برگردان به زبان ساده
باز گردیم از این حدیث دراز
قصهی شمسِ دین کنیم آغاز
هوش مصنوعی: بیایید از این گفتگوی طولانی دست برداریم و داستان شمسالدین را شروع کنیم.
چون غلوشان بر او ز حد بگذشت
دشمنیشان ز حد و عد بگذشت
هوش مصنوعی: وقتی دشمنی و حساسیت آنها نسبت به او از حد گذشت، رفتارهایشان نیز از مرز معقول و منطقی فراتر رفت.
شمس تبریز رفت سوی دمشق
تا شود پر، دمشق و شام ز عشق
هوش مصنوعی: شمس تبریز به سوی دمشق رفت تا عشق و محبت در آنجا پررنگتر شود.
وارهید از چنین خسان مرید
جان خود را ز مکرشان بخرید
هوش مصنوعی: از افرادی که به پستی و بیارزشی معروف هستند دوری کن و جان خود را از دست نیرنگهای آنها نجات بده.
پس خدا را گزارد شکر از جان
که رهید از گروه بیایمان
هوش مصنوعی: پس از دل شکر خدا را به جا میآورد به خاطر این که از جمعیت بیایمان نجات یافته است.
چون حزین شد ز هجر مولانا
گشت معرض ز جمله آن دانا
هوش مصنوعی: وقتی دل از دوری معشوق غمگین شد، از جمع آوری دانش و آگاهیهای دیگران کنارهگیری کرد.
دوستی را از آن نفر ببرید
مرغ مهرش ز لانهشان بپرید
هوش مصنوعی: دوستی را از آن شخص بگیرید، مانند اینکه پرندهای از لانهاش پر بزند.
چونکه آن رایشان نیامد راست
عکس شد آنچه هر یکی میخواست
هوش مصنوعی: وقتی که آن خواستهشان برآورده نشد، همه چیز برعکس آنچه هر کدام انتظار داشتند، پیش رفت.
گفتهبودند اگر رود زینجا
مانَد آن شاه ما به ما تنها
هوش مصنوعی: گفته بودند اگر این رود از اینجا رد نشود، آن پادشاه ما دیگر تنها خواهد ماند.
همچو اول از او عطا ببریم
بیلب و کام قندهاش خوریم
هوش مصنوعی: ما مانند روزهای نخستین از او نعمت و بخشش دریافت میکنیم و بینیاز از زبان و کلام، شیرینیهای او را میچشیم.
بار دیگر ز پندهای خوشش
بجهیم از جهان و پنج و ششش
هوش مصنوعی: بیایید دوباره از نصیحتهای خوب او بهرهمند شویم و از تمام دغدغهها و مسائل دنیوی فاصله بگیریم.
زین قفس باز همچو مرغ پریم
پردهها را به عون او بدریم
هوش مصنوعی: از این قفس مانند یک پرنده آزاد، پردهها را به کمک او کنار میزنم.
نشد این وان قدر که بود نماند
ز آنچه دل بافت تار و پود نماند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آنچه که در ذهن و قلب انسان نقش بسته و بافته شده، نتوانسته است به آن اندازه که انتظار میرفت، باقی بماند. در واقع، احساسات و آرزوها به سرعت تغییر میکنند و آنچه که در دل شکل میگیرد، پایدار نیست.
همه گویان به توبه گفته که وای
عفومان کن از این گناه خدای
هوش مصنوعی: تمام گناهکاران به خداوند میگویند که ای بخشنده، ما را از این گناه ببخش.
قدر او از عمی ندانستیم
که بد آن پیشوا ندانستیم
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم ارزش او را به خوبی تشخیص دهیم زیرا رهبری آن فرد را درک نکرده بودیم.
طفل ره بودهایم خرده مگیر
یارب انداز در دل آن پیر
هوش مصنوعی: ما در مسیر زندگی هنوز کودکانی هستیم، پس عیبها و کوچکیتیهای ما را نگیرید، بلکه در دل آن انسان کهنسال، محبت و عشق بگذارید.
که کند جرمهای ما را او
عفو کلی کزین شدیم دو تو
هوش مصنوعی: او که بخشش کامل دارد، گناهان ما را میبخشد، زیرا که ما از تو دور شدهایم.
قد ما بود الف کنون دال است
ناله و گریهمان بر این حال است
هوش مصنوعی: به اندازهای که پیش از این برای ما عشق و الفت بود، اکنون تنها ناله و اشک باقی مانده و وضعیت ما نشاندهندهٔ ناراحتی و اندوهمان است.
ساعة لایراکم عینی
دمع عینی یفور کالعین
هوش مصنوعی: ساعتی نمیتوانم چشمانم را از دیدن تو برداشت کنم، اشک چشمانم در خیالت فوران میکند مانند چشمه.
انا جسم و انتم روحی
خذ یدی فی البحار یا نوحی
هوش مصنوعی: من جسم هستم و شما روح من؛ دستم را بگیر در دریاها ای نوح.
لامنی للکئیب غیرکم
کم یقاسی الفؤاد ضیرکم
هوش مصنوعی: عشق و غم من تنها با وجود شما قابل تحمل است و کسی جز شما نمیتواند از دردهای دل من آگاه باشد.
صدکم قاتلی بلا سیف
کیف احنی انا بلاکیف
هوش مصنوعی: بسیاری از قاتلان را میتوان با شمشیر شکست داد، اما چگونه میتوانم بدون ابزار به تعریف و توضیح بپردازم؟
شجر العشق لامکان له
ثمر العشق لااوان له
هوش مصنوعی: درخت عشق فضایی ندارد و میوه عشق زمانی ندارد.
یغ ت دی بثمره الارواح
لامساء لاکله و صباح
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که زندگی و تجربیات ما مانند میوهای هستند که از روحها به دست میآید و هیچ شب و صبحی در آن محدودیتی وجود ندارد. در واقع، این یک تفکر درباره غنای زندگی و ارتباط آن با روح و وجود انسانی است.
غیر حب الحبیب عندی شین
حیرتی فی هواه نعم الزین
هوش مصنوعی: عشق محبوبم برای من همه چیز است و غیر از آن هیچ چیزی ارزش ندارد. در عشق او، همه چیز زیباست و من در حیرت از این زیبایی هستم.
وصلنا غیر قابل للبین
صدق قولی منزه عن مین
هوش مصنوعی: ما به پیوستگی رسیدهایم که هیچگونه جدایی در آن وجود ندارد؛ سخن من پاک و خالص از هرگونه ناپاکی است.
پارسی گو که جمله دریابند
گرچه زین غافلند و در خوابند
هوش مصنوعی: به زبان فارسی صحبت کن تا همه بفهمند، حتی اگر در این موضوع ناآگاه باشند و غافل باشند.
آن گروهی که بودشان غفلت
کرده بودند از سفه جرأت
هوش مصنوعی: گروهی که از نادانی و بیپروایی خود غافل شده بودند.
پیش شیخ آمدند لابهکنان
که ببخشا مکن دگر هجران
هوش مصنوعی: افرادی با التماس و درخواست به پیش شیخ رفتند و از او خواستند که دیگر آن دوری و جدایی را فراموش کند و ببخشد.
توبهها میکنیم رحمت کن
گر دگر این کنیم نقمت کن
هوش مصنوعی: ما از کردههای ناپسند خود پشیمان میشویم و از تو میخواهیم اگر دوباره مرتکب همان خطا شدیم، مجازاتمان کن.
توبهی ما بکن ز لطف قبول
گرچه کردیم جرمها ز فضول
هوش مصنوعی: توبهام را با لطف و محبت بپذیر، هرچند که از روی نادانی گناهان زیادی مرتکب شدهام.
بارها گفته اینچنین به فغان
ماهها زین نسق به روز و شبان
هوش مصنوعی: بارها این موضوع را به صورت غم انگیز و با ناله بیان کردهایم که این حال و روز ما در طول روز و شب همچنان ادامه دارد.
شیخ شان چونکه دید از ایشان این
راهشان داد و رفت از او آن کین
هوش مصنوعی: وقتی شیخ دید که این افراد به چه راهی رفتهاند، از آنها فاصله گرفت و به مسیر خود ادامه داد.