجرا کرد و حالتی شاداب به مجلس بخشید.
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
هوش مصنوعی: در محله شخصی خوبنام، ما را راه ندادند. اگر تو این وضعیت را نمیپسندی، میتوانی سرنوشت را تغییر دهی.
چون بدینجا رسید حاجی علیه الرحمه سری بالا کرد و بدان نگاه که ارباب نظر شناسند در وی نگریست، لرزیدن گرفت و بر سر گشت و مدهوش افتاد. پس از معالجات گوناگون به خود باز آمد و شیون بر ساخت که اینجا کجاست و من کیستم و این حالت چیست؟ و بر دست آن جناب بازگشتی نصوحانه کرد. و ثانی رابعه شد.
هوش مصنوعی: وقتی حاجی به اینجا رسید، سرش را بالا برد و به کسی نگاه کرد که در او شخصیت و مقامش را میشناخت. در همان لحظه لرزید و بیهوش شد. پس از انجام درمانهای مختلف به حالت طبیعی برگشت و ناله و فریاد کرد که اینجا کجاست، من کی هستم و این وضعیت چیست؟ و در نهایت به دست آن شخص به صورت صادقانه پشیمان شد و دوباره به حالتی دیگر درآمد.
کاری با راست یا دروغ این افسانه ندارم. چون با اندیشه و مراد من نزدیک است دلی در آن بسته ام و بر در امید نشسته، مگر همان نگاه که درویش آگاه بذل روزگار آن لولی ساخت، نزدیکان درگاه این حجت باهر و ولی قاهر که پدر و مادرم برخی خون و خاکش باد در کار این سیاه نامه سرد هنگامه فرموده از بند و کمند خودپرستی باز رهاند. والا فقدان استعداد و آلودگی و کسالت وتن آسائی این بی وجود از آن بیش است که بدین زیارت و دعا و عبادت و پرستاری و مجاهدت و ارتیاض نبوده تواند استیفای رستگاری نمود. من در نیابت زیارت و اقامت دعا عذر ثوابی نسبت به عامه یاران خاصه تو که حاجی محمد اسمعیلی از خود مسموع نخواهم داشت. خواهشمندم شما هم به دعا و نیاز نیل مراد مرا از خدا بخواهید که انشاء الله تعالی در این آستان بار رستگی و اعتبار خستگی داشته باشم. پاره قطعه تاریخ و غیره در جندق برای شما جمع کردیم و احمد صفائی که حجه الامتثال است کفیل ایصال گردید از او بخواهید. جناب قبله گاهی حاجی سیدرضا را مرید و نایب الزیاره و دعا گو و ثناگوی نعمت هستم، قطع توجه نفرمائید.
هوش مصنوعی: من به راست یا دروغ بودن این داستان کاری ندارم. چون به تفکر و هدف من نزدیک است، دلی به آن بستهام و در انتظار امید نشستهام. شاید همان نگاهی که درویش دانا در روزگارش به وجود آورد، نزدیکان به این حقیقت بزرگ و ولی قاهر که پدر و مادرم بخشی از خون و خاکش هستند، در کار این سیاه نامه سرد و وحشتناک، به کمک رفع خودپرستیها بشتابند. در غیر این صورت، فقدان استعداد و آلودگی و تنبلی این موجود بیارزش بیشتر از آن است که با زیارت، دعا، عبادت، و مجاهدت بتواند نجات یابد. من به نیابت از شما در زیارت و اقامت دعا عذر میخواهم و هیچ ثوابی برای عموم یاران به ویژه تو که حاجی محمد اسمعیلی هستی، از خود انتظار ندارم. خواهش میکنم شما هم در دعا و نیاز به خدا برای نیل به خواستهام کمک کنید که به امید خداوند در این آستان به رستگاری و اعتبار برسم. ما مجموعهای از تاریخ و مطالب دیگر در جندق برای شما آماده کردیم و احمد صفائی که با کفایت است، مسئول رساندن آن است، از او بخواهید. همچنین، جناب قبله، حاجی سیدرضا را مرید و نایب زیارت و دعاگو به خاطر نعمتها میدانم و امیدوارم توجهتان را قطع نکنید.