برگردان به زبان ساده
همه گفتند کای شه ممتاز
گرچه ما را نبود دیدۀ باز
هوش مصنوعی: همه گفتند ای پادشاه بزرگ، هرچند ما نتوانستهایم تو را بهخوبی ببینیم و درک کنیم.
چونکه دیدن نمیتوانستیم
چون بعقل اینقدر ندانستیم
هوش مصنوعی: وقتی نتوانستیم ببینیم، به خاطر این بود که به اندازه کافی هوشمندی نداشتیم.
که توئی صد چو ما بعلم وتقی
جان ما از تو یافت ذوق بقا
هوش مصنوعی: تو از علم و تقوا بهرهمند هستی، جان ما از وجود تو لذت بقا و جاودانگی را دریافت کرده است.
زهد و تقوای ما ز داد تو است
حاصل جمله از رشاد تو است
هوش مصنوعی: عبارت اشاره دارد به این که زهد و تقوا و دیانت ما نتیجه بخشش و لطف توست و همهچیز به دلیل راهنمایی و هدایت تو به دست آمده است.
طفل خود کی رسد بدانش پی ر
چه زند پیش بحر حوض و غدیر
هوش مصنوعی: کودک چه زمانی به علم و دانش میرسد، که برای چه چیزی در کنار دریا، حوض و نهری ایستاده است؟
چون نگفتیم کانچه او گوید
همه از وحی امر هو گوید
هوش مصنوعی: وقتی ما چیزی نگفتیم، او همه چیز را بر اساس الهام و وحی بیان میکند.
در نمکسار نی که هر مردار
چون در افتد نمک شود ناچار
هوش مصنوعی: هر چیزی که وارد نمکسار شود، به ناچار به نمک تبدیل میشود. بنابراین، هر چیزی که در آنجا بیفتد، به سرنوشتی مشابه میرسد.
چه عجب گر ز حق شود بنده
نور باقی و جان پاینده
هوش مصنوعی: چه عجیب است اگر بندهای از حق، نور جاودانه و جان پایدار دریافت کند.
قطره چون باز ر ف ت در دریا
بحر خواند یقین ورا دانا
هوش مصنوعی: وقتی که قطره به دریا میپیوندد، به وضوح پی میبرد که آنجا یک دریاست و این حقیقت را به خوبی درک میکند.
نی که اکسیر چون رسد در مس
زر کند صاف چون زند بر مس
هوش مصنوعی: وقتی که نی، اکسیر را به دست آورد، مس را تبدیل به طلا میکند و مانند زمانی که به مس ضربه میزند، آن را صاف و خالص میکند.
چونکه در معده رفت قلیه و نان
میشود بعد هضم قوت جان
هوش مصنوعی: وقتی غذا و نان در معده هضم میشوند، انرژی آنها تبدیل به نیروی زندگی میشود.
در رحم چون رود ز شخص منی
میشود آدمی خوب و سنی
هوش مصنوعی: در رحم مادر، مایعی که از من نشأت میگیرد باعث میشود که آدمی خوب و با شخصیت شکل بگیرد.
چونکه کارند دانه را در خاک
میزند سر ز خاک بر افلاک
هوش مصنوعی: زمانی که دانه در خاک کاشته میشود، ریشهاش به زمین میرود و سرش از خاک بیرون میزند، به سمت آسمان میرود. این نشاندهندهی تلاش و کوشش برای رشد و شکوفایی است.
سوی بالا همیرود هر دم
بی سر و پا همیرود هر دم
هوش مصنوعی: هر لحظه به سوی بالا میرود، بیآنکه سر و پا داشته باشد.
زانکه هستی او ز ارض و سماست
نیمش از پست و نیمش از بالاست
هوش مصنوعی: زیرا وجود او از زمین و آسمان سرچشمه میگیرد، نیمی از او مربوط به پستترین جانداران و نیمی دیگر به بالاترین مقامها است.
پدرت آسمان زمین مادر
زاید از نسل هرد و شاخ و ثمر
هوش مصنوعی: پدر تو آسمان است و مادر زمین، که از نسل هرد و شاخ و ثمر به وجود آمدهاند.
هرچه زاد از زمین و از گردون
هست در وی نهفته عالی و دون
هوش مصنوعی: تمام آنچه که از زمین و آسمان به وجود آمده، در درون خود ویژگیهای والا و پست را نهفته دارد.
نیم علویش راند بر بالا
نیم سفلیش ماند در ادنی
هوش مصنوعی: نیمهای از او به مقام بلند و والا رسیده و نیمه دیگرش در پستی و نزدیک به دنیای مادّی باقی مانده است.
بیخ او بسته گشت اندر خاک
سر او کرد روی بر افلاک
هوش مصنوعی: ریشهاش در خاک قرار گرفت و سرش به آسمانها نگاه کرد.
متواتر ز آسمان بزمین
میرسد از خورو مه و پروین
هوش مصنوعی: پیامی پیوسته از آسمان به زمین میآید که به وسیله خورشید، ماه و ستاره پروین منتقل میشود.
تربیتها و تحفه های نهان
بهر دریا و خشگی و که و کان
هوش مصنوعی: آموختهها و هدایاهایی که در دل نهفتهاند، برای دریا و خشکی و هر آنچه در این میان است.
از مطر میشود به بر برها
وز مطر بحر درگزین درها
هوش مصنوعی: از باران میتوان به باغها رسید و از دریا نیز میتوان دروازهها را برگزید.
سنگ را لعل میکند خورشید
نقره و زر دهد بکان ناهید
هوش مصنوعی: خورشید میتواند سنگ را به جواهری گرانبها تبدیل کند و از نقره و طلا، نعمتهایی برای کوهها به ارمغان آورد.
میبرد دمبدم زمین ز سما
صد هزاران هزار جو دو عطا
هوش مصنوعی: هر لحظه از آسمان، زمین پر از نعمتها و خیرات میشود، بهگونهای که هزاران هزار قطره باران نازل میگردد.
باز این آسمان کزوست عطا
ببر و بحر و شاخ و برگ و گیا
هوش مصنوعی: دوباره این آسمان که از آن نعمتهاست، با آب و درختان و گیاهانش بر ما باران میبارد.
آن عطا از جناب حق دارد
ور حقش ندهد از کجا آرد
هوش مصنوعی: این نعمت و بخشش از سوی خداوند است و اگر او این نعمت را ندهد، هیچ کس نمیتواند آن را از جای دیگری به دست آورد.
زین سبب جان آدمی بخدا
میکند میل کو بود زانجا
هوش مصنوعی: به همین دلیل، روح انسان به سوی خدا تمایل پیدا میکند، زیرا آنجا جایگاه واقعی اوست.
قالبش گرچه هست شد زجهان
جان او از جهان همیشه جهان
هوش مصنوعی: اگرچه بدن او از این دنیا بیرون رفته است، اما روح و جان او همیشه در این دنیا باقی خواهد ماند.
هستیش چون ز نور و نار شده است
نور بر نار تن سوار شده است
هوش مصنوعی: وجود او مانند ترکیبی از نور و آتش است، به گونهای که نور بر آتش سوار شده و بر جسم او حضور دارد.
نور را میل سوی نور بود
نار را میل هم بنار شود
هوش مصنوعی: انگار که هر چیزی تمایل به طبیعت خودش دارد؛ نور به سمت نور میرود و آتش هم به سوی آتش جذب میشود.
عاقبت جنس سوی جنس رود
فرع با اصل خویشتن گرود
هوش مصنوعی: در نهایت، هر چیزی به سوی همان چیز خود میرود و فرع به اصل خود باز میگردد.
ناریان اندرون نار روند
نوریان در کنار یار روند
هوش مصنوعی: در دل آتشنشانان، آتش شعلهور است و نورپرستان در کنار محبوب خود مینشینند.
درخمی کان بود پر از باده
نیک بنگر مباش تو ساده
هوش مصنوعی: به چیزی که ظاهری جذاب و دلنشین دارد، به خوبی نگاه کن و فریب آن را نخور.
درد او بین که چون بپست رود
صاف بالا غذای مست شود
هوش مصنوعی: درد او را در نظر بگیر که چگونه وقتی برطرف شود، احساس آرامش کرده و در نهایت به خوشی و سرخوشی میرسد.
آسمان بازمین اگر آمیخت
هر یک آخر باصل خویش گریخت
هوش مصنوعی: اگر آسمان و زمین به هم بپیوندند، هرکدام در نهایت به ریشه و اصل خود بازمیگردند.
هست رازی در این میان پنهان
که بود آن ورای فکر و گمان
هوش مصنوعی: در این موضوع، رازی نهفته وجود دارد که فراتر از فکر و تصور ماست.
اگر آن راز را بگویم من
نی جهان ماند و نه مرد و زن
هوش مصنوعی: اگر آن راز را فاش کنم، دیگر نه جهانی خواهد بود و نه انسان یا زنی در آن باقی خواهد ماند.
دولبم را ببسته است خدا
که مکن شرح من مرا منما
هوش مصنوعی: خداوند به دل من قفل زده است تا کسی از رازهای درونیام باخبر نشود. من هم دوست ندارم که کسی از من و احساسم چیزی بداند.
گر بگویم سری که میدانم
نیست گردد یقین تن و جانم
هوش مصنوعی: اگر بگویم چیزی را که میدانم وجود ندارد، یقیناً روح و جسمم تحت تأثیر قرار میگیرد.
ذره ذره شود زمین و فلک
خیره سر گردد از نهیب ملک
هوش مصنوعی: به آرامی و به تدریج، زمین و آسمان تحت تأثیر قدرت و عظمت ملک، شگفت زده و متعجب خواهند شد.