برگردان به زبان ساده
عبدالله و علی و حسن هر سه را بنده ام و از در یکتائی پرستنده، بیت:
هوش مصنوعی: عبدالله، علی و حسن هر سه در خدمت من هستند و من تنها آنها را پرستش میکنم.
سه نگردد بریشم ار او را
پرنیان خوانی و حریر و پرند
هوش مصنوعی: اگرچه او را با نامهای زیبا و قشنگ مانند پرنیان و حریر و پرند خطاب کنی، اما هیچگاه نخواهد توانست به حالت و شخصیت واقعی خود تبدیل شود.
پنداشتم این هفته نیز به دستور معهود به صحرا رفته اید، به کیش ازمنه انتظار یک شبه داشتم، غلبات شوق و سلبات سکونم از ملت عیسی در بیعت موسی کشید. عید خود را در شنبه دیدم. جناب شیخ گذشته ها را اعادت کرد دردم زیادت شد خیلکی رجعت شما را از حمام مترصد زیستم. آب به هاون سودن آمد و مهتاب به گز پیمودن. خود را به این فرد آرام کردم وزحمت بردم، شعر:
هوش مصنوعی: فکر میکردم این هفته هم به روال معمول به صحرا رفتهاید و در کیش انتظار یک تغییر ناگهانی داشتم. احساسات شدید و بیقراریام از پیروان عیسی به سمت پیروان موسی کشیده شد. عید خود را در روز شنبه جشن گرفتم. جناب شیخ به یادآوری گذشتهها پرداخت و این باعث شد درد و دل من بیشتر شود. خیلی منتظر بازگشت شما از حمام بودم. آب به هاون میریخت و مهتاب به راه خود ادامه میداد. خود را آرام کردم و زحمت کشیدم.
هجر در امید وصل او بود شیرین چو وصل
وصل او از بیم هجرش تلخ چون هجران بود
هوش مصنوعی: فراق و دوری از او در دل امیدی به وصالش، شیرین و دلپذیر است، همانطور که وصل او نیز در سایه ترس از فراق، تلخ و ناگوار میشود. در واقع، جدایی زمانی خوشایند است که امید به وصال وجود داشته باشد، ولی زمانی که به وصال میرسیم، ترس از جدایی تلخی را به همراه دارد.
تاکی پیوستگی خیزد از خودرستگی یابم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از خودم استقلال و خودکفایی پیدا نکنم، نمیتوانم به پیوستگی و وحدت دست یابم.