برگردان به زبان ساده
بود با شیخ در زمانۀ شیخ
همدل و همنشین بخانۀ شیخ
هوش مصنوعی: در دوران شیخ، همواره با او همراه و همفکر بودم و در کنار او در خانهاش زندگی میکردم.
در صفا و وفا بهم همدم
همه اصحاب شادمان بیغم
هوش مصنوعی: در آرامش و صداقت، دوستان همواره کنار هم هستند و در کنار هم خوشحال و بیغم زندگی میکنند.
بخشش هر دو بر همه شامل
همه از هر دو، عالم و عامل
هوش مصنوعی: بخشش و رحمت هر دو به همه افراد تعلق میگیرد و همه کسانی که عالم و عامل هستند، از این نعمت برخوردار میشوند.
همه در باغ عشق چون اشجار
شیخ و نایب در آن چو باد بهار
هوش مصنوعی: در باغ عشق، همه مانند درختان هستند و نایب مانند نسیم بهاری در آن به آرامی میوزد.
زنده از آبشان نهال همه
گشته خوب از وصال حال همه
هوش مصنوعی: به خاطر ارتباط و نزدیکی با یکدیگر، همه چیز زندگی و زیبایی خود را یافته است.
هر یکی را بقدر خود ادرار
دائماً میرسید بی آزار
هوش مصنوعی: هر کس به اندازهی خود و به طور منظم نیازهایش فراهم میشود، بدون اینکه آسیبی به دیگران برساند.
داده هر یک درخت شکل دگر
میوه های لذیذتر ز شکر
هوش مصنوعی: هر درختی میوهای متفاوت و خوشمزهتر از شکر میدهد.
یک از آن تاب داده بر خرما
یک بداده انار جان افزا
هوش مصنوعی: یکی از آن میوههای شیرین و خوشمزه که بر روی درخت خرما رشد کرده، در مقابل انار خوشرنگ و جانبخش قرار گرفته است.
در عروج از بروج همچو ملک
کرده هر یک گذر ز هفت فلک
هوش مصنوعی: در حالتی از بالا رفتن و صعود، هر یک از افراد مانند فرشتگان به سرعت از هفت آسمان عبور میکنند.
خوش بهم بوده مدت ده سال
پاک و صافی مثال آب زلال
هوش مصنوعی: ما به مدت ده سال با هم رابطهای دوستانه و پاک داشتیم، مانند آب زلال و زنده.
بعد از آن نقل کرد مولانا
زین جهان کثیف پر رعنا
هوش مصنوعی: پس از آن، مولانا درباره این جهان آلوده و ناپاک با زیبایی و چهرهای جذاب سخن گفت.
پنجم ماه در جماد آخر
بود نُقلان آن شه فاخر
هوش مصنوعی: پنجمین روز از آخرین ماه فصل زمستان، نشان از میوههای خوشمزه و لذیذ آن پادشاه بزرگ را دارد.
سال هفتاد و دو بُده به عدد
ششصد از عهد هجرت احمد
هوش مصنوعی: در سال هفتاد و دو هجری، که معادل ششصد سال از هجرت پیامبر اسلام (احمد) محسوب میشود.
چشم زخمی چنین رسید بخلق
سوخت جانها ز صدمت آن برق
هوش مصنوعی: چشم زخمزدهای به مردم رسید و به خاطر ضربهای که آن برق به جانها زد، جانها در آتش سوخت.
لرزه افتاد در زمین آن دم
گشت نالان فلک در آن ماتم
هوش مصنوعی: در آن لحظه زمین لرزید و آسمان به خاطر این اندوه شروع به ناله و شیون کرد.
مردم شهر از صغیر و کبیر
همه اندر فغان و آه و نفیر
هوش مصنوعی: مردم شهر، چه کوچک و چه بزرگ، همه در حال ناله و فریاد هستند.
دیهیان هم ز رومی و اتراک
کرده از درد او گریبان چاک
هوش مصنوعی: دهقانان از درد او به اندازهای نگران و نالهزن هستند که خود را از غم به چاک وارهیدهاند و از رومیان و ترکها هم شکایت دارند.
بجنازه شده همه حاضر
از سر مهر و عشق نز پی بر
هوش مصنوعی: همه با محبت و عشق به خاطر یکدیگر و برای وداع با کسی که فوت شده، دور هم جمع شدهاند.
اهل هر مذهبی بر او صادق
قوم هر ملتی بر او عاشق
هوش مصنوعی: هر گروه و مذهبی نسبت به او راستگو هستند و مردم هر ملت نسبت به او عاشق و دلبستهاند.
کرده او را مسیحیان معبود
دیده او را جهود خوب چو هود
هوش مصنوعی: او را مسیحیان پرستش میکنند و یهودیان او را نیکو میدانند، همچون پیامبر هود که مورد احترام است.
عیسوی گفته اوست عیسی ما
موسوی گفته اوست موسی ما
هوش مصنوعی: برخی از افراد به مناقشه دربارهی شخصیتهای مذهبی میپردازند و هرکدام به باورهای خودشان در مورد عیسی و موسی اشاره میکنند. برای برخی، عیسی نماد محبت و رستگاری است، در حالی که موسی نمایانگر رهبری و قانونگذاری است. این نشاندهنده تنوع اعتقادات و ارادتهایی است که به این شخصیتها وجود دارد.
مؤمنش خوانده سرّ و نور رسول
گفته هست او عظیم بحر نغول
هوش مصنوعی: مؤمن، راز و نور الهی را میشناسد، و پیامبر گفته است که او دریای عظیم دانش و حکمت است.
همه کرده ز غم گریبان چاک
همه از سوز کرده بر سر خاک
هوش مصنوعی: همه از شدت غم، لباسهای خود را پاره کردهاند و به خاطر سوز و درد دل، بر سر خاک افتادهاند.
آن فغان و خروش کانجا بود
کس ندیده است زیر چرخ کبود
هوش مصنوعی: هیچکس فریاد و شوری که آنجا وجود دارد را زیر آسمان آبی ندیده است.
همچنان این کشید تا چل روز
هیچ ساکن نشد دمی تف و سوز
هوش مصنوعی: او بیوقفه و به مدت چهل روز ادامه داد و حتی برای لحظهای هم آرام نگرفت، در حالی که دچار شور و شوق و التهاب بود.
بعد چل روز سوی خانه شدند
همه مشغول این فسانه شدند
هوش مصنوعی: پس از گذشت چهل روز، همه به سمت خانه قدم برداشتند و به این داستان مشغول شدند.
روز و شب بود گفتشان همه این
که شد آن گنج زیر خاک دفین
هوش مصنوعی: روز و شب در پی هم میگذرد و همه میگویند که چه بر سر آن گنج گرانبها که زیر خاک پنهان شده، آمده است.
ذکر احوال و زندگانی او
ذکر اقوال و در فشانی او
هوش مصنوعی: حالتها و زندگی او را میگویند و سخنان و گفتارهای او را بازگو میکنند.
ذکر خلق لطیف بی مثلش
ذکر خلق شریف بی مثلش
هوش مصنوعی: ذکر خلقت زیبا و بینظیر او، یادآور خلقت بزرگ و محترم اوست که هیچ مشابهی ندارد.
ذکر عشق خدا و تجریدش
ذکر مستی و صدق و توحیدش
هوش مصنوعی: یادآوری عشق به خدا و خلوص آن، یادآور حالتی از شیدایی و صداقت و یکتایی است.
ذکر تنزیه او از این دنیا
کلی رغبتش سوی عقبی
هوش مصنوعی: ذکر خالص و ناب خداوند در این دنیا، باعث میشود تمایل انسان به زندگی و دنیا کم شود و بیشتر به سمت آخرت و معنویت کشیده شود.
ذکر و ورد و نماز او همه شب
ذکر تخصیص او بحضرت رب
هوش مصنوعی: ذکر و عبادت و نماز او همه شب یادآوری و تسبیح خاص او در برابر خداوند است.
ذکر لطف و تواضع و کرمش
ذکر حال و سماع چون ارمش
هوش مصنوعی: یادآوری از مهر و فروتنی و بزرگواری او مانند یادآوری حال و دردی است که به آرامش میانجامد.
ذکر تذکیر و وعظ و گرمی او
ذکر مهر و وفا و نرمی او
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که یادآوری و نصیحت او مانند یادآوری مهر و محبت و لطافت او است. به عبارت دیگر، یادآوری او با محبت و احساسات نرم و آرام همراه است.
ذکر اسرار و لطف انوارش
ذکر آن کشف ها ز دیدارش
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی به یادآوری و توصیف لحظات خاص و جذاب در ارتباط با وجودی خاص اشاره دارد. وقتی از رازها و نور محبت او صحبت میشود، به نوعی از تجلیات و تجربیات عمیق ناشی از دیدار او سخن گفته میشود. این مفهوم به احساسات عمیق و لطیفی که ناشی از ملاقات با کسی خاص است، ارتباط دارد و نشاندهنده تأثیر این دیدار بر دل و جان فرد است.
ذکر تقوی و حلم و رحمت او
ذکر فتوی و علم و حکمت او
هوش مصنوعی: بیان ویژگیهای مثبت خداوند همچون تقوا، بردباری و رحمت او، همچنین اشاره به علم، دانش و حکمت اوست.
ذکر هر نوع از کرامت او
در ره صدق استقامت او
هوش مصنوعی: هر نوعی از بزرگی و کرامت او در راستای صداقت و پایبندی او به اصول و ارزشهاست.
همه در هر صفت ورا خوانند
زانکه او را شفیع خود دانند
هوش مصنوعی: هر کس او را به خاطر ویژگیهای خاصش میشناسد و به همین دلیل او را شفیع و واسطهی خود میداند.
همه نامش برند در سوگند
همه از نام او رهند از بند
هوش مصنوعی: همه افراد او را به عنوان قسم یاد میکنند و همهچیز از اسم او آزاد میشود.
تا نیارند نام او بزبان
هیچ باور نگردد آن پیمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی نام او را به زبان نیاورد، هیچ اعتقادی به آن قرارداد نخواهد داشت.
زانکه آن نام بهترین قسم است
نقض آن پیششان بتر ز سم است
هوش مصنوعی: زیرا آن نام، بهترین نوع نام است و شکستن آن در نظر آنان بدتر از سم است.
گر بگویم از این نسق شب و روز
دل عشاق خون شود از سوز
هوش مصنوعی: اگر بگویم که شب و روز به این شکل است، دل عاشقان از شدت سوز و درد به خون مینشیند.
دل چون کوه که شود زین غم
آن به آید کزین ببندم دم
هوش مصنوعی: دل انسان مانند کوه است که از این همه غم و اندوه به شدت تحت فشار قرار میگیرد و میگوید که بهتر است از این درد و رنج چیزی نگویید.
سوی قصه روم که از غصه
برهند و برند از آن حصه
هوش مصنوعی: به سمت داستانی میروم که از درد و غم دور کند و از آن بخش رهایی بخشم.