برگردان به زبان ساده
خلق را چو ساخت در ظلمت
نورشان ریخت بر سر از رحمت
هوش مصنوعی: خداوند انسانها را در تاریکی آفرید و از رحمت خود نور و روشنایی را بر سر آنها نازل کرد.
نور خود را نثار بر سرشان
کرد تا شد لقاش در خورشان
هوش مصنوعی: او نور و روشنایی خود را بر سرشان افشاند تا اینکه برایشان مانند خورشید درخشان شد.
کرد ترکیب جسم را ز چهار
ایزد از خاک و باد و آب و ز نار
هوش مصنوعی: ترکیب بدن انسان از چهار اصل اصلی تشکیل شده است: خاک، باد، آب و آتش.
دل و جان را ز بحر معنی کرد
بعد از آن اندرون جسم آورد
هوش مصنوعی: دل و جان را از عمق معانی پرورش داد و سپس آنها را در درون جسم قرار داد.
اندر ایشان نهاد گوهرها
از صفات قدیم و علم و سنا
هوش مصنوعی: در وجود آنها ویژگیها و خصوصیات باارزشی قرار داده شده است که از قدیم نسبت به علم و روشنایی برخوردارند.
قهر و لطف و جفا و حلم و وفا
بیحد و بیشمار از آن دریا
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای مختلفی میپردازد که میتوان آنها را به یک دریای وسیع نسبت داد. به عبارت دیگر، قهر، لطف، جفا، صبر و وفا همگی در کنار یکدیگر وجود دارند و بینهایت و فراوان به نظر میرسند، همچون عمق و وسعت دریا. این توصیف نشاندهنده پیچیدگی و تنوع احساسات انسانی است.
تا تو در خود صفات او ببینی
وز صفتهاش ذات او بینی
هوش مصنوعی: تا زمانی که ویژگیهای او را در وجود خود ببینی و از طریق این ویژگیها، به عمق وجود او پی ببری.
همچو عطار کو ز هر انبار
آورد در دکان و در بازار
هوش مصنوعی: مانند عطار که از هر جا دارو و کالا جمعآوری میکند و آنها را برای فروش در دکان و بازار عرضه میکند.
از حنا و ز عود و از شکر
از گلاب و ز مشگ و از عنبر
هوش مصنوعی: از حنا و عود و شکر و گلاب و مشک و عنبر، عطر و بوی خوشی به مشام میرسد.
اندکی آورد نه بسیار او
همه را ناورد بیکبار او
هوش مصنوعی: تنها مقداری از چیزی را به تدریج به دست آورد، نه اینکه همه چیز را یکجا و به سرعت به دست آورد.
باشد انبارها ورا بسیار
پر و در هر یکی دو صد خروار
هوش مصنوعی: انبارها بسیار پر از کالا شدهاند و در هر کدام چند صد خروار موجودی وجود دارد.
نهد از هر یکی بطبلۀ خود
قدر هر طبله ای بکلبه برد
هوش مصنوعی: هر کس بر اساس مقام و موقعیتی که دارد، نقشی را در زندگی ایفا میکند و هر فردی ویژگیها و قابلیتهای خاص خود را داراست.
گرچه در طبله ها بود اندک
عاقلی زین بداند آن بیشک
هوش مصنوعی: اگرچه در بین مردم عاقل و باهوش کمی پیدا میشود، اما آن کم هم به خوبی میداند و میفهمد.
هست دکان حق تن انسان
اندرونش صفات الرحمن
هوش مصنوعی: وجود انسان مانند فروشگاهی است که در درون آن، ویژگیها و صفات خداوند حضور دارند.
پس تو در خود ببین صفات خدا
گرچه اندک بود بدان ز صفا
هوش مصنوعی: در درون خود، ویژگیهای الهی را مشاهده کن، حتی اگر اندک باشد، اما به خاطر پاکی و صفای آن ارزشمند است.
تا چسان است آن صفات منیر
سیر کن زین قلیل سوی کثیر
هوش مصنوعی: چگونه میتوان به ویژگیهای روشن و درخشان خود پی برد؟ از این مقدار کم به سمت چیزهای فراوان و بزرگ حرکت کن.
نی ز یک کوزه آب ای عطشان
میشوی واقف از فرات روان
هوش مصنوعی: اگر تشنهای، با یک کوزه آب میتوانی سیراب شوی؛ اما آیا از جایی بزرگتر مانند فرات خبر داری؟
هم ز یک دو مویز ای برنا
میشوی بر ت ما م آن دانا
هوش مصنوعی: ای جوان، تو نیز از دو مویز لذت میبری و با این کار، به ما هم میزنی؛ این را از دانایان یاد بگیر.
همچنین گندم و حبوب دگر
اندکش میکند ز جمله خبر
هوش مصنوعی: گندم و سایر حبوبات به تدریج و کم کم باعث افزایش خبرهای مختلف میشوند.
در نبی آنچه گفت اوتیتم
هست اندک چو قطره از قلزم
هوش مصنوعی: در سخنان پیامبر، آنچه بیان شده به اندازهای کوچک و ناچیز است که مانند یک قطره از دریا به نظر میرسد.
علم من بیحد است اندک از آن
بشما دادم از برای نشان
هوش مصنوعی: دانش من بیپایان است و من تنها مقدار کمی از آن را به شما نشان دادم تا نشانهای از داناییام باشد.
تا از آن اندکی بدانیدم
از سر اطلاع خوانیدم
هوش مصنوعی: من وقتی کمی از آن موضوع آگاه شدم، به آن از روی اطلاعاتم نگاه کردم.
هست اسمای من سمیع و بصیر
عالم و عادل و غفور و خبیر
هوش مصنوعی: نامهای من شامل شنوا، بینا، دانا، عدالتگستر، بخشنده و آگاه است.
بنگر در خود این همه اوصاف
تا شناسی مرا و گردی صاف
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و این ویژگیها را در خود بیاب تا من را بشناسی و روح تو پاک و صاف شود.
خود صفاتم اگرچه بیحد است
آن صفات قلیل از آن عد است
هوش مصنوعی: صفات من بینهایت و گستردهاند، اما این صفات محدود و کمشمار به حساب میآیند.
زین توانی شدن بر آن عالم
پس تو از خود مرا بدان عالم
هوش مصنوعی: با تواناییهایی که از تو به دست آمده، میتوانی به دنیای بالاتر دست یابی. پس من هم برای رسیدن به آن دنیا، به تو وابستهام.
گرچه زان بحرهای بی پایان
گه صفات منند در دو جهان
هوش مصنوعی: باوجود اینکه در این دو جهان، صفات من همچون دریاهای بیپایان هستند،
اندکی داده ام از آن بتو من
صبر کن اندر آن بعلم و ب ف ن
هوش مصنوعی: من کمی از عشق و محبت را به تو دادهام، پس صبر کن تا در علم و فهم من عمیقتر شوی.
تا ببینی چگونه متصل است
با صفاتت صفات من ز الست
هوش مصنوعی: تا ببینی چگونه صفات من در پیوندی عمیق با صفات تو قرار دارد و این ارتباط از آغاز هستی وجود داشته است.
هیچوقتی نبوده است جدا
از صفاتت صفات من بخود آ
هوش مصنوعی: هرگز نبوده است که من از ویژگیها و صفات تو جدا باشم، بنابراین به خودت بیاندیش.
آنچنان کافتاب در خانه
میزند روشنیش در خانه
هوش مصنوعی: خورشید به قدری در خانه میتابد که روشنیاش تمام فضا را پر کرده است.
گرچه در خانه تابشش اندک
اوفتد قدر روزن هر یک
هوش مصنوعی: هرچند نور او در خانه کم است، اما اهمیت هر روزن به اندازهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
نبود تاب از آفتاب جدا
نیست پوشیده هست این پیدا
هوش مصنوعی: آفتاب نمیتواند از تابش خود دور باشد، و اگرچه ممکن است پنهان باشد، ولی باز هم اثرات آن قابل مشاهده است.
همچنان دان صفات حق را تو
متصل کژ مخوان ورق را تو
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که ویژگیهای خداوند را به درستی و بهطور دقیق بشناس و آنها را نادرست تعبیر نکن.
زین سبب گفت حق که آدم را
آفریدیم ما بصورت ما
هوش مصنوعی: به همین دلیل، خداوند فرمود که ما آدم را به صورت خودمان آفریدیم.
همچو آن طبله ها که در دکان
سر انبارها کنند بیان
هوش مصنوعی: مانند آن طبلهایی که در فروشگاهها برای نگهداری در انبارها استفاده میشوند، صحبت کن.
نی دکان گشت صورت انبار
گرچه انبار بیحد است و کنار
هوش مصنوعی: دکان به شکل انبار درآمده، هرچند انبار وسیع و بیپایان است.
زین صفات قلیل روسوی اصل
مکن اندر میان هر دو فصل
هوش مصنوعی: از این ویژگیهای کم ارزش، خود را در میان دو گروه قرار نده.
لیک اینجا دقیقه ایست بدان
سر بنه تا شود بر تو عیان
هوش مصنوعی: اما در اینجا لحظهای توقف کن تا حقیقت برایت روشن شود.
جز صفات خدا صفات دگر
متصل نیست همچو نور بخور
هوش مصنوعی: به جز ویژگیهای خداوند، هیچ ویژگی دیگری به او وابسته نیست. مانند نور که به خورشید متصل نیست.
جزوش از کل خود جداست بدان
گرچه جزوش چو کل بود یکسان
هوش مصنوعی: جزئی از کل خودش جداست، حتی اگر آن جزء همانند کل به نظر برسد.
مشت گندم نه دور از انبار است
اندکش گرچه عین بسیار است
هوش مصنوعی: مقدار کمی گندم هرچند که ظاهرش کم به نظر میرسد، اما به انبار نزدیک است و به همین خاطر ارزش بالایی دارد.
گشت از کل جدا بصورت آن
گرچه عین وی است ای ره دان
هوش مصنوعی: پدیدهها، هرچند از کل جدا به نظر میرسند، اما در حقیقت جزئی از آن کل هستند. ای کسی که در این مسیر علم و آگاهی داری، این نکته را درک کن.
هست بسیار این مثال و نظیر
فکر کن تا شوی تمام خبیر
هوش مصنوعی: بسیاری از این نظایر و مثالها وجود دارند، به آنها فکر کن تا به درک کامل و بینش عمیق دست پیدا کنی.
دل بحق ده اگر دلی داری
چون از او میرسد ترا یاری
هوش مصنوعی: اگر دل داری که راستین باشد، به خدا دل بده؛ زیرا اگر از او مدد بخواهی، به تو یاری میدهد.
عمر و هستی و صحتت همه زوست
آب حوض درون توزان جوست
هوش مصنوعی: زندگی و وجود و تندرستی تو همه از اوست، همانند آبی که درون حوض نیاز به جریان دارد.
چون زجوی وئی بجوی او را
سوی بیسوی رو بهل سورا
هوش مصنوعی: هرگاه در جستجوی او میروی، به دنبال او بگرد و به سوی مقصودت برو.
مرغ آبی بسوی آب رود
مرغ خاکی سوی تراب رود
هوش مصنوعی: پرنده آبی به سمت آب میرود، اما پرنده خاکی به سوی خاک حرکت میکند.
دل بیدار از زمین و سما
گذرد خوش رود سوی بالا
هوش مصنوعی: دل بیدار از زمین و آسمان فراتر میرود و با خوشحالی به سمت بالا پرواز میکند.
جان بیجا کجا گزیند جا
لانۀ پشه کی سزد بهما
هوش مصنوعی: جان بیجهت کجا میتواند آرام بگیرد؟ آیا جایی برای سکونت دارد که شبیه لانهی پشه باشد؟
آسمان و زمین بود زندان
جان آراد کی گزیند آن
هوش مصنوعی: آسمان و زمین همچون زندانی برای روح آراد هستند و او نمیتواند از این شرایط فرار کند.
روح را آسمان جناب حق است
مستیش دائم از شراب حق است
هوش مصنوعی: روح انسان به مانند آسمانی است که تحت توجه و لطف الهی قرار دارد و همیشه از شادی و سرور ناشی از آگاهی و حقیقت الهی پر شده است.
قطرۀ نور آنچنان دریا
چون از آنجاست هم رود آنجا
هوش مصنوعی: نور به قدری عظیم و گسترده است که اگر از دریا گرفته شود، در حقیقت همانند رودی است که به آن دریا متصل میشود.
آب دریا بهر کجا که بود
بیگمان سوی اصل خویش رود
هوش مصنوعی: آب دریا هر جا که باشد، بدون شک به سمت منبع اصلی خود جریان خواهد یافت.
چون ولی را خلاصه آن نور است
کی از آن نور جان او دور است
هوش مصنوعی: ولی، همانند نوری است که روح او به واسطه آن روشن میشود، و اگر از این نور دور باشد، روح او نیز دور خواهد شد.
آسمانش یقین بود آن نور
می نگردد ز غیر آن مسرور
هوش مصنوعی: آسمان او کاملاً روشن و مطمئن بود و آن نور، از هیچ چیز دیگر خوشحال نمیشد.
پس بر این آسمان مدان او را
جنس آن نیست چون رود آنجا
هوش مصنوعی: پس بر این آسمان او را قرار نده، زیرا جنس او از آن نیست، مانند رود که در آنجا نیست.
آ سمان صورتست و جان معنی
سوی معنی رود روان معنی
هوش مصنوعی: آسمان نمایانگر صورت است و روح به سمت معنا حرکت میکند.
جز که بر نور نور ن ن شیند
دیو هرگز بحور ننشید
هوش مصنوعی: فقط بر نور روشنایی مینشیند و دیو هرگز در دریا ساکن نمیشود.
موج دریا رود سوی دریا
گ رد گردد ز باد در صحرا
هوش مصنوعی: موج دریا به سمت خود دریا حرکت میکند و در اثر وزش باد، در صحرا به صورت گرداب درمیآید.
آب را باد سوی آب برد
خاک را جانب تراب برد
هوش مصنوعی: باد آب را به سمت خود میبرد و خاک را به سمت زمین و خاک میکشاند.
فرعها سوی اصل خویش روند
زانکه اجزا ب کل خود گروند
هوش مصنوعی: شاخهها به سمت ریشههای خود حرکت میکنند، زیرا اجزای مختلف به کل خود متصل میشوند.
جزو جنت رود بسوی نعیم
جز ودوزخ رود بسوی جحیم
هوش مصنوعی: جزای بهشت به سوی نعمتها میرود، و جزای جهنم به سوی عذابها.