برگردان به زبان ساده
اولیای میانه مشهوراند
اولیای یگانه مستوراند
هوش مصنوعی: در میان اولیا، کسانی که در جامعه شناخته شدهاند و معروف هستند، وجود دارند، اما افرادی هم هستند که در خفا و دور از چشم مردم به مقام و مرتبت بالایی دست یافتهاند و کمتر کسی از آنها باخبر است.
غیرت حق شده است حارسشان
زان بماندند از نظر پنهان
هوش مصنوعی: غیرت حق از آنان محافظت میکند و به همین دلیل، آنها از دیدها دور ماندهاند.
هیچ شیخی نبود کو ز خدا
می نجستی لقای ایشان را
هوش مصنوعی: هیچ بزرگمردی نبود که از خداوند کنارهگیری کند و به دیدار ایشان نرود.
در عوض حق هزار گونه عطا
داده و گفته لب از آن مگشا
هوش مصنوعی: در عوض حق و حقوقی که داده شده، هزاران نعمت و بخشش به همراه داشته و گفته شده که در مورد آن چیزی نگوید.
شاهدان مرا نبیند کس
ور ببیند فنا شود بنفس
هوش مصنوعی: اگر کسی مرا ببیند، به طور یقین نابود خواهد شد و نمیتواند مرا درک کند.
شاهد بندگان که مخلوق است
چند روزی مجاز معشوق است
هوش مصنوعی: محبوب و دلبر تنها برای لحظهای در دسترس بندگان است و به مدت کوتاهی در این دنیا قابل تجربه است.
از خلایق نهان کنند او را
تا همه کس نبیند آن رو را
هوش مصنوعی: او را از چشم مردم پنهان میکنند تا هیچکس نتواند آن چهره را ببیند.
چون بود در مجاز غیرتها
تو از این کن قیاس ای دانا
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که وقتی غیرت و احساسات محدود و ظاهری را یکی از ویژگیهای انسانی میدانیم، باید به این نکته توجه کنیم که تمامی این احساسات و واکنشها نیز در دنیای واقعی و مجازی دارای ابعاد و عمق بیشتری هستند. بنابراین، ای آگاه، سعی کن که درک بهتری از این موضوعات داشته باشی و آنها را تنها به یک حالت سطحی محدود نکن.
که چگونه است غیرت یزدان
شاهد خویش چون کند پنهان
هوش مصنوعی: چطور غیرت خداوند باعث میشود که او نظارهگر اعمال ما باشد اما خود را پنهان کند؟
نی محمد که بود شاه رسل
قطب و هادی و رهنمای سبل
هوش مصنوعی: نی محمد، یعنی آن رهبری که از نسل رفیع و بزرگی است، محور و راهنما در مسیرها و جادهها است.
گفت با عایشه که من بدعا
طلبیدم وصال خاص خدا
هوش مصنوعی: به عایشه گفت که من به دعا درخواست کردم که به نزدیکی خاص خدا برسم.
بعد بسیار ناله و زاری
حاجتم شد قبول از باری
هوش مصنوعی: بعد از اینکه به اندازهی زیادی ناله و زاری کردم، بالاخره خواستهام از سوی خداوند برآورده شد.
داد وعده که خاص من بر تو
خواهد آمد ز لطف بر در تو
هوش مصنوعی: او وعده داده که به خاطر لطفش، خاص من به تو خواهد رسید و به در خانهات خواهد آمد.
لیک اگر اتفاق من اینجا
نبدم ضبط کن تو نقش ورا
هوش مصنوعی: اما اگر سرنوشت من اینجا رقم نخورده باشد، تو نقش او را در خاطر نگهدار.
دعوتش کن درون خانه بصدق
مینگر خوش در آن یگانه بصدق
هوش مصنوعی: او را با صداقت به خانهات دعوت کن و با دیدی صادقانه به زندگیت نگریسته و از وجود او لذت ببر.
حلیه اش را نویس در دل خویش
تا کنی شرح نقش آن درویش
هوش مصنوعی: ظاهر او را در دل خودت بنویس تا بتوانی نقش آن درویش را توضیح بدهی.
آن زمان کو رسید پیغمبر
بود اندر نماز مسجد در
هوش مصنوعی: زمانی که پیغمبر در حال نماز خواندن در مسجد بود، خیلی نزدیک بود.
زد در مصطفی و گفت ک ه کو
آن طلبکار ما شه حق خو
هوش مصنوعی: به در خانه پیامبر آمد و گفت: "کجاست آن کسی که به ما بدهکار است و ما حق خود را از او میخواهیم؟"
عایشه بر درآمد و بنیاز
کرد او را هزار نوع اعزاز
هوش مصنوعی: عایشه از جا برخواست و به او توجه و احترام زیادی نشان داد.
گفت ش ای شه دمی بخانه درآ
تا ببینیم بی حجاب ترا
هوش مصنوعی: بیا ای پادشاه، لحظهای به خانه ما بیا تا بدون پوشش و پرده، تو را ببینیم.
گفت نی کار دارم ای بانو
برسانی سلام ما با او
هوش مصنوعی: گفت که ای بانوی محترم، میتوانی سلام مرا به او برسانی؟ من کار مهمی با او دارم.
عایشه ضبط کرد حلیۀ او
از دهان و ز چشم و از ابرو
هوش مصنوعی: عایشه زیباییهای او را از زبان، چشمها و ابروهایش به خاطر سپرد.
چون ز مسجد رجوع کرد رسول
تا کند در وثاق خویش نزول
هوش مصنوعی: وقتی پیامبر از مسجد برگشت، تصمیم گرفت که در جای خود بنشیند و آرامش پیدا کند.
بوی آن مرد زد ز خانه بر او
گفت با عایشه که زود بگو
هوش مصنوعی: بوی آن مرد از خانه خارج شد و به عایشه گفت که زود خبر را به او برساند.
با من از نقش و صورت آن خاص
تا دل و جان شود ز قید خلاص
هوش مصنوعی: با من دربارهی آن زیبایی خاص صحبت کن تا دل و جانم از بند رهایی یابد.
عایشه چون بگفت حلیۀ او
اشگش از چشم شد روانه چو جو
هوش مصنوعی: عایشه وقتی زیباییاش را بیان کرد، اشکش مانند جوی آب از چشمش روان شد.
بعد از آن گشت از خوشی بیهوش
همچو دریا در آمد اندر جوش
هوش مصنوعی: پس از آن، از شادی به حالتی بیهوش درآمد و مانند دریا آغاز به خروش کرد.
زانچنان بیهشی چو باز آمد
قطره اش بحر پر ز راز آمد
هوش مصنوعی: چون از بیخبری خارج شوی، قطرهای از آن دریا که پر از اسرار است، نمایان میشود.
بر زبانش روانه گشت اسرار
مستمع غرق شد در آن انوار
هوش مصنوعی: رازهایی که بر زبان او جاری شد، باعث شد که شنونده در آن نورها غرق شود.