برگردان به زبان ساده
دستور را از این سخن سنگی عجب بدندان آمد و از غیظِ حالت آتشِ غضبش لهبی برآورد، زبان بیمسامحتی دراز کرد و گفت: بدان ماند که ملک زاده افسانهٔ چند همه تزویر و ترفند از بهر تشویرِ حال من و تقریر مقال خویش جمع کردست و میباید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه بود یکی ضعیف نهانی دوم قویّ آشکارا و ضعیف را که قوت مقاومت و زخم پنجهٔ ملاطمت نباشد، خود را در شعار دیانت و کمآزاری و صیانت و نیکوکاری بر دیدهٔ ظاهربینان جلوه دهد تا هوایِ دولت پادشاه در دل رعایا سرد شود و هنگامهٔ مراد او گرم گردد، پس پادشاه را بدان باید کوشید که خلل وجود این طایفه بخلالِ ملک او نپیوندد و دامن روزگار خود را از شرارِ صحبت مثل این اشرار نگه دارد.
هوش مصنوعی: حکایت از اینجا آغاز میشود که شخصی با خشم و عصبانیت حرفی میزند و آن را به زبان میآورد. او میگوید که بعضی از افراد به خاطر منافع خود، داستانهایی ساختهاند و در تلاشاند که نظر دیگران را دربارهی او تغییر دهند. او به این نکته اشاره میکند که دشمنان پادشاه به دو دسته تقسیم میشوند: یکی دشمنان ضعیف که به طور پنهانی عمل میکنند و دیگری دشمنان قوی که خود را به صورتی آشکار نشان میدهند. این فرد معتقد است که دشمنان ضعیف به دنبال سست کردن تقسیمات قدرت و نفوذ پادشاه هستند و از طریق تظاهر به دیانت و نیکوکاری سعی دارند به اهداف خود برسند. در نهایت، او هشدار میدهد که پادشاه باید هوشیار باشد و از آسیب این نوع افراد دوری کند تا قدرت و موقعیت خود را حفظ کند.